مطالب پیشنهادی![]()
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
سخت روان میرود سرو خرامان کیست
حلقه آن جعد او سلسله پای کیست
زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست
وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
دیدم آن شاه را آن شه آگاه را
گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش
کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو
دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان
بنده آن شو که او داند مهمان کیست
در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر
این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
عرصه دل بیکران گم شده در وی جهان
ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست
غم چه کند با کسی داند غم از کجاست
شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
ای زده لاف کرم گفته که من محسنم
مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست
آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند
پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست
نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو
کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست
غزل شماره 467 از دیوان پرمغز شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عمیق که به جستجو و شناسایی حقیقت معشوق در جلوههای گوناگون هستی و در درون جان انسان میپردازد. مولانا در این غزل با طرح پرسشهایی پیدرپی درباره ماهیت آنچه در عالم میبیند و در دل حس میکند، به این نکته اشاره میکند که همه این جلوهها نشانهای از معشوق ازلی هستند و راه شناخت او در گرو شناخت حقیقت خویشتن و رهایی از قید ظواهر است.
مولانا در این غزل با بیانی شیوا و با استفاده از تمثیلهایی از عالم طبیعت و احوال انسانی، به کنکاش در باب حقیقت معشوق و تجلی او در هستی میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست سخت روان میرود سرو خرامان کیست
شرح: مولانا در این بیت، به پدیدهای (یا شخصی) اشاره میکند که با حالتی خاص و دلربا در حال گذر است و با شگفتی میپرسد که او کیست و جان چه کسی است؟ او با وقار و نرمی (سخت روان) حرکت میکند و مانند سروی خرامان (نماد زیبایی و دلبری) است. این بیت میتواند اشاره به تجلی معشوق الهی در یک صورت خاص یا در وجود یک انسان کامل (مانند شمس) باشد که هر بینندهای را متحیر میکند.
حلقه آن جعد او سلسله پای کیست زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
شرح: مولانا در ادامه به زیباییهای ظاهری آن پدیده یا شخص اشاره میکند و میپرسد که حلقه گیسوی پرچین و شکن او (حلقه آن جعد) حلقه و زنجیر پای چه کسی است؟ و زلف چلیپایی او (زلفی که مانند صلیب آویخته است و نمادی از زیبایی و گاه گمراهی است) و شش جهت (عالم) که آفت ایمان میشوند، از آن کیست؟ این بیت نشاندهنده جاذبه قوی معشوق و تأثیر آن بر دل و دین انسان و همچنین پیچیدگی و گاه فریبندگی جلوههای اوست.
در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
شرح: مولانا از عالم ظاهر به عالم باطن روی میآورد و میپرسد که در دل ما صورت و نقشی عجیب وجود دارد؛ این نقش از آن کیست؟ و این همه بوهای خوش (اشاره به الهامات و مکاشفات معنوی) که به مشام جان میرسد، از کدام بستان (عالم معنا، عالم غیب) میآید؟ این بیت به حضور معشوق در عالم درون انسان و دریافت فیوضات معنوی از عالم غیب اشاره دارد.
دیدم آن شاه را آن شه آگاه را گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
شرح: مولانا در ادامه بیان میکند که “آن شاه” را دیده است؛ شاهی که آگاه و دانای کل است. با دیدن او، این پرسش در دلش ایجاد میشود که این شاه کیست؟ این خسرو و سلطان که بر عالم هستی فرمانرواست، کیست؟ این بیت به مشاهده و درک عظمت و سلطنت الهی و حیرت از کنه ذات او اشاره دارد.
چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
شرح: هنگامی که معشوق (شاه) سخن و پرسشهای مولانا را میشنود، به خاصان درگاه خود (مقربان الهی) میگوید که این همه درد (شوق، بیقراری، حیرت) از کجاست و این حال پریشان از آن کیست؟ این بیت نشاندهنده توجه معشوق به حال عاشق و بیان عمق درد و پریشانی عاشق در فراق و طلب اوست.
عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
شرح: در این بیت، مولانا به تلاش بیوقفه قوای درونی انسان در جستجوی معشوق اشاره میکند. عقل در هر سو به تکاپوست، روح در هر کوی و برزن میدود، و دل همواره در جستجوست. اما مولانا با پرسش “یا رب جویان کیست”، به این نکته اشاره میکند که این جستجو و طلب، خود ناشی از جذب و کشش معشوق است و در حقیقت، این اوست که جویندهی حقیقت خویش در دل بندگان است.
دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان بنده آن شو که او داند مهمان کیست
شرح: مولانا توصیه میکند که دل بر این جهان فانی مبند و در آن مانند یک میهمان باش که گذران است. بنده و مطیع آن کسی شو که او حقیقت مهمان (یعنی انسان و جایگاه او در عالم) را میداند. این بیت بر رهایی از تعلقات دنیوی، فنای فیالله و بندگی حقیقی در برابر حق تأکید دارد.
نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست
شرح: مولانا در بیت پایانی، به اهل ظاهر توصیه میکند که از نقد سخنان و الفاظ ظاهری دست بردارید و به دنبال “سکه سلطان” (کلام و حقیقت معشوق) باشید. و خطاب به حقیقت وجود انسان (زر کامل عیار) میپرسد که نقد و ارزش تو از معدن و منبع کیست؟ این بیت بر لزوم توجه به حقیقت و معنای باطنی ورای الفاظ و صور ظاهری و همچنین به اصل الهی وجود انسان اشاره دارد.
غزل شماره 467 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی به جستجو و شناسایی حقیقت معشوق در جلوههای گوناگون هستی و در درون جان انسان میپردازد. مولانا با طرح پرسشهایی تأملبرانگیز، مخاطب را به تفکر در باب ماهیت پدیدهها و رهایی از قید ظواهر دعوت میکند. این غزل بر حضور معشوق در عالم درون و بیرون، جاذبه قوی عشق الهی، تلاش بیوقفه قوای درونی در جستجوی معشوق و لزوم رهایی از تعلقات دنیوی و بندگی حقیقی در برابر حق تأکید دارد و در نهایت، انسان را به جستجوی حقیقت باطنی و رهایی از قید صورت فرامیخواند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر