تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 524 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 524 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 524 دیوان شمس مولانا

بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
خورشید جان عاشقان در خلوت الله شد

روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان
شب ترک تازی‌ها بکن کان ترک در خرگاه شد

گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنی
کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد

ما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیان
زیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد

ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته
رخ‌ها چو شمع افروخته کان بیذق ما شاه شد

ای شاد آن فرخ رخی کو رخ بدان رخ آورد
ای کر و فر آن دلی کو سوی آن دلخواه شد

آن کیست اندر راه دل کو را نباشد آه دل
کار آن کسی دارد که او غرقابه آن آه شد

چون غرق دریا می‌شود دریاش بر سر می‌نهد
چون یوسف چاهی که او از چاه سوی جاه شد

گویند اصل آدمی خاکست و خاکی می‌شود
کی خاک گردد آن کسی کو خاک این درگاه شد

یک سان نماید کشت‌ها تا وقت خرمن دررسد
نیمیش مغز نغز شد وان نیم دیگر کاه شد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 524 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 524 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی تمثیلی و استعاری، به حالتی از فرورفتن یا پنهان شدن آفتاب حقیقت در چاهی اشاره می‌کند. این غزل می‌تواند بیانگر دوره‌ای از قبض روحی، غیبت معشوق، یا فرو رفتن در عالم درون برای دست یافتن به حقایق باشد. مولانا با استفاده از نمادهای شب، روز، خورشید و چاه، به سفری درونی و شبانه اشاره می‌کند که با وجود تاریکی ظاهر، به سوی نور و وصال رهنمون می‌شود.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل، با زبانی نمادین و پر از اشاره، به بیان احوال سالک در سفر درونی و مواجهه با عالم غیب می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد خورشید جان عاشقان در خلوت الله شد

شرح: مولانا می‌گوید: “بی‌گاه شد بی‌گاه شد” (زمان نامناسب و دیر شد، اشاره به ورود به عالم غیب یا دور شدن از عالم ظاهر) “خورشید اندر چاه شد” (خورشید – نماد حقیقت، نور الهی یا معشوق – در چاه فرو رفت، اشاره به پنهان شدن یا ورود به عالم درون). “خورشید جان عاشقان” (آن خورشید که جان عاشقان است) “در خلوت الله شد” (به خلوت و حضور خداوند رفت). این بیت بیانگر پنهان شدن موقتی حقیقت در عالم غیب و خلوت با حق است. (اشاره‌ای به داستان حضرت یوسف در چاه نیز در اینجا محتمل است).

بیت دوم:

روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان شب ترک تازی‎ها بکن کان ترک در خرگاه شد

شرح: در این شرایط (غیبت ظاهر حقیقت)، “روزیست اندر شب نهان” (روزی – یا نوری از حقیقت – در دل شب پنهان است). این پنهانی مانند حضور “ترکی میان هندوان” (ترکی زیبارو و تازنده میان سیاه‌پوستان هند است، اشاره به اقلیت نور در میان ظلمت). در این “شب، ترک تازی‌ها بکن” (در این شب – شب غیبت یا عالم درون – با شجاعت و سرعت به سوی حقیقت حرکت کن) “کان ترک در خرگاه شد” (زیرا آن ترک – حقیقت پنهان – در خرگاه خود – جایگاه اصلی یا عالم معنا – مستقر شده است). این بیت دعوتی است به پویایی و تلاش درونی در زمان غیبت ظاهر حقیقت.

بیت سوم:

گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنی کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد

شرح: “گر بو بری زین روشنی” (اگر اندکی از بوی و نشان این روشنی – نور پنهان حقیقت – به تو برسد)، “آتش به خواب اندرزنی” (خواب غفلت را به آتش می‌کشی و بیدار می‌شوی). چرا که “کز شب روی و بندگی” (در اثر شب‌زنده‌داری و بندگی و عبادت در خفا) “زهره حریف ماه شد” (حتی زهره‌ی کم‌نور – اشاره به سالک ناتوان یا نفس – هم‌نشین و حریف ماه – اشاره به معشوق یا حقیقت – می‌گردد). این بیت بر تأثیر شب‌زنده‌داری و عبودیت در رسیدن به مقام قرب الهی تأکید دارد.

بیت چهارم:

ما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیان زیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد

شرح: “ما شب‌گریزان و دوان” (ما – عاشقان – در دل شب و عالم غیب با سرعت در حرکت و فرار هستیم) و “اندر پی ما زنگیان” (و در پی ما سیاه‌پوستان – نماد موانع، تعلقات، یا نفس اماره – در تعقیبند). این تعقیب به این دلیل است “زیرا که ما بردیم زر” (زیرا ما گنجینه و گوهر حقیقت را با خود برده‌ایم) “تا پاسبان آگاه شد” (و پاسبان – نماد عقل جزئی، یا نگهبانان عالم ظاهر – از این امر باخبر شده است). این بیت تصویری از مبارزه‌ی عاشق با نفس و تعلقات برای حفظ گوهر معرفت در مسیر سلوک ارائه می‌دهد.

بیت پنجم:

ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته رخ‎ها چو شمع افروخته کان بیذق ما شاه شد

شرح: “ما شب‌روی آموخته” (ما در این سفر شبانه و درونی ماهر شده‌ایم) و “صد پاسبان را سوخته” (صدها مانع و نگهبان عالم ظاهر را از میان برداشته‌ایم). در این راه، “رخ‌ها چو شمع افروخته” (چهره‌های ما مانند شمع روشن شده است) “کان بیذق ما شاه شد” (زیرا پیاده‌ی ما – اشاره به وجود حقیر ما یا کوشش‌های بظاهر ناچیزمان – به مقام شاهی و سربلندی رسیده است). این بیت بر مهارت یافتن در سلوک و نتیجه‌ی آن که نورانی شدن باطن و رسیدن به مقام عزت است، تأکید دارد.

بیت ششم:

ای شاد آن فرخ رخی کو رخ بدان رخ آورد ای کر و فر آن دلی کو سوی آن دلخواه شد

شرح: “ای شاد آن فرخ رخی” (خوشا به حال آن روی مبارکی) “کو رخ بدان رخ آورد” (که چهره‌ی خود را به سوی چهره‌ی معشوق آورد). و “ای کر و فر آن دلی” (ای چه شکوه و عظمت و اقتداری دارد آن دلی) “کو سوی آن دلخواه شد” (که به سوی معشوق حقیقی رهسپار گشت). این بیت بر سعادت کسانی که رو به سوی حق دارند و عظمت دل‌هایی که در مسیر عشق گام برمی‌دارند، تأکید دارد.

بیت هفتم:

آن کیست اندر راه دل کو را نباشد آه دل کار آن کسی دارد که او غرقابه آن آه شد

شرح: “آن کیست اندر راه دل” (چه کسی در مسیر دل – مسیر عشق و معرفت – قدم می‌گذارد) “کو را نباشد آه دل؟” (که آه و ناله‌ی از سر درد و اشتیاق نداشته باشد؟). “کار آن کسی دارد” (سلوک و رسیدن به مقصد کار آن کسی است) “که او غرقابه‌ی آن آه شد” (که در دریای آن آه و ناله غرق شده باشد). این بیت بر لزوم سوز و گداز و آه از سر اشتیاق در مسیر عشق تأکید دارد و آن را نشانه‌ی صدق سالک می‌داند.

بیت هشتم:

چون غرق دریا می‎شود دریاش بر سر می‎نهد چون یوسف چاهی که او از چاه سوی جاه شد

شرح: (اشاره به قاعده در عالم معنا) “چون غرق دریا می‌شود” (هنگامی که کسی خود را در دریای حقیقت – یا در دریای فنا – غرق می‌کند)، آن “دریاش بر سر می‌نهد” (دریا او را بر سر خود می‌گذارد و به او مقام و منزلت می‌دهد). این مانند داستان “یوسف چاهی” (حضرت یوسف که در چاه افتاد) “که او از چاه سوی جاه شد” (که او از چاه به سوی مقام و منزلت بالا رسید). این بیت با استفاده از تمثیل غرق شدن در دریا و داستان حضرت یوسف، بر این حقیقت تأکید دارد که فنا در حق مایه‌ی بقا و رسیدن به مقام بلند است.

بیت نهم:

گویند اصل آدمی خاکست و خاکی می‎شود کی خاک گردد آن کسی کو خاک این درگاه شد

شرح: “گویند اصل آدمی خاکست و خاکی می‌شود” (مردم می‌گویند که اصل انسان از خاک است و در نهایت نیز به خاک بازمی‌گردد). اما “کی خاک گردد آن کسی” (هرگز به خاک پست بازنخواهد گشت آن کسی) “کو خاک این درگاه شد” (که خاک آستانه‌ی این درگاه – درگاه حق – شده باشد). این بیت بر برتری و قداست کسانی تأکید دارد که در راه حق به نهایت فروتنی رسیده‌اند و از قید خاک و عالم ماده رها شده‌اند.

بیت دهم:

یک سان نماید کشت‎ها تا وقت خرمن دررسد نیمیش مغز نغز شد وان نیم دیگر کاه شد

شرح: “یک سان نماید کشت‌ها” (کشت‌ها و محصولات زراعی در ظاهر شبیه به نظر می‌رسند) “تا وقت خرمن دررسد” (تا زمانی که فصل درو و برداشت محصول فرارسد). در آن زمان است که “نیمیش مغز نغز شد” (بخشی از آن‌ها به دانه‌ی پرمغز و ارزشمند تبدیل شده است) “وان نیم دیگر کاه شد” (و بخش دیگر به کاه بی‌ارزش). این بیت با استفاده از تمثیل کشت و برداشت، بر تفاوت باطنی انسان‌ها و آشکار شدن ارزش حقیقی هر کس در زمان حساب و رسیدن به کمال تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 524 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی تمثیلی و استعاری، به حالتی از فرورفتن یا پنهان شدن آفتاب حقیقت در چاهی اشاره می‌کند. مولانا در این غزل، بر پنهان شدن موقتی حقیقت در عالم غیب، دعوتی به پویایی و تلاش درونی در زمان غیبت ظاهر حقیقت، تأثیر شب‌زنده‌داری و عبودیت در رسیدن به مقام قرب، مبارزه‌ی عاشق با نفس و تعلقات، مهارت یافتن در سلوک و نتیجه‌ی آن که نورانی شدن باطن و رسیدن به مقام عزت است، سعادت کسانی که رو به سوی حق دارند، لزوم سوز و گداز در مسیر عشق، این حقیقت که فنا در حق مایه‌ی بقا و رسیدن به مقام بلند است، برتری و قداست کسانی که در راه حق به نهایت فروتنی رسیده‌اند، و تفاوت باطنی انسان‌ها و آشکار شدن ارزش حقیقی هر کس در زمان کمال تأکید دارد. این غزل تصویری از سفر معنوی عاشق در دل شب غیبت و رسیدن به نور و وصال ارائه می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: