تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 273 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 273 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 273 دیوان شمس مولانا

طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا

حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا
مرحبا بدر الدجی من لیله ادهشتنا

لیس نبغی غیرکم قد طال ما جربتنا
ما لنا مولا سواکم طال ما فتشتنا

یا نسیم الصبح انی عند ما بشرتنی
یا خیال الوصل روحی عند ما جمشتنا

یا فراق الشیخ شمس الدین من تبریزنا
کم تری فی وجهنا آثار ما حرشتنا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۷۳ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: دیر است که بدون شما، ای گرامیان، شب را گذراندیم و پراکنده شدیم

غزل شماره ۲۷۳ از دیوان شمس مولانا با شکایتی از هجران و دوری از معشوق یا جمع یاران حق آغاز می‌شود که مایه‌ی پریشانی و پراکندگی شده است: «طَالَ مَا بِتْنَا بِلَاکُمْ یا کِرَامِی و شَتَنَا / یا حَبِیبَ الرُوحِ اینَ المُلتَقَی اَوحَشتَنَا». شاعر می‌گوید: “(به زبان عربی) دیر زمانی است که بدون شما، ای گرامیان (کرامی)، شب را گذراندیم و پراکنده (شتنا) شدیم”. “طال ما بتنا بلاکم” بیانگر طولانی شدن دوران فراق و شب‌های بی‌نور در غیاب معشوق یا اهل حق است. “یا کرامی” خطاب به معشوق یا جمع یاران باوفاست که صفات کرم و بزرگواری دارند. “شتنا” به معنای پراکنده شدن و پریشان حالی است که نتیجه‌ی طبیعی دوری از مرکز وحدت و جمع دل‌هاست. “(ای) حبیب روح، دیدار کجاست؟ ما را در وحشت و تنهایی (اوحشتنا) رها کردی”. خطاب مستقیم به معشوق که محبوب جان و روان است و پرسش از زمان و مکان وصال. “اوحشتنا” بیانگر تنهایی و هراسی است که از دوری معشوق حاصل می‌شود. این آغاز، بیانگر درد هجران، پریشانی ناشی از فراق، و اشتیاق سوزان برای وصال با معشوقی است که حبیب روح و مایه‌ی آرامش است.

چه نیکوست شمس بلندمرتبه از ساعتی که ما را نورانی کردی

«حَبَّذا شَمْسَ العُلیٰ مِن ساعَةٍ نَوَّرْتَنا / مَرْحَباً بَدْرَ الدُّجیٰ مِنْ لَیْلَةٍ اَدْهَشتَنا». ستایش شمس تبریزی و تأثیر نور او: “(به زبان عربی) چه نیکوست و خوشا بر شمس بلندمرتبه (شمس العلی) از ساعتی که ما را نورانی کردی”. ستایش و تحسین شمس تبریزی که همچون خورشیدی (شمس العلی) با حضور خود، جان و دل سالکان را روشن و منور ساخته است. این نورانیت از همان لحظه‌ی دیدار و توجه او آغاز شده است. “خوش آمدی ای ماه شب تاریک (بدر الدجی)، از شبی که ما را مبهوت و حیران (ادهشتنا) کردی”. خطاب به شمس (ماه کامل شب تاریک) که با ظهور خود در شب ظلمانی فراق، موجب حیرت و بهت عاشقان شده است. این بیت، بیانگر ارادت عمیق به شمس تبریزی، نورانیت حضور او، و حیرت و بهت ناشی از تجلی اوست.

غیر از شما کسی را نمی‌طلبیم که بسیار ما را آزموده‌اید

«لَیْسَ نَبْغی غَیْرَکُمْ قَدْ طالَ ما جَرَّبْتَنا / ما لَنَا مَوْلَیٰ سِواکُمْ طالَ ما فَتَّشتَنا». انحصار طلب در معشوق و بی نیازی از دیگران: “(به زبان عربی) غیر از شما کسی را نمی‌طلبیم، همانا بسیار ما را آزموده‌اید”. بیانگر تمرکز طلب و نیاز عاشق بر معشوق است و اینکه در طول زمان‌های طولانی (طال ما)، معشوق ایشان را آزموده و بر صدق طلب ایشان آگاه است. “ما را مولا و سروری جز شما نیست، همانا بسیار ما را جست‌وجو کرده‌اید (فتشتنا)”. تأکید بر بندگی و فرمانبرداری تنها از معشوق و اینکه معشوق نیز پیوسته در حال نظر و جست‌وجو (هدایت و تربیت) سالکان است. این بیت، بیانگر انحصار طلب و بندگی در معشوق، آزمایش‌های الهی در مسیر سلوک، و توجه و نظر پیوسته‌ی معشوق به سالکان است.

ای نسیم صبح من زمانی که به من بشارت دادی

«یا نَسیمَ الصُّبْحِ اِنّی عِنْدَ ما بَشَّرْتَنی / یا خَیالَ الوَصْلِ روحی عِنْدَ ما جَمَشتَنا». بشارت وصال و تأثیر خیال آن: “(به زبان عربی) ای نسیم صبح، همانا من در آن هنگام که به من بشارت دادی”. خطاب به نسیم صبح (نمادی از پیام‌آور الهی، الهام، یا بوی خوش وصال) که مژده‌ی دیدار معشوق را آورده است. “ای خیال وصال، روح من در آن هنگام که ما را درخشان کردی”. خیال وصال معشوق (که می‌تواند در اثر توجه معشوق حاصل شود)، جان عاشق را جلا می‌دهد و نورانی می‌سازد (“جمشتنا” به معنای درخشان کردن یا جلا دادن). این بیت، بیانگر نقش بشارت‌های غیبی و خیال وصال در حیات و نورانیت روح عاشق است.

ای فراق شیخ شمس الدین از تبریز ما

«یا فِراقَ الشَّیْخِ شَمسِ الدّینِ مِنْ تَبْریزِنا / کَمْ تَریٰ فی وَجهِنا آثارَ ما حَرَّشتَنا». شکایت از فراق شمس و آثار آن: “(به زبان عربی) ای فراق شیخ شمس الدین از تبریز ما”. خطاب به فراق شمس تبریزی و حسرت بر دوری او از شهر تبریز که جایگاه دیدار ایشان بوده است. “چه بسیار می‌بینی در چهره‌ی ما آثاری از آنچه ما را به سوی آن تحریک کردی (حَرَّشتَنا)”. هرچند شمس غایب است، اما اشتیاق، بی‌قراری، و آثار تربیت او (که با واژه‌ی “حرشتنا” به معنای تحریک کردن به سوی هدفی آمده) در چهره و حال عاشقان (مولانا) نمایان است. این بیت، بیانگر درد فراق شمس تبریزی، و تأثیرات ماندگار تربیت و هدایت او بر سالکان، حتی در زمان دوری است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۷۳ مولانا، غزلی است در بیان رنج و پریشانی ناشی از فراق معشوق یا پیر کامل و اشتیاق سوزان برای وصال. پیام اصلی غزل، شکایت از طولانی شدن دوران دوری است که موجب پراکندگی و وحشت جان شده است. غزل بر عظمت و نورانیت شمس تبریزی تأکید دارد و حضور او را مایه‌ی نورانیت و حیرت می‌داند. طلب و نیاز عاشق تنها به معشوق منحصر است و هیچ مولا و سروری جز او نیست. غزل بر نقش بشارت‌های غیبی و خیال وصال در حیات و نورانیت روح اشاره دارد و در نهایت، با دردی آشکار از فراق شمس تبریزی، بر تأثیرات ماندگار تربیت و هدایت او بر سالکان، حتی در زمان دوری، تأکید می‌کند. غزل بر درد هجران، پریشانی، وحشت فراق، اشتیاق وصال، شمس تبریزی، نورانیت، حیرت، انحصار طلب، آزمایش الهی، توجه معشوق، بشارت غیبی، خیال وصال، حیات روح، فراق شمس، آثار تربیت، و تأثیر ماندگار تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: