تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 320 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 320 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 320 دیوان شمس مولانا

ابشروا یا قوم هذا فتح باب
قد نجوتم من شتاب الاغتراب

افرحوا قد جاء میقات الرضا
من حبیب عنده‌ام الکتاب

قال لا تأسوا علی ما فاتکم
اذ بدی بدر خروق اللحجاب

ذا مناخ اوقفوا بعراننا
ذا نعیم لیس یحصیه الحساب

ان فی عتب الهوی الف الوفا
ان فی صمت الولا لطف الخطاب

قد سکتنا فافهموا سر السکوت
یا کرام الله اعلم بالصواب

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۰ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: ابشروا یا قوم هذا فتح باب، قد نجوتم من شتات الاغتراب

غزل شماره ۳۲۰ از دیوان شمس مولانا، با مژده‌ای بزرگ و دعوتی عمومی آغاز می‌شود: «اَبْشِرُوْاْ یَاْ قَوْمُ هَذَاْ فَتْحُ بَاْبْ / قَدْ نَجَوْتُمْ مِنْ شَتَاْتِ الْاغْتِرَاْبْ». شاعر می‌گوید: “ابشروا یا قوم هذا فتح باب”. بشارت و شادی دهید ای مردم، این (لحظه، واقعه) گشوده شدن دری (به سوی رحمت و وصال الهی) است. این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “بشارت دهید ای مردم، این گشوده شدن دری است” است. “قد نجوتم من شتات الاغتراب”. همانا شما از پریشانی و پراکندگی ناشی از غربت و دوری (از وطن حقیقی، از حق) نجات یافتید. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “همانا از پراکندگی غربت نجات یافتید” است. این آغاز، با اعلام گشوده شدن یک درِ رحمت و رهایی از سرگردانی و دوری، حالتی از امید و شادی جمعی را به تصویر می‌کشد و بر پایان دوران غربت و آغاز وصال تأکید دارد.

افرحوا قد جاء میقات الرضا، من حبیب عنده ام الکتاب

«اِفْرَحُواْ قَدْ جَاْءَ مِیْقَاْتُ الرِّضَاْ / مِنْ حَبِیْبٍ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتَاْبْ». شادی کنید که زمان خشنودی فرا رسیده است، از سوی محبوبی که اصل کتاب نزد اوست: “افرحوا قد جاء میقات الرضا”. شادی کنید و خوشحال باشید که همانا زمان و موعد خشنودی و رضایت (الهی) فرا رسیده است. این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “شادی کنید که همانا زمان خشنودی فرا رسیده است” است. “من حبیب عنده ام الکتاب”. از سوی محبوبی (حق تعالی) که اصل و اساس تمام علوم و حقایق (ام الکتاب) نزد اوست. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “از سوی محبوبی که نزد اوست اصل کتاب” است. این بیت، بر فرا رسیدن دوران رضایت الهی و منبع تمام خیرات و حقایق بودن محبوب الهی تأکید دارد.

قال لا تأسوا علی ما فاتکم، اذ بدی بدر خروق اللحجاب

«قَاْلَ لَاْ تَأْسَوْاْ عَلَیْ مَاْ فَاْتَکُمْ / اِذْ بَدِیْ بَدْرٌ خُرُوُقُ الْلِحَجَاْبْ». گفت بر آنچه از دستتان رفت غمگین نباشید، زیرا ماه تمامی که پرده را شکافته آشکار شد: “قال لا تأسوا علی ما فاتکم”. (محبوب الهی یا پیام‌آور او) گفت که بر آنچه (از عمر یا فرصت‌ها) از دست شما رفته است، غمگین و اندوهگین نباشید. این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “گفت بر آنچه از دستتان رفت غمگین نباشید” است. “اذ بدی بدر خروق اللحجاب”. زیرا در این لحظه ماه تمام (نمادی از جمال الهی یا حقیقت مطلق) آشکار شده است، ماهی که پرده‌ها (حجاب‌های ظلمانی، حجاب‌های نورانی) را دریده و کنار زده است. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “زیرا ماه تمامی که پرده را شکافته آشکار شد” است. این بیت، با نهی از تأسف بر گذشته، بر تجلی جمال الهی و کنار رفتن حجاب‌ها تأکید دارد و این تجلی را جبران‌کننده‌ی تمام کمبودها می‌داند.

ذا مناخ اوقفوا بعراننا، ذا نعیم لیس یحصیه الحساب

«ذَاْ مُنَاْخٌ اَوْقِفُواْ بُعْرَاْنَنَاْ / ذَاْ نَعِیْمٌ لَیْسَ یُحْصِیْهِ الْحِسَاْبْ». اینجاست جای فرود آمدن شترانمان، این نعمتی است که حساب آن را نمی‌توان شمرد: “ذا مناخ اوقفوا بعراننا”. این مکان (مقام قرب، منزل وصال) جای فرود آوردن و اقامت شتران ما (وجود خاکی، بدن‌ها، یا مرکب سلوک) است، پس شترانمان را متوقف کنید و از حرکت بازدارید. این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “اینجاست جای فرود آمدن، شترانمان را متوقف کنید” است. “ذا نعیم لیس یحصیه الحساب”. این (وصال، قرب، تجلی) نعمتی است که حساب و شمارش آن ممکن نیست و بی‌نهایت است. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “این نعمتی است که حساب آن را نمی‌توان شمرد” است. این بیت، بر رسیدن به منزل مقصود در سلوک و بی‌نهایت بودن نعمت‌های معنوی در این مقام تأکید دارد.

ان فی عتب الهوی الف الوفا، ان فی صمت الولی لطف الخطاب

«اِْنَّ فِیْ عَتْبِ الْهَوَاْ اَلْفُ الْوِفَاْ / اِْنَّ فِیْ صَمْتِ الْوَلَاْ لُطْفُ الْخِطَاْبْ». همانا در سرزنش عشق هزاران وفاداری است، همانا در سکوت دوست لطف گفتار است: “ان فی عتب الهوی الف الوفا”. همانا در سرزنش کردن و گله کردن (عاشق از معشوق) در عالم عشق الهی، هزاران هزار وفاداری و صداقت نهفته است (زیرا این گله از شدت عشق است). این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “همانا در سرزنش عشق هزاران وفاداری است” است. “ان فی صمت الولا لطف الخطاب”. همانا در سکوت دوست و محبوب (ولی خدا، مرشد کامل)، نهایت لطف و زیبایی گفتار و پیام نهفته است (سکوت او سرشار از معانی است). این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “همانا در سکوت دوست لطف گفتار است” است. این بیت، به عمق معانی در رفتارهای ظاهری عاشق و سکوت معشوق اشاره دارد و بیان می‌کند که در عالم عشق، ظواهر با بواطن متفاوت است.

قد سکتنا فافهموا سر السکوت، یا کرام الله اعلم بالصواب

«قَدْ سَکَتْنَاْ فَاْفْهَمُواْ سِرَّ السُّکُوْتْ / یَاْ کِرَاْمُ اللّهُ اَعْلَمُ بِالصَّوَاْبْ». ما سکوت کردیم پس راز سکوت را بفهمید، ای بزرگواران خدا داناتر به درست است: “قد سکتنا فافهموا سر السکوت”. همانا ما (در این مقام) سکوت کردیم (از بیان بیشتر حقایق باز ماندیم)، پس ای مخاطبان، راز و حقیقت این سکوت را درک کنید. این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “ما سکوت کردیم پس راز سکوت را بفهمید” است. “یا کرام الله اعلم بالصواب”. ای بزرگواران و ارجمندان، خدا به آنچه درست و شایسته است، داناتر است و نهایت حقیقت نزد اوست. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “ای بزرگواران خدا داناتر به درست است” است. این بیت، با دعوت به درک معانی پنهان در سکوت اهل حال، بر محدودیت زبان در بیان حقایق عرفانی و احاله‌ی علم کامل به خداوند تأکید دارد.

خلاصه پیام غزل

غزل ۳۲۰ مولانا، غزلی است با زبانی آمیخته به عربی، در بیان مژده‌ی گشوده شدن درِ رحمت و وصال الهی و دعوت به شادی و رهایی از غربت. پیام اصلی غزل، این است که دوران دوری و سرگردانی به پایان رسیده و فرصتی بی‌نظیر برای قرب الهی فراهم آمده است که باید آن را غنیمت شمرد. غزل بر مژده‌ی گشوده شدن در رحمت و رهایی از سرگردانی، پایان دوران غربت و آغاز وصال، و فرا رسیدن دوران رضایت الهی تأکید دارد. همچنین، غزل بر منبع تمام خیرات و حقایق بودن محبوب الهی، نهی از تأسف بر گذشته با توجه به تجلی جمال الهی، و کنار رفتن حجاب‌ها و جبران کمبودها اشاره می‌کند. رسیدن به منزل مقصود در سلوک و بی‌نهایت بودن نعمت‌های معنوی، عمق معانی در رفتارهای ظاهری عاشق و سکوت معشوق، و تفاوت ظواهر و بواطن در عالم عشق از دیگر مضامین غزل است. دعوت به درک معانی پنهان در سکوت اهل حال، محدودیت زبان در بیان حقایق عرفانی، و احاله‌ی علم کامل به خداوند نیز در این غزل بیان شده است. غزل بر بشارت دادن، مردم، گشوده شدن در، نجات یافتن، پراکندگی، غربت، شادی کردن، فرا رسیدن، زمان خشنودی، محبوب، نزد او بودن، اصل کتاب، گفتن، غمگین نبودن، آنچه از دست رفت، آشکار شدن، ماه تمام، دریدن پرده، جای فرود آمدن، متوقف کردن شتران، نعمت، حساب نکردن، سرزنش، عشق، هزاران وفاداری، سکوت، دوست، لطف گفتار، سکوت کردن، فهمیدن راز سکوت، بزرگواران، خدا، داناتر بودن، درست، و وصال الهی تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: