تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1479

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1479

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1479

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۷۹

آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
بر گرد حوالی‌گه آن خانه بگردیم

ماییم و حوالی‌گه آن خانه دولت
ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم

آن خانه مردی است و در او شیردلانند
از خانه مردی بگریزیم، چه مردیم؟

آنجا همه مستی‌ست و برون جمله خمار است
آنجا همه لطفیم و دگرجا همه دردیم

آنجا طرب‌انگیزتر از باده لعلیم
وین‌جا بد و رخ‌زردتر از شیشه زردیم

آن‌جای به گرمی همه خورشید تموزیم
وین‌جای به سردی همه چون بهمن سردیم

آنجا همه آمیخته چون شکر و شیریم
وین‌جا همه آویخته در جنگ و نبردیم

آنجا شه شطرنج بساط دو جهانیم
وین‌جا همه سرگشته‌تر از مهره نردیم

چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد
بر چرخ برآییم و زمین را بنوردیم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۷۹ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز به بازگشت به “خانه‌ی دولت” (خانه‌ی حقیقت و عشق الهی) و مقایسه‌ی آن با جهان مادی است. مولانا با تکرار “آنجا” و “وین‌جا”، به تفاوت ماهوی عالم معنا و عالم ماده اشاره می‌کند. او عاشقان را به طواف حول این مرکز حقیقت فرا می‌خواند و برتری و شکوه زندگی در پرتو عشق الهی را به تصویر می‌کشد.

دعوت به بازگشت به خانه‌ی دولت (بیت ۱ و ۲)

غزل با دعوتی به بازگشت به خانه‌ی ازلی آغاز می‌شود: “آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم / بر گرد حوالی‌گه آن خانه بگردیم“. آن خانه‌ای که صدها بار (به کرات) در آن، مایده (سفره‌ی نعمت و فیض الهی) خوردیم (و از آن بهره‌مند شدیم)، بیایید بر گِرد حوالی‌گاه (اطراف و حریم) آن خانه (خانه‌ی حقیقت) طواف کنیم.

ماییم و حوالی‌گه آن خانه دولت / ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم“. ما (عاشقان) هستیم و اطراف آن خانه‌ی دولت (خانه‌ی سعادت و اقبال الهی). ما نعمت‌ها و فیوضات آن خانه را فراموش نکرده‌ایم.

خانه‌ی مردان و تفاوت دو عالم (بیت ۳ و ۴)

مولانا به ویژگی‌های اهل آن خانه و تفاوت آن با دنیای مادی اشاره می‌کند: “آن خانه مردی است و در او شیردلانند / از خانه مردی بگریزیم، چه مردیم؟“. آن خانه، خانه‌ی مردان (اهل حقیقت و شجاعت) است و در آن شیردلان (شجاعان و دلیران) حضور دارند. (پس) اگر از خانه‌ی مردان بگریزیم، چه مردی هستیم؟ (یعنی شایسته‌ی نام مرد نیستیم).

آنجا همه مستی‌ست و برون جمله خمار است / آنجا همه لطفیم و دگرجا همه دردیم“. آنجا (در خانه‌ی حقیقت) همه مستی (از عشق الهی) است و بیرون (از آن خانه، یعنی در دنیا) همه خمار (بی‌حالی و رنج). آنجا همه لطف و مهربانی هستیم و در جای دیگر (دنیا) همه درد و رنج.

مقایسه‌ی حالات در دو عالم (بیت ۵ و ۶)

مولانا به مقایسه‌ی کیفیت وجودی در عالم معنا و عالم ماده می‌پردازد: “آنجا طرب‌انگیزتر از باده لعلیم / وین‌جا بد و رخ‌زردتر از شیشه زردیم“. آنجا (در خانه‌ی حقیقت)، ما (در شادی و شور) طرب‌انگیزتر از باده‌ی لعل (شراب سرخ و نشاط‌آور) هستیم. و اینجا (در دنیا)، بدحال و چهره‌زردتر از شیشه‌ی زرد (که نماد بیماری و ضعف است) هستیم.

آن‌جای به گرمی همه خورشید تموزیم / وین‌جای به سردی همه چون بهمن سردیم“. آنجا (در خانه‌ی حقیقت)، از نظر گرمی و حرارت (عشق و شور)، همگی مانند خورشید تابستان (تموز) هستیم. و اینجا (در دنیا)، از نظر سردی (بی‌روحی و بی‌حالی)، همگی مانند ماه بهمن سرد هستیم.

آمیزش و اتحاد در آنجا و نبرد در اینجا (بیت ۷ و ۸)

مولانا به تفاوت روابط و حالات درونی در دو عالم اشاره می‌کند: “آنجا همه آمیخته چون شکر و شیریم / وین‌جا همه آویخته در جنگ و نبردیم“. آنجا (در خانه‌ی حقیقت)، همگی مانند شکر و شیر (به هم آمیخته و متحد) هستیم. و اینجا (در دنیا)، همگی آویخته (درگیر) در جنگ و نبرد هستیم.

آنجا شه شطرنج بساط دو جهانیم / وین‌جا همه سرگشته‌تر از مهره نردیم“. آنجا (در خانه‌ی حقیقت)، ما پادشاه شطرنج (حاکم و مسلط) بر بساط دو جهان (دنیا و آخرت) هستیم. و اینجا (در دنیا)، همگی سرگشته‌تر از مهره‌ی نرد (که بی‌اختیار حرکت می‌کند) هستیم.

صعود به چرخ و نوردیدن زمین (بیت ۹)

غزل با بیان قدرت و صعود عارف در پرتو عشق پایان می‌یابد: “چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد / بر چرخ برآییم و زمین را بنوردیم“. چرخی (فلکی، عالم معنا) است که اگر از آن چرخ، یک بارقه‌ی (نور و تجلی) بتابد، ما (با آن نور) بر چرخ (آسمان و عالم بالا) صعود می‌کنیم و زمین را (با تمام وسعتش) درمی‌نوردیم (پشت سر می‌گذاریم).


این غزل با زبانی پرشور و تمثیل‌های زیبا، به تفاوت عمیق میان زندگی در پرتو عشق الهی و زندگی در قید جهان مادی می‌پردازد و دعوت به رهایی و صعود به عالم معنا را در خود دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: