مطالب پیشنهادی![]()
اندرآ ای مه که بیتو ماه را استاره نیست
تا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیست
چون خیالت بر که آید چشمهها گردد روان
خود گرفتم کاین دل ما جز که و جز خاره نیست
آتش از سنگی روان شد آب از سنگی دگر
لعل شد سنگی دگر کز لطف تو آواره نیست
بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیف
مرده را تو زنده کردی بارها یک باره نیست
ابر رحمت هر سحر گر میببارد آن ز تست
وین دل گریان من جز کودک گهواره نیست
همچو کوه طور از غم این دلم صدپاره شد
لیک اندر دست من زان پارهها یک پاره نیست
آهن برهان موسی بر دل چون سنگ زد
تا جهد استارهای کز ابر یک استاره نیست
غزل شماره ۴۰۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع “اندرآ ای مه که بی\u200cتو ماه را استاره نیست / تا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیست”. این غزل با زبانی پرشور و تمناگونه، معشوق (یا پیر کامل) را به حضور در عالم عاشق فرامیخواند و بیان میکند که بدون حضور او، هستی بیفروغ و بیمعناست. مولانا در این غزل به تأثیر عمیق خیال معشوق بر جان و عالم، قدرت فیض الهی در تبدیل سنگ به لعل، لطف بیکران حق، و بیقراری جان در فراق اشاره دارد. ردیف غزل “نیست” است که بر نبودِ روشنایی، چاره، آرامش، و قرار بدون حضور و عنایت معشوق تأکید میکند.
غزل با دعوت از معشوق و بیان نیاز هستی به او آغاز میشود: اندرآ ای مه که بی\u200cتو ماه را استاره نیست / تا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیست. ای ماه (معشوق زیبا و نورانی)، وارد شو و در عالم ما حضور یاب. چرا که بدون تو، ماه (حتی با تمام زیبایی خود) استارهای (فروغ و درخششی) ندارد. و تا زمانی که خیال و تصویر تو در جان و دل ما وارد نشود، برای بیقراری و رقص پای (وجد و شور) ما چارهای نیست. نیاز هستی و جان عاشق به حضور و خیال معشوق.
به تأثیر خیال معشوق بر وجود عاشق اشاره دارد: چون خیالت بر که آید چشمه\u200cها گردد روان / خود گرفتم کاین دل ما جز که و جز خاره نیست. زمانی که خیال و تصویر تو بر کوه وجود ما (دل سخت ما) طلوع کند، چشمههای فیض و معرفت در وجود ما جاری خواهد شد. حتی اگر بپذیریم که این دل ما جز کوه و سنگ خارهای سخت نیست. تأثیر دگرگونکنندهٔ خیال معشوق بر دل سخت عاشق.
به قدرت فیض الهی در تحول اشیا اشاره میکند: آتش از سنگی روان شد آب از سنگی دگر / لعل شد سنگی دگر کز لطف تو آواره نیست. به واسطهٔ قدرت و لطف تو، از سنگی آتش (نور تجلی بر کوه طور) جاری شد و از سنگی دیگر آب (چشمهای که برای موسی جوشید). و سنگ دیگری (کنایه از انسانهای کامل یا دلهای آماده) لعل گرانبها شد که از لطف تو بیبهره و آواره نیست. قدرت الهی در تحول و اعطای فیض به موجودات.
به آزمودن لطف الهی در زنده کردن مردگان اشاره دارد: بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیف / مرده را تو زنده کردی بارها یک باره نیست. ای ذات لطیف الهی، من بارها لطف و کرم تو را آزمودهام و دیدهام که تو مردگان (دلان مرده و ناامید) را زنده کردهای. این لطف تو بارها تکرار شده و یک بار اتفاق نیفتاده است. تجربهٔ لطف الهی در احیای دلهای مرده.
به باریدن ابر رحمت و گریهٔ عاشق اشاره دارد: ابر رحمت هر سحر گر می\u200cببارد آن ز تست / وین دل گریان من جز کودک گهواره نیست. اگر ابر رحمت الهی هر سحرگاه میبارد و فیض میرساند، آن نیز از تو و لطف توست. و این دل گریان و بیقرار من در طلب تو، مانند کودک بیتابی است که در گهواره بیقراری میکند. فیض الهی و بیقراری عاشق در طلب آن.
به صدپاره شدن دل و بیدسترسی به اجزای آن اشاره دارد: همچو کوه طور از غم این دلم صدپاره شد / لیک اندر دست من زان پاره\u200cها یک پاره نیست. این دل من مانند کوه طور (که از تجلی حق پاره پاره شد) از غم فراق تو صد پاره و پریشان شده است. اما در این حال، از آن پارههای وجود پریشان من، حتی یک پاره نیز در اختیار و کنترل من نیست. شدت غم فراق و از دست دادن اختیار.
در بیت پایانی، به زدن آهن برهان و جهیدن استاره معرفت اشاره دارد: آهن برهان موسی بر دل چون سنگ زد / تا جهد استاره\u200cای کز ابر یک استاره نیست. آهن برهان حضرت موسی (عصای او که نماد قدرت و معجزهٔ الهی است) بر دل سخت و سنگی من زده شد (اشاره به هدایت الهی یا ارشاد پیر). تا از آن، استارهای (نور و جرقهٔ) معرفت و آگاهی بجهد؛ نوری که مانند استارههای عادی آسمان نیست و از ابر (حجابهای مادی) پوشیده نمیشود. هدایت الهی و آشکار شدن نور معرفت در دل.
غزل ۴۰۱ مولانا، غزلی است که با زبانی پر از تمنا و اشتیاق، به بیان نیاز عمیق عاشق به حضور معشوق و تأثیر دگرگونکنندهٔ او در عالم و جان میپردازد. مولانا با استفاده از تمثیلات قرآنی (کوه طور، عصای موسی) به قدرت فیض الهی در احیای دلهای مرده و جاری ساختن چشمههای معرفت اشاره میکند. غزل با بیان بیقراری دل عاشق و صدپاره شدن آن در فراق، به شدت درد هجران اشاره دارد و در نهایت با بیان جهیدن نور معرفت از دل سنگی به واسطهٔ هدایت الهی، به امکان دست یافتن به حقایق باطنی اشاره میکند. این غزل، بیانی زیبا از نگاه مولانا به عشق، نیاز به پیر، و تأثیر فیض الهی در سیر و سلوک است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر