تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 685 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 685 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 685 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۸۵ دیوان شمس مولانا

دل با دل دوست در حنین باشد
گویای خموش همچنین باشد

گویم سخن و زبان نجنبانم
چون گوش حسود در کمین باشد

دانم که زبان و گوش غمازند
با دل گویم که دل امین باشد

صد شعلهٔ آتش است در دیده
از نکته دل که آتشین باشد

خود طرفه‌تر این که در دل آتش
چندین گل و سرو و یاسمین باشد

زان آتش باغ سبزتر گردد
تا آتش و آب همنشین باشد

ای روح مقیم مرغزاری تو
کان جا دل و عقل دانه چین باشد

آن سوی که کفر و دین نمی‌گنجد
کی ما و من فلان دین باشد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۸۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۸۵ مولانا، غزلی عمیق در باب ارتباط بی‌واسطه‌ی دل با دل معشوق، زبان سکوت، و مقام وحدت درونی است. مولانا در این غزل، بر امین بودن دل در انتقال اسرار، قدرت دگرگون‌کننده‌ی آتش عشق، و فراتر بودن حقیقت از قالب‌های کفر و دین تأکید می‌کند. این غزل سراسر تجلیل از عالم درون و پیوند قلبی با حق است.

زبان دل و سکوت گویا

مولانا غزل را با بیان ارتباط بی‌واسطه‌ی دل آغاز می‌کند:

دل با دل دوست در حنین باشد گویای خموش همچنین باشد

«دل (عاشق) با دل دوست (معشوق) در ناله و شور (حنین) است،» «(و) در این حالت، کسی که خاموش است نیز گویاست (و حقایق را بیان می‌کند).» این بیت به ارتباط معنوی و تله‌پاتیک دل‌ها در عالم عشق اشاره دارد که نیازی به کلام ظاهری نیست و سکوت نیز خود بیانی گویاست.

گویم سخن و زبان نجنبانم چون گوش حسود در کمین باشد

«من سخن می‌گویم (و حقایق را بیان می‌کنم)، اما زبانم را نمی‌جنبانم،» «چون گوش حسود (و نااهل) در کمین است (و منتظر شنیدن و سوءاستفاده از اسرار است).» این بیت به بیان اسرار به زبان بی‌زبانی و پنهان کردن آن از نااهلان و حسودان اشاره دارد.

دانم که زبان و گوش غمازند با دل گویم که دل امین باشد

«می‌دانم که زبان و گوش (ابزارهای ظاهری شنیدن و گفتن) سخن‌چین و فتنه‌انگیزند،» «(از این رو) با دل سخن می‌گویم، زیرا دل امین و رازدار است (و اسرار را محفوظ می‌دارد).» این بیت به امنیت دل در حفظ اسرار الهی و برتری آن بر ابزارهای ظاهری که مستعد فاش‌سازی رازها هستند.

آتش عشق و گلشن درون

مولانا به قدرت دگرگون‌کننده‌ی آتش عشق و خلق زیبایی در دل اشاره می‌کند:

صد شعلهٔ آتش است در دیده از نکته دل که آتشین باشد

«صدها شعله‌ی آتش (شور و هیجان) در دیده (چشم بصیرت) وجود دارد،» «که از نکته‌ها و حقایق دل (عارف) که خود آتشین (پرشور و پر حرارت) است، پدید آمده‌اند.» این بیت به حرارت و شور درونی عارف که باعث روشن‌بینی و جلوه‌گری حقایق در نگاه او می‌شود.

خود طرفه‌تر این که در دل آتش چندین گل و سرو و یاسمین باشد

«خود شگفت‌انگیزتر این است که در دل این آتش (عشق و شور درونی)،» «این همه گل و سرو و یاسمن (زیبایی، طراوت، و شکوفایی) وجود دارد.» این بیت به تناقض ظاهری اما حقیقت عرفانی اشاره دارد که آتش عشق نه تنها سوزاننده نیست، بلکه منشأ رویش و شکوفایی گلستان‌های معنوی در درون عاشق است.

زان آتش باغ سبزتر گردد تا آتش و آب همنشین باشد

«از آن آتش (عشق)، باغ (وجود عاشق) سبزتر و شاداب‌تر می‌شود،» «(این امکان‌پذیر است) تا زمانی که آتش (عشق و شور) و آب (لطف و رحمت الهی) با هم همنشین باشند (و مکمل یکدیگر).» این بیت به مفهوم لطیف اجتماع اضداد در عالم عرفان اشاره دارد که آتش عشق در کنار آب لطف الهی، باعث رشد و طراوت معنوی می‌شود.

مرغزار روح و فراتر از کفر و دین

مولانا به مقام روح و فراتر بودن حقیقت از قالب‌های ظاهری اشاره می‌کند:

ای روح مقیم مرغزاری تو کان جا دل و عقل دانه چین باشد

«ای روح (پاک و لطیف)، تو مقیم و ساکن مرغزاری (بوستانی سرسبز و دلگشا) هستی،» «که در آنجا (آن عالم لطیف)، دل و عقل (عقل جزوی) مانند پرندگان دانه می‌چینند (و از معارف بهره می‌برند).» این بیت به مقام والای روح و عالمی که در آن، حتی دل و عقل نیز به تبعیت از روح، به دنبال کسب معرفت (دانه چیدن) هستند.

آن سوی که کفر و دین نمی‌گنجد کی ما و من فلان دین باشد

«در آن سو (عالم حقیقت و مقام وحدت) که کفر و دین (قالب‌ها و تعاریف ظاهری مذاهب) نمی‌گنجند،» «(آیا) “ما و من” (منیّت و خودی) و “فلان دین” (تعلق به دین خاصی در مقام ظاهری) می‌تواند وجود داشته باشد؟» این بیت به مقام ورای کفر و دین (فرازتر از دوگانگی‌ها) در عرفان اشاره دارد، که در آنجا، تمامی تعینات و تعلقات مادی و حتی مذهبی (به معنای ظاهری و متعصبانه) از بین می‌روند و یگانگی مطلق حاکم است.


نکات مهم

  • ارتباط دل به دل: عاشق با معشوق ارتباطی عمیق و بی‌واسطه (دل به دل) دارد که نیازی به کلام ظاهری نیست.
  • سکوت گویا و امین بودن دل: برای حفظ اسرار از نااهلان، عارف به زبان بی‌زبانی سخن می‌گوید و دل را امین اسرار الهی می‌داند.
  • آتش عشق، منشأ شکوفایی: آتش عشق نه تنها سوزاننده نیست، بلکه منبع رویش گلستان‌های معنوی در درون عاشق است.
  • اجتماع اضداد در عرفان: در عالم عرفان، آتش عشق و آب لطف الهی می‌توانند با هم همنشین شده و باعث رشد معنوی شوند.
  • مقام روح و دانه چیدن دل و عقل: روح در مقام والای خود، مرغزاری است که دل و عقل نیز از آن کسب معرفت می‌کنند.
  • ورای کفر و دین: حقیقت مطلق و مقام وحدت فراتر از هرگونه قالب ظاهری و تعاریف مذهبی است و در آنجا منیّت‌ها و تعلقات از بین می‌روند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: