مطالب پیشنهادی![]()
به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید
اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد
ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید
ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند
رها کند سر چشمه حدیث پا گوید
که پاره پاره به تدریج ذره که گردد
فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید
کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف
دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید
چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او
به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید
به حق گلشن اقبال کاندر او مستی
چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید
غزل ۹۴۴ مولانا، بیانی از اوج مستی و غرق شدن در عشق الهی است که در آن عاشق خود را با معشوق یکی میبیند و هر نوایی را از جانب خود (که متصل به معشوق است) میداند. مولانا در این غزل، به بیرنگی و بینظیری جمال یار اشاره میکند و قدرت کلام و اشارت معشوق را بر تمام هستی برجسته میسازد. در نهایت، دعوت به خاموشی و فنا برای شنیدن ستایش حقیقی را مطرح میکند.
مولانا غزل را با بیان جایگزینی نوای خود با نوای بلبل آغاز میکند:
به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید
«از این پس، بلبل در باغ، نوای (سرود) ما را خواهد گفت،» «(و) حدیث عشق شیرین (شکرریز) و جانافزا (ی ما را) خواهد گفت.» این بیت، بیانگر یکی شدن عاشق با معشوق؛ صدای عاشق (که از معشوق سرچشمه میگیرد) چنان فراگیر میشود که حتی بلبل نیز آن را میخواند.
اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید
«اگر (بلبل یا هر موجودی) از رنگ (و جلوهی) رخ یار ما (معشوق بیهمتا) خبر داشته باشد،» «(دیگر) چرا از لاله و نسرین و گل (زیباییهای محدود دنیوی) سخن بگوید؟ (زیرا زیبایی معشوق بینظیر است).» این بیت، تأکید بر بینظیری جمال معشوق که هر زیبایی دیگری را بیاثر و کمرنگ میسازد.
مولانا به غیرت معشوق و نحوهی تجلی او اشاره میکند:
ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند رها کند سر چشمه حدیث پا گوید
«(معشوق) از راه غیرت (و پاسداری از حقیقت خود) سخن میگوید تا (خود را) بپوشاند (و کاملاً آشکار نشود)،» «(و به همین دلیل) سرچشمه (اصلی) را رها میکند و از حدیث (نشانههای) پا (نشانههای جزئی) سخن میگوید (تا مستقیماً خود را نشان ندهد).» این بیت، بیانگر پنهان بودن ذات معشوق؛ او به دلیل عظمت و غیرت خود، به صورت مستقیم ظاهر نمیشود، بلکه از طریق نشانهها و جلوههای جزئی (حدیث پا) خود را نمایان میسازد.
مولانا به مفهوم فنا در عشق و قدرت بینظیر کلام معشوق اشاره میکند:
که پاره پاره به تدریج ذره که گردد فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید
«(حتی) کسی که به تدریج ذره ذره و تکه تکه شود (و به فنا برسد)،» «(باز هم) فانی میشود اگر (معشوق) با تندی و قاطعیت (تند) و از روی دوستی (ولا) سخن بگوید (و فرمان فنا دهد).» این بیت، تأکید بر قدرت مطلق کلام معشوق که میتواند هر موجودی را به فنا برساند، حتی اگر مقاوم باشد.
کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید
«(حتی) کوهی که در برابر او (معشوق) ذرهای بیش نیست، (و) دویست کوه قاف (کوه افسانهای عظیم)،» «(نیز) آن لحظه که او (معشوق) بگوید “بیا”، دوان دوان (با عجله) به سوی او میآیند.» این بیت، بیانگر قدرت فراگیر فرمان معشوق بر تمام هستی؛ حتی عظیمترین کوهها نیز مطیع امر او هستند.
چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید
«هنگامی که گوش کوه، آن “بیا”ی فرخنده و مبارک او (معشوق) را شنید،» «(کوه) با سر میآید (با نهایت فرمانبرداری) و لبیک را دو تا (با تأکید و تکرار) میگوید (به سرعت اجابت میکند).» این بیت، ادامهی بیان فرمانبرداری مطلق هستی؛ حتی جمادات نیز از فرمان معشوق تبعیت میکنند.
مولانا غزل را با توصیهای به خاموشی و فنا برای دریافت ستایش حقیقی به پایان میرساند:
به حق گلشن اقبال کاندر او مستی چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید
«به حقِ گلشن (باغ) اقبال (سعادت و بخت نیکو) که در آن (باغ)، مستی (حاکم است)،» «مانند گل، خاموش باش (سخن مگو) تا بلبلت (که همان روح یا حق است) تو را ستایش (ثنا) کند.» این بیت، دعوت به خاموشی و فنای اختیاری؛ وقتی عاشق خاموش میشود، ندای حقیقت از درون او برمیخیزد و معشوق را ستایش میکند.
غزل ۹۴۴ مولانا، بیانی زیبا و عمیق از تجربه فنا و وصل در عالم عشق الهی است. مولانا با تمثیل بلبل که نوای عاشق (و در حقیقت نوای معشوق) را میخواند، به وحدت وجودی عاشق و معشوق در اوج حال فنا اشاره میکند. او با تأکید بر بینظیری و بیرنگی جمال یار، هر زیبایی مادی را ناچیز میشمارد. غزل با مفهوم “غیرت” معشوق، به نحوهی تجلی او از طریق نشانهها (حدیث پا) به جای ذات مطلق میپردازد و سپس قدرت مطلق کلام و فرمان معشوق را بر تمامی هستی، حتی بر عظیمترین کوهها، به تصویر میکشد. در نهایت، مولانا با توصیهای عرفانی، عاشق را به خاموشی و فنا در “گلشن اقبال” دعوت میکند تا ندای حقیقی ستایش از درون او برخیزد و معشوق را ثنا گوید. این غزل پیامی از اوج عشق عرفانی، تسلیم مطلق، و درک قدرت بینظیر کلام و حضور الهی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر