تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 435 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 435 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 435 دیوان شمس مولانا

هر که بالا‌ست مر او را چه غم است
هر که آن جاست مر او را چه غم ست

که از این سو همه جان‌ست و حیات
که از این سو همه لطف و کرم است

خود از این سو که نه سوی‌ست و نه جا
قدم اندر قدم اندر قدم‌ست

این عدم خود چه مبارک جای‌ست
که مدد‌های وجود از عدم‌ست

همه دل‌ها نگران سوی عدم
این عدم نیست که باغ ارم‌ست

این همه لشکر اندیشه دل
ز سپاهان عدم یک علم‌ست

ز تو تا غیب هزاران سال‌ست
چو روی از ره دل یک قدم‌ست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 435 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۴۳۵ از دیوان شمس مولانا با مطلع “هر که بالا\u200cست مر او را چه غم است / هر که آن جاست مر او را چه غم ست”. این غزل به بیان حال خوش و بی‌غمی کسی می‌پردازد که به مقام بالا (قرب الهی، عالم معنا) رسیده و در آنجا ساکن شده است. مولانا با تأکید بر اینکه هر کسی که در مرتبهٔ بالا و “آن جا” (عالم وحدت، بی‌مکانی) قرار دارد، هیچ غم و اندوهی ندارد، به این دلیل اشاره می‌کند که از این سو (عالم معنا) همه چیز جان و حیات و لطف و کرم است. غزل با بیان اینکه در این سو که نه جهت و نه مکانی است، سیر و سلوک قدم در قدم صورت می‌گیرد، به مبارک بودن این عدم (عالم نیستی و فنا) که مدد وجود از آنجا می‌رسد، اشاره دارد. همچنین به دل‌ها که نگران و متوجه سوی عدم هستند و این عدم که در حقیقت باغ ارم (بهشت) است، می‌پردازد و با بیان اینکه این همه لشکر اندیشهٔ دل، تنها یک علم و نشانه از سپاهان عدم (عالم غیب) است، به عظمت عالم غیب و بی‌کرانی آن اشاره می‌کند. در نهایت، با بیان اینکه از تو تا غیب هزاران سال راه است، اما اگر با دل سیر کنی، تنها یک قدم است، به سرعت سیر قلبی و نزدیکی عالم غیب برای اهل دل رهنمون می‌شود. ردیف غزل “چه غم ست” بر بی‌غمی و آرامش حاصل از رسیدن به مقام قرب و عالم معنا تأکید دارد.

مضامین اصلی غزل

  • بی‌غمی و آرامش حاصل از رسیدن به مقام قرب الهی.
  • برتری عالم معنا بر عالم صورت.
  • حیات، لطف و کرم جاری در عالم معنا.
  • سیر و سلوک درونی و بی‌مکانی عالم وحدت.
  • مبارکی عالم نیستی و فنا به عنوان منشأ وجود.
  • عالم عدم به عنوان باغ ارم و بهشت حقیقی.
  • عظمت و بی‌کرانی عالم غیب.
  • سرعت سیر قلبی و نزدیکی عالم غیب برای اهل دل.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان بی‌غمی اهل مقام بالا آغاز می‌شود: هر که بالا\u200cست مر او را چه غم است / هر که آن جاست مر او را چه غم ست. هر کسی که در مرتبهٔ بالا و مقام قرب الهی قرار گرفته است، هیچ غم و اندوهی ندارد. و هر کسی که در “آن جا” (عالم بی‌مکانی و وحدت) ساکن شده است، او را هیچ غمی نیست. بی‌غمی و آرامش اهل معرفت و واصلان.

به دلیل بی‌غمی و کیفیت عالم معنا اشاره دارد: که از این سو همه جان\u200cست و حیات / که از این سو همه لطف و کرم است. زیرا از این سو (عالم معنا، عالم غیب) همه چیز جان و مایهٔ حیات حقیقی است، و از این سو همه چیز لطف و کرم و رحمت الهی است. حیات‌بخشی و رحمت بی‌کران عالم معنا.

به سیر در بی‌مکانی و مبارکی عدم اشاره می‌کند: خود از این سو که نه سوی\u200cست و نه جا / قدم اندر قدم اندر قدم\u200cست. خود در این سو (عالم وحدت) که نه جهت خاصی دارد و نه مکان مشخصی، سیر و سلوک تنها با قدم در قدم و پیوستگی درونی صورت می‌پذیرد. سیر در بی‌مکانی عالم وحدت. این عدم خود چه مبارک جای\u200cست / که مدد\u200cهای وجود از عدم\u200cست. این عالم عدم و نیستی (عالم غیب، فنای فی الله) خود چه جایگاه مبارک و پربرکتی است. چرا که تمام مددها و فیض‌های عالم وجود و هستی از آن عدم سرچشمه می‌گیرد. عالم عدم به عنوان منشأ و مبدأ وجود.

به توجه دل‌ها به عدم و عظمت عالم غیب اشاره دارد: همه دل\u200cها نگران سوی عدم / این عدم نیست که باغ ارم\u200cست. تمام دل‌های (اهل معرفت) متوجه و نگران سوی عالم عدم (عالم غیب، مقام فنا) هستند و آن را طلب می‌کنند. این عدم در حقیقت عدم و نیستی ظاهری نیست، بلکه باغ ارم و بهشت حقیقی است. عالم عدم به عنوان مقصد و مطلوب دل‌ها و بهشت حقیقی. این همه لشکر اندیشه دل / ز سپاهان عدم یک علم\u200cست. این همه لشکر اندیشه‌ها و خطورات که در دل انسان وجود دارد، تنها یک نشانه و پرچم از سپاهان عظیم عالم عدم (عالم غیب) است. عظمت و بی‌کرانی عالم غیب که منشأ اندیشه‌هاست.

در بیت پایانی، به سرعت سیر قلبی اشاره دارد: ز تو تا غیب هزاران سال\u200cست / چو روی از ره دل یک قدم\u200cست. از تو (انسان در عالم صورت) تا عالم غیب (عالم معنا) اگر با پای سر (عقل جزئی و حس) سیر کنی، هزاران سال راه است و بسیار دور. اما اگر با دل (با عشق و شهود) سیر کنی، تنها یک قدم است و بسیار نزدیک. سرعت سیر قلبی و نزدیکی عالم غیب برای اهل دل.

نتیجه‌گیری

غزل ۴۳۵ مولانا، غزلی است که به بیان بی‌غمی و آرامش حاصل از رسیدن به مقام قرب الهی و عالم معنا می‌پردازد. مولانا با تأکید بر حیات، لطف و کرم جاری در این عالم، به سیر در بی‌مکانی و مبارکی عالم عدم به عنوان منشأ وجود اشاره می‌کند. غزل با بیان توجه دل‌ها به عالم عدم به عنوان بهشت حقیقی و عظمت عالم غیب، به سرعت سیر قلبی و نزدیکی عالم غیب برای اهل دل رهنمون می‌شود. این غزل، بیانی ژرف و عارفانه از نگاه مولانا به مقامات عالی عرفانی و برتری سیر قلبی بر سیر ظاهری است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: