تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 975 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 975 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 975 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۷۵ دیوان شمس مولانا

آتش افکند در جهان جمشید
از پس چار پرده چون خورشید

خنک او را که شد برهنه ز بود
وای آن را که جست سایه بید

دل سپیدست و عشق را رو سرخ
زان سپیدی که نیست سرخ و سپید

عشق ایمن ولایتیست چنانک
ترس را نیست اندر او امید

هر حیاتی که یک دمش عمرست
چون برآید ز عشق شد جاوید

یک عروسیست بر فلک که مپرس
ور بپرسی بپرس از ناهید

زین عروسی خبر نداشت کسی
آمدند انبیا به رسم نوید

شمس تبریز خسرو عهدست
خسروان را هله به جان بخرید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۷۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۷۵ مولانا، به قدرت و تأثیر عشق الهی و نقش انبیا و شمس تبریزی در آشکار ساختن آن می‌پردازد. مولانا در این غزل، عشق را همچون “جمشید”ی می‌بیند که از پس پرده‌ها نورافشانی می‌کند و زندگی بی‌عشق را فانی و بی‌ارزش می‌شمارد. او با تأکید بر ایمنی و جاودانگی حاصل از عشق، به عروسی معنوی بر فلک اشاره می‌کند که انبیا نویدبخش آن بوده‌اند و در نهایت، شمس تبریزی را “خسرو عهد” می‌نامد.

نور عشق و رهایی از بود

مولانا غزل را با تشبیهی از نورافشانی عشق آغاز می‌کند:

آتش افکند در جهان جمشید از پس چار پرده چون خورشید

«عشق (یا شمس تبریزی)، مانند جمشید (پادشاه اسطوره‌ای که نور و شکوه داشت)، در جهان آتش (شور و تحول) افکند،» «(این کار را) از پس چهار پرده (عوالم اربعه یا حجاب‌های مادی و معنوی) همچون خورشید انجام داد (که از پس ابرها می‌تابد).» این بیت، بیانگر قدرت نورافشانی و تحول‌بخشی عشق الهی که حتی از پس حجاب‌ها نیز در جهان مؤثر است.

خنک او را که شد برهنه ز بود وای آن را که جست سایه بید

«خوشا به حال آن کس که از “بود” (هستی ظاهری، خودی، و تعلقات) برهنه شد (و رها گشت)،» «و وای بر آن کس که به دنبال سایه‌ی بید (دنیا و تعلقات بی‌ارزش و ناپایدار) بود (و به جای رهایی به آن چسبید).» این بیت، تأکید بر لزوم رهایی از “خودی” و تعلقات دنیوی برای رسیدن به سعادت.

دل سپیدست و عشق را رو سرخ زان سپیدی که نیست سرخ و سپید

«دل (عاشق) سپید (پاک و بی‌رنگ از تعلقات) است و روی عشق (جلوه‌ی عشق) سرخ (پرشور و سوزان) است،» «از آن سپیدی (پاک و مطلق) که (در ورای رنگ‌هاست و) نه سرخ است و نه سپید (یعنی فراتر از هر رنگ و صفت است).» این بیت، بیانگر تضاد و وحدت رنگ‌ها در عالم عشق؛ پاکی دل و شور عشق که از حقیقتی بی‌رنگ سرچشمه می‌گیرد.

ایمنی و جاودانگی در عشق

مولانا به ایمنی و جاودانگی حاصل از عشق اشاره می‌کند:

عشق ایمن ولایتیست چنانک ترس را نیست اندر او امید

«عشق، سرزمینی (ولایت) آنچنان امن و امان است که،» «ترس (به هیچ وجه) امیدی به ورود در آن ندارد (و جایی برای ترس در عالم عشق نیست).» این بیت، تأکید بر آرامش و امنیت مطلق در عالم عشق الهی.

هر حیاتی که یک دمش عمرست چون برآید ز عشق شد جاوید

«هر زندگی و حیاتی که یک لحظه (دم) از عمر آن باقی مانده باشد،» «هنگامی که (در آن لحظه) با عشق (آمیخته) شود، جاودانه می‌گردد.» این بیت، بیانگر قدرت عشق در جاودانه ساختن حیات و تبدیل عمر فانی به بقای ابدی.

عروسی بر فلک و نوید انبیا

مولانا به عروسی معنوی و نقش انبیا در آن اشاره می‌کند:

یک عروسیست بر فلک که مپرس ور بپرسی بپرس از ناهید

«یک عروسی (وصلت و شادی بزرگ) بر آسمان (عالم ملکوت) برپاست که (از شکوه و عظمت آن) نپرس (قابل توصیف نیست)،» «و اگر می‌پرسی، (جز از) ناهید (زهره، که نماد شور و نشاط و طرب است) بپرس (زیرا او با آن شادی سروکار دارد).» این بیت، اشاره به وصلت و شادی عظیم معنوی در عالم بالا و دشواری توصیف آن.

زین عروسی خبر نداشت کسی آمدند انبیا به رسم نوید

«از این عروسی (وصال الهی) هیچ کس (از مردمان عادی) خبر نداشت،» «(تا اینکه) انبیا (پیامبران) برای نوید دادن (مژده دادن) آن (به مردم) آمدند.» این بیت، بیانگر نقش انبیا در رساندن خبر وصال و سعادت معنوی به بشر.

شمس تبریزی، خسرو عهد

مولانا غزل را با اشاره به شمس تبریزی به پایان می‌برد:

شمس تبریز خسرو عهدست خسروان را هله به جان بخرید

«شمس تبریزی پادشاه (خسرو) این دوران (عهد) است،» «هان ای پادشاهان (حقیقی و معنوی)! او (شمس) را با جان و دل بخرید (و قدر او را بدانید).» این بیت، تأکید بر مقام والای شمس تبریزی به عنوان راهبر و پادشاه معنوی زمان خود و دعوت به تسلیم در برابر او.

نکات مهم

  • جمشیدوار بودن عشق: عشق باطن از پس حجاب‌ها در جهان نورافشانی و شور می‌افکند.
  • رهایی از “خودی”: سعادت در رهایی از نفس و تعلقات دنیوی است.
  • وحدت در تضاد: دل و عشق، با وجود تفاوت رنگ، از یک حقیقت بی‌رنگ برمی‌خیزند.
  • ایمنی و جاودانگی در عشق: عالم عشق جایی امن و بی‌ترس است و عمر فانی را جاودانه می‌کند.
  • عروسی معنوی در فلک: اشاره به وصال و شادی بزرگ معنوی که انبیا نویدبخش آن بوده‌اند.
  • شمس تبریزی، پادشاه معنوی: او خسرو این دوران است و باید با جان و دل او را پذیرفت.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۷۵ مولانا، ستایشی از قدرت تحول‌بخش عشق الهی و مقام کسانی است که خود را تسلیم آن می‌کنند. مولانا عشق را همچون “جمشید”ی می‌بیند که از پس “چار پرده” عالم، نور و شور در جهان می‌افکند. او با تمایز قائل شدن میان سعادت رهایی از “بود” (هستی ظاهری) و گمراهی جستجوی “سایه بید” (تعلقات دنیوی)، به پاکی “دل سپید” و شور “عشق سرخ” اشاره می‌کند که هر دو از حقیقتی بی‌رنگ سرچشمه می‌گیرند.

مولانا در ادامه، “عشق” را “ایمن ولایتی” می‌نامد که “ترس” را در آن راهی نیست و عمر فانی را در لحظه‌ای که “ز عشق برآید”، “جاوید” می‌شمارد. او با اشاره به “یک عروسی” عظیم و پنهان “بر فلک” که “انبیا” نویدبخش آن بوده‌اند، به مقام وصال الهی اشاره می‌کند که برای رسیدن به آن، باید از “ناهید” (شور عشق) پرسید. در نهایت، مولانا با قاطعیت “شمس تبریز” را “خسرو عهد” می‌خواند و “خسروان” (سالکان راه) را به “جان خریدن” او دعوت می‌کند. این غزل پیامی از عظمت و ایمنی عشق الهی، جاودانگی حاصل از آن، و نقش شمس تبریزی به عنوان راهبر و مژده‌دهنده این حقایق را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: