تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 574 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 574 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 574 دیوان شمس مولانا

مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد

دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد
دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد

ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد
چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد

چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید
بجز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد

چو هفت صد پرده دل را به نور خود بدراند
ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد

چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد
از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۵۷۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۵۷۴ مولانا، یک غزل پرقدرت و حماسی است که به توصیف ویژگی‌های عاشق کامل و واصل می‌پردازد. مولانا در این غزل، تصویر عاشقی را ترسیم می‌کند که چنان در عشق الهی غرق شده و به قدرت الهی متصل گشته که وجودش مبدأ دگرگونی‌های عظیم، حتی در ابعاد کیهانی می‌شود. این غزل بر قدرت تحول‌آفرین عشق حقیقی و فنای کامل عاشق در معشوق تأکید دارد.

تفسیر کلی

محور اصلی این غزل، اوصاف و قدرت‌های خارق‌العاده‌ی عاشقی است که به مقام فنا رسیده و تجلی‌گاه قدرت الهی شده است. چنین عاشقی، خود مبدأ تحولات عظیم در عالم است.

مولانا غزل را با توصیف قدرت و تأثیرگذاری عاشق حقیقی آغاز می‌کند:“مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزدقیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد” “من عاشقی را این‌گونه می‌خواهم” که “هر بار که از جای برخیزد (و به حرکت درآید)، قیامت‌هایی پر از آتش را از هر سو برپا کند.” این بیت به قدرت عظیم و دگرگون‌کننده‌ی عاشق کامل اشاره دارد که حضورش موجب تحولات بنیادی و انقلابی در هستی می‌شود. این قیامت می‌تواند هم به معنای تحول درونی و هم تأثیر بر جهان بیرونی باشد.

“دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزددو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد” “دلی می‌خواهیم که مانند دوزخ (از شدت سوز عشق و حرارت معنوی) باشد”، اما نه برای سوختن، بلکه “که دوزخ را فرو سوزد” (یعنی آنقدر سوزنده باشد که دوزخ را نیز بسوزاند و اثری از آن نماند). چنین عاشقی “دو صد دریا را به شور و هیجان می‌آورد” و “از موج بحر (دریای هستی) نمی‌گریزد” (بلکه با موج‌ها یکی می‌شود و خود منشأ موج می‌گردد). این بیت به قدرت عشق در غلبه بر هر سختی و ترس، و سرچشمه‌ی شور و حرکت بودن اشاره دارد.

“ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچدچراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد” عاشق حقیقی، “ملک‌ها (عوالم فرشتگان یا اقالیم پادشاهی) را مانند دستمالی (مندیل) در دست خود می‌پیچد” (یعنی بر آن‌ها تسلط کامل دارد). و “چراغ لایزالی (نور ابدی و الهی) را مانند قندیلی (چراغ آویز) در خود آویزان می‌کند” (یعنی وجودش تجلی‌گاه و حامل نور الهی می‌شود). این بیت به قدرت و نفوذ معنوی عاشق بر عوالم بالا و تبدیل شدنش به کانونی برای نور الهی اشاره دارد.

“چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آیدبجز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد” “هنگامی که (این عاشق) مانند شیر به سوی جنگ (جهاد با نفس یا مبارزه با تعلقات) می‌آید”، “دل او مانند نهنگ (قوی و بی‌باک) می‌آید” (همه چیز را می‌بلعد و از هیچ چیز نمی‌هراسد). او “بجز خود (غیر از حق و حقیقت) هیچ چیز را باقی نمی‌گذارد” و “با خود (نفس اماره و وجود مجازی‌اش) نیز می‌ستیزد.” این بیت به شجاعت، اراده‌ی پولادین، و مبارزه دائمی عاشق با نفس و غیر حق تا رسیدن به فنای کامل اشاره دارد.

“چو هفت صد پرده دل را به نور خود بدراندز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد” “هنگامی که او هفتصد پرده‌ی دل (حجاب‌های بین عاشق و معشوق) را “به نور خود (با نور عشق و بصیرت درونی) پاره کند”، “از عرش (مقام الهی) این ندا می‌آید: “بنامیزد، بنامیزد” (آفرین، آفرین، یا مبارک باشد، مبارک باشد!). این بیت به پاره شدن حجاب‌ها و رسیدن به مقام قرب الهی و دریافت تأیید از عالم بالا اشاره دارد.

“چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرداز آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد” “هنگامی که او از هفتمین دریا (آخرین مرحله از دریاهای عرفانی یا حجاب‌ها) “به کوه قاف (نماد مقصد نهایی، عالم سیمرغ و حقیقت مطلق) رو می‌آورد”، “از آن دریا (از کثرت فیوضات و معرفت‌های دریافتی) “چه گوهرها (حقایق ارزشمند و اسرار الهی) کنار خاک (به عالم مادی و انسان‌های خاکی) می‌ریزد!” این بیت به مقام فنای بعد از بقا (بازگشت از سفر معنوی به سوی مردم برای هدایت) و بخشش بی‌شمار حقایق به عالمیان اشاره دارد.


نکات مهم

  • عاشق به عنوان مبدأ دگرگونی: عاشق حقیقی چنان قدرتمند است که حضورش “قیامت” به پا می‌کند و دوزخ را می‌سوزاند.
  • بی‌باکی و عدم گریز از مشکلات: او از هیچ موجی نمی‌هراسد و با قدرت عشق، بر همه چیز غلبه می‌کند.
  • تسلط بر عوالم: عاشق کامل بر ملکوت و عوالم بالا تسلط دارد و وجودش حامل نور الهی است.
  • مبارزه با نفس و غیر حق: او مانند شیر بی‌باکانه با نفس خود و هر آنچه غیر حق است، می‌جنگد تا به فنا برسد.
  • پاره شدن حجاب‌ها و وصول: با عشق، حجاب‌های دل کنار می‌رود و عاشق به مقام قرب می‌رسد و مورد تأیید الهی قرار می‌گیرد.
  • بازگشت از فنا (بقا بعد از فنا): عاشق پس از رسیدن به اوج حقیقت (کوه قاف)، گوهرها و حقایق الهی را به عالم انسانی بازمی‌گرداند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: