مطالب پیشنهادی![]()
آن خواجه خوش لقا چه دارد
آیینهاش از صفا چه دارد
هان تا نروی تو در جوالش
رختش بطلب که تا چه دارد
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
در گلشن ذوق او فرورو
کز نرگس و لالهها چه دارد
هر چند کز انبیا بلافید
از گوهر انبیا چه دارد
گرچه صلوات میفرستند
از صفوت مصطفی چه دارد
یا سایه خود بر او مینداز
کو خود چه کس است یا چه دارد
در ساقی خویش چنگ درزن
مندیش که آن سه تا چه دارد
عمری پی زید و عمرو بردی
زین پس بنگر خدا چه دارد
از سرمجموع اصل مگذر
کاین اصل جدا جدا چه دارد
این کاه سخن دگر مپیما
بندیش که کهربا چه دارد
غزل ۷۰۰ مولانا، غزلی پر از پرسشهای معناگرا و دعوت به حقیقتجویی و رهایی از ظواهر و تعلقات دنیوی است. مولانا در این غزل، بر جستجوی اصالت و حقیقت در وجود انسان و کلام، و اهمیت توجه به منبع اصلی هستی و رها کردن امور فرعی و بیارزش تأکید میکند. این غزل سراسر رهنمودی برای سالکان است تا چشم دل بگشایند و به جوهر هستی بنگرند.
مولانا غزل را با پرسش از ماهیت و حقیقت آغاز میکند:
آن خواجه خوش لقا چه دارد آیینهاش از صفا چه دارد
«آن خواجهی خوشچهره (کسی که ظاهراً دارای جمال و مقام است) در باطن چه دارد (چه حقیقتی در خود نهفته است)؟» «آینهاش (دلش یا وجودش) از صفا و پاکی چه (میزانی) دارد؟» این بیت به لزوم نگاه به باطن و حقیقت درونی افراد، فراتر از ظاهر خوشایند آنها اشاره دارد.
هان تا نروی تو در جوالش رختش بطلب که تا چه دارد
«هشدار (هان) که تو در جوال (کیسهی بزرگ، کنایه از ظاهر یا داشتههای دنیوی) او نروی (و فریب ظاهرش را نخوری)،» «بار و اسبابش (رختش، کنایه از حقیقت درونی و کمالات معنوی) را از او طلب کن تا ببینی چه دارد.» این بیت به دوری جستن از ظواهر فریبنده و جستجوی حقیقت و کمالات باطنی افراد تأکید میکند.
اندر سخنش کشان و بو گیر کز بوی می بقا چه دارد
«در سخنش (گفتار او) جستجو کن و بو (حقیقت) را دریاب (نشانهها را دنبال کن)،» «که از بوی “می” (شراب عشق الهی و بقا)، چه (مقداری) دارد؟ (آیا بوی عشق و جاودانگی میدهد؟)» این بیت به جستجوی بوی عشق و حقیقت در کلام افراد، تا میزان بهرهمندی آنها از بقای معنوی مشخص شود.
در گلشن ذوق او فرورو کز نرگس و لالهها چه دارد
«در گلشن ذوق (مقام معنوی و حالات عرفانی) او فرو رو (عمیق شو و تأمل کن)،» «تا ببینی که از نرگس (چشم بصیرت) و لالهها (جلوههای زیبایی و معرفت) چه (میزان) دارد؟» این بیت به لزوم غور در باطن و مقامات معنوی افراد برای درک عمق بصیرت و معرفتشان اشاره دارد.
مولانا به بیبهرگی برخی از اصل و گوهر حقیقت اشاره میکند:
هر چند کز انبیا بلافید از گوهر انبیا چه دارد
«هرچند (کسی) از انبیا (پیامبران و کمالات آنها) لاف بزند (سخن بگوید و ادعا کند)،» «(اما باید دید که) از گوهر (اصل و حقیقت) انبیا چه (مقداری) در وجودش دارد؟» این بیت به تأکید بر اصالت و حقیقت درونی، و نه صرفاً ادعا و لفاظی در مورد کمالات پیامبران.
گرچه صلوات میفرستند از صفوت مصطفی چه دارد
«اگرچه (مردم) صلوات (درود) میفرستند (و ظاهر دین را رعایت میکنند)،» «(اما باید دید که) از پاکی و خلوص (صفوت) مصطفی (پیامبر اکرم) چه (مقداری) دارد؟» این بیت به تأکید بر باطن دین و خلوص درونی، نه صرفاً رعایت ظواهر و انجام مناسک.
یا سایه خود بر او مینداز کو خود چه کس است یا چه دارد
«یا (ای مدعی کمالات!) سایه (وجود) خود را بر او (بر آن حقیقت بیکران یا بر کسی که از آن بهره دارد) مینداز (و ادعای برتری مکن)،» «(بلکه) خودت چه کسی هستی یا چه (حقیقتی) در وجودت داری؟» این بیت به دوری از ادعا و خودبرتربینی و لزوم خودشناسی و شناخت حقیقت وجود خود اشاره دارد.
مولانا به ساقی (معشوق) و رهایی از قید اعداد و ظواهر اشاره میکند:
در ساقی خویش چنگ درزن مندیش که آن سه تا چه دارد
«در ساقی خویش (پیر و مرشد خود یا معشوق الهی) چنگ درزن (به او پناه ببر و به او متمسک شو)،» «(و) نیندیش که آن (عقاید سهگانه یا هرگونه تعصبات و محدودیتهای فکری) چه (حقیقتی) دارد (زیرا در برابر حقیقت ساقی بیارزش است).» این بیت به لزوم توکل کامل به پیر یا معشوق، و رها کردن تعصبات و محدودیتهای فکری که مانع رسیدن به حقیقتاند.
عمری پی زید و عمرو بردی زین پس بنگر خدا چه دارد
«عمری را به دنبال زید و عمرو (نامهای کنایی برای انسانهای معمولی و امور دنیوی) سپری کردی،» «از این پس بنگر که خداوند چه (گنجینههایی) دارد (و به چه فیوضاتی میتوانی دست یابی).» این بیت به نکوهش عمر تلفشده در امور دنیوی و دعوت به توجه به سوی خداوند و کشف گنجینههای الهی.
مولانا به لزوم تمرکز بر اصل و رهایی از فرعیات اشاره میکند:
از سرمجموع اصل مگذر کاین اصل جدا جدا چه دارد
«از (توجه به) سرمجموع (اصل و کل) حقیقت مگذر،» «که این اصل (هستی) جدا جدا (به صورت کثرت و اجزا) چه (حقیقتی) دارد (بدون توجه به کل، اجزا معنایی ندارند).» این بیت به تأکید بر وحدت وجود و لزوم توجه به حقیقت کلی هستی، نه صرفاً به اجزا و کثرت.
این کاه سخن دگر مپیما بندیش که کهربا چه دارد
«دیگر این کاه سخن (حرفهای بیارزش و بیمایه) را پیمایش نکن (و به آن نپرداز)،» «(بلکه) بیندیش که کهربا (جوهر و حقیقت ارزشمند) چه دارد (و به دنبال آن باش).» این بیت به دوری از سخنان بیارزش و ظاهری و تمرکز بر جوهر و حقیقت کلام و وجود.
این غزل با پرسشهای پیاپی، خواننده را به تأمل در حقیقت وجود و اهمیت توجه به جوهر اصلی هستی، فراتر از ظواهر فریبنده، دعوت میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر