تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 362 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 362 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 362 دیوان شمس مولانا

دو چشم آهوانش شیرگیرست
کز او بر من روان باران تیرست

کمان ابروان و تیر مژگان
گواهانند کو بر جان امیرست

چو زلف درهمش درهم از آنم
که بوی او به از مشک و عبیرست

در آن زلفین از آن می‌پیچد این جان
که دل زنجیر زلفش را اسیرست

مگو آن سرو ما را تو نظیری
که ماه ما به خوبی بی‌نظیرست

بیندازم من این سر را به پیشش
اگر چه سر به پیش او حقیرست

خیال روی شه را سجده می‌کن
خیال شه حقیقت را وزیرست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 362 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۶۲ از دیوان شمس مولانا با مطلع “دو چشم آهوانش شیرگیرست / کز او بر من روان باران تیرست”. این غزل، بیانی از تأثیر سحرانگیز و در عین حال آزاردهندهٔ چشم معشوق الهی است. مولانا چشم معشوق را به چشم آهو تشبیه می‌کند که نماد زیبایی و دلربایی است، اما در عین حال مانند شیر، دل‌ها را شکار می‌کند و تیرهای مژگانش بر جان عاشق باران تیر می‌بارد. غزل در ادامه به جلوه‌های دیگر معشوق و تأثیر آن‌ها بر عاشق، بی‌نظیر بودن او، و فنای عاشق در برابر عظمتش اشاره دارد. ردیف غزل “است” است که بر حقیقت و پایداری این اوصاف و احوال تأکید می‌کند.

مضامین اصلی غزل

  • تأثیر متضاد چشم معشوق (زیبایی و شکارکنندگی).
  • چشم معشوق (نرگس) به عنوان منبع درد و تیر برای عاشق.
  • ابرو و مژگان به عنوان گواه بر تسلط معشوق بر جان.
  • پیچش جان در زلف معشوق به دلیل اسارت دل در آن.
  • بی‌نظیر بودن معشوق و عدم وجود همتا برای او در عالم صورت.
  • فنای سر (هستی ظاهری) در برابر معشوق.
  • ناچیز بودن هستی عاشق در برابر عظمت معشوق.
  • ارزش والای خیال روی معشوق و جایگاه آن در عالم حقیقت.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با توصیف چشم معشوق آغاز می‌شود: دو چشم آهوانش شیرگیرست / کز او بر من روان باران تیرست. دو چشم او (معشوق)، مانند چشم آهو (زیبا و فریبنده) است، اما در عین حال شیرگیر (شکارکنندهٔ دل‌ها) است. از سوی آن چشم‌ها، بر جان من پیوسته مانند باران تیر می‌بارد (اشاره به ناز و غمزهٔ معشوق که موجب درد و بی‌قراری عاشق می‌شود). این بیت، پارادوکسی را در تأثیر چشم معشوق بیان می‌کند: هم زیباست و هم دردناک.

به تسلط معشوق بر جان اشاره دارد: کمان ابروان و تیر مژگان / گواهانند کو بر جان امیرست. ابروان او که مانند کمان هستند و مژگانش که به تیر تشبیه شده‌اند، گواه و شاهد بر این حقیقت‌اند که او بر جان من فرمانروا و امیر است. این اعضای بدن معشوق، ابزارهای تسلط او بر وجود عاشق‌اند.

به پیچش جان در زلف و بوی خوش آن اشاره می‌کند: چو زلف درهمش درهم از آنم / که بوی او به از مشک و عبیرست. مانند زلف درهم و پریشان او، من نیز درهم و آشفته‌ام (بی‌قرارم) به این دلیل که بوی خوش زلف او بهتر و خوش‌تر از مشک و عنبر است. زلف معشوق با بوی خوشش، عاشق را آشفته و بی‌قرار می‌سازد.

به اسارت دل در زلف معشوق اشاره دارد: در آن زلفین از آن می‌پیچد این جان / که دل زنجیر زلفش را اسیرست. جان من در آن دو زلف (دو عالم، یا جلوه‌های ظاهر و باطن معشوق) به این دلیل می‌پیچد و بی‌قرار است که دل من اسیر زنجیر زلف او (گرفتار جاذبهٔ معشوق) است. اسارت دل در زلف، مایهٔ بی‌قراری جان است.

به بی‌نظیر بودن معشوق اشاره دارد: مگو آن سرو ما را تو نظیری / که ماه ما به خوبی بی‌نظیرست. ای کسی که به معشوقان زمینی ما (زیبارویان) اشاره می‌کنی و می‌گویی که آن‌ها مانند سرو (بلند و زیبا) هستند، بدان که سرو را با معشوق حقیقی ما مقایسه مکن. چرا که ماه (معشوق حقیقی) ما در خوبی و زیبایی بی‌نظیر است و هیچ همتایی ندارد. عظمت معشوق الهی ورای هرگونه قیاس است.

به فنای سر در برابر معشوق اشاره می‌کند: بیندازم من این سر را به پیشش / اگر چه سر به پیش او حقیرست. من (عاشق) این سر خود را (اشاره به هستی ظاهری، خودبینی، یا عقل جزئی) در پیشگاه او (معشوق) فدا می‌کنم و می‌اندازم. حتی اگر سر من در پیشگاه عظمت او حقیر و ناچیز باشد. فنای خودی در راه معشوق، نهایت خواست عاشق است.

به ارزش خیال روی معشوق اشاره دارد: خیال روی شه را سجده می‌کن / خیال شه حقیقت را وزیرست. خیال روی پادشاه حقیقی (تصور و توجه به حقیقت معشوق) را سجده کن و گرامی بدار. چرا که خیال آن پادشاه، وزیر و راهبر حقیقت است (توجه به جلوه‌های حق، راهی به سوی حقیقت مطلق است). خیال معشوق، خود راهی به سوی اوست.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۶۲ مولانا، بیانی شاعرانه از رابطهٔ عاشق با معشوق الهی است که در آن زیبایی و تأثیر چشم معشوق، تسلط او بر جان عاشق، و بی‌نظیر بودن او مورد تأکید قرار می‌گیرد. مولانا با استفاده از استعاراتی چون چشم آهو، تیر مژگان، و زلف، به حال بی‌قراری و اسارت دل در راه عشق اشاره می‌کند. غزل با دعوت به فنای سر در برابر معشوق و بیان ناچیز بودن هستی عاشق، به عظمت و بی‌همتایی حق تعالی اشاره دارد. در نهایت، مولانا با ارزش نهادن به خیال روی معشوق به عنوان راهبر حقیقت، بر اهمیت توجه و تمرکز بر جلوه‌های الهی در مسیر سلوک تأکید می‌کند. این غزل، بیانی زیبا از درد عشق، فنا و راه یافتن به حقیقت در پرتو عنایت معشوق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: