تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1175

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1175

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1175

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1175

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

یا ساقی عشقنا تذکر

فالعیش بلا نداک ابتر

ما را سر صنعت و دکان نیست

ای ساقی جان کجاست ساغر

لا تترکنا سدی صحایا

الخیر ینال لا یوخر

کم جوی وفا عتاب کم کن

ای زنده کن هزار مضطر

الحنطه حیث کان حنطه

اذ کان کذاک یوم بیدر

چون پیشه مرد زرگری شد

هر شهر که رفت کیست زرگر

ابرارک یشربون خمراً

فی ظل سخایک المخیر

خود دل دهدت که برنهی بار

بر مرکب پشت ریش لاغر

من کاسک للثری نصیب

و الارض بذاک صار اخضر

بگذار که می‌چرد ضعیفی

در روضه رحمتت محرر

یا ساقی‌هات لا تقصر

یا طول حیاتنا المقصر

در سایه دوست چون بود جان

همچون ماهی میان کوثر

طهر خطراتنا و طیب

من کأس مدامک المطهر

ما را بمران وگر برانی

هم بر تو تنیم چون کبوتر

و الفجر لذی لیال عشر

من نهر رحیقک المفجّر

آمد عثمان شهاب دین هین

واگو غزل مرا مکرر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1175 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، مناجاتی عاشقانه و عارفانه است که در آن مولانا از “ساقی عشق” (معشوق الهی یا پیر راه) طلب فیض می‌کند و بر لطف بی‌کران و همیشگی او تأکید می‌ورزد. او خود و اهل دل را تشنه‌ی شراب معرفت می‌داند و از ساقی می‌خواهد که بی‌هیچ کوتاهی، جانشان را از این باده سیراب سازد.

بخش اول: درخواست فیض و لطف ساقی (ابیات 1 تا 6)

بیت 1: انجیرفروش را چه بهتر / انجیرفروشی ای برادر

  • “برای انجیرفروش چه بهتر است (از اینکه مشغول کار خودش باشد)؟”
  • “ای برادر، تو هم انجیرفروشی کن (یعنی هر کس باید به کار خود مشغول باشد).” این بیت می‌تواند اشاره‌ای طنزآمیز به لزوم توجه هر کس به پیشه و کار اصلی خود باشد و در اینجا، پیشه مولانا و اهل دل، عاشقی و طلب عشق است.

بیت 2: یا ساقی عشقنا تذکر / فالعیش بلا نداک ابتر

  • “ای ساقی عشق ما، (ما را) به یاد آور،”
  • “زیرا زندگی بدون ندای تو (فیض و حضور تو) ناقص و بی‌برکت (ابتر) است.” این بیت با لحنی عربی، درخواستی مستقیم از ساقی عشق برای توجه و فیض‌بخشی است.

بیت 3: ما را سر صنعت و دکان نیست / ای ساقی جان کجاست ساغر

  • “ما را سر و کار با پیشه و دکان (مشاغل دنیوی) نیست،”
  • “ای ساقی جان (پروردگار یا پیر روحانی)، ساغر (شراب معرفت) کجاست؟” این بیت به رها کردن تعلقات دنیوی و تمرکز بر طلب شراب روحانی اشاره دارد.

بیت 4: لا تترکنا سدی صحایا / الخیر ینال لا یوخر

  • “ما را بیهوده و سرگردان (سدی) رها مکن، ای زنده‌ها (ای سالکان)،”
  • “خیر (فیض الهی) باید دریافت شود و به تأخیر نمی‌افتد.” این بیت درخواستی از ساقی برای رها نکردن عاشقان در بیابان غفلت و تأکید بر ضرورت دریافت فوری فیض است.

بیت 5: کم جوی وفا عتاب کم کن / ای زنده کن هزار مضطر

  • “کمتر به دنبال وفا باش (یا کمتر از ما وفا بجو) و کمتر سرزنش کن،”
  • “ای کسی که هزاران نیازمند (مضطر) را زنده می‌کنی.” این بیت از ساقی می‌خواهد که با لطف و کرم خود، از گله و سرزنش عاشقان درگذرد و به جای آن، به آن‌ها حیات بخشد.

بیت 6: الحنطه حیث کان حنطه / اذ کان کذاک یوم بیدر

  • “گندم هر جا که باشد، گندم است (ماهیت آن تغییر نمی‌کند)،”
  • “هنگامی که روز خرمن‌کوبی (بیدر) باشد (یعنی روز حساب و برداشت).

بخش دوم: برتری عشق و عنایت خاص (ابیات 7 تا 11)

بیت 7: چون پیشه مرد زرگری شد / هر شهر که رفت کیست زرگر

  • “هنگامی که پیشه یک مرد، زرگری باشد،”
  • “هر شهری که برود (کارش را ادامه می‌دهد و) دیگران می‌پرسند که زرگر کیست؟” این بیت با تمثیلی از زرگر، به اهمیت و ماهیت ثابت کار و هویت یک سالک (که پیشه‌اش عشق و معرفت است) اشاره دارد. او هر جا باشد، به همان کار مشغول است و دیگران او را به همان صفت می‌شناسند.

بیت 8: ابرارک یشربون خمراً / فی ظل سخایک المخیر

  • “نیکان (ابرار) تو (ای ساقی)، شراب می‌نوشند،”
  • “در سایه‌ی بخشندگی (سخا) برگزیده‌ی تو.” این بیت به عنایت خاص ساقی به نیکان و فیض‌بخشی او اشاره دارد.

بیت 9: خود دل دهدت که برنهی بار / بر مرکب پشت ریش لاغر

  • “(ای ساقی) خود دلت رضایت می‌دهد که بار (سنگین) بر روی”
  • “مرکب (وجود ضعیف و رنجور) پشت ریش (زخمی) و لاغر (ما) بگذاری؟” این بیت با لحنی تضرع‌آمیز، از ساقی می‌خواهد که بر ضعف و ناتوانی عاشق رحم کند و بار سنگین عشق را بر دوش او ننهد، یا اینکه بار را به گونه‌ای نهد که قابل تحمل باشد.

بیت 10: من کاسک للثری نصیب / و الارض بذاک صار اخضر

  • “از جام تو (ای ساقی)، برای خاک (ثرَی، موجودات زمینی) نیز نصیبی است،”
  • “و زمین با آن (نصیب و فیض)، سبز و خرم (اخضر) شد.” این بیت به فراگیری فیض الهی حتی برای موجودات مادی و تأثیر حیات‌بخش آن اشاره دارد.

بیت 11: بگذار که می‌چرد ضعیفی / در روضه رحمتت محرر

  • “اجازه بده که این ضعیف (عاشق) در چراگاه (روضه) رحمت تو، آزادانه بچرد (یعنی از فیض تو بهره ببرد)،”
  • “محرر (آزاد شده) از هر قید و بندی.” این بیت درخواست آزادی و بهره‌مندی بی‌قید و شرط از رحمت الهی را بیان می‌کند.

بخش سوم: تکرار درخواست و ذکر نام (ابیات 12 تا 16)

بیت 12: یا ساقی‌هات لا تقصر / یا طول حیاتنا المقصر

  • “ای ساقی! بخشش‌هایت (هات) را کوتاه مکن،”
  • “ای آنکه عمر کوتاه ما را طولانی می‌کنی (با فیض‌بخشی‌ات).” این بیت درخواست ادامه فیض‌بخشی بی‌وقفه از ساقی را بیان می‌کند.

بیت 13: در سایه دوست چون بود جان / همچون ماهی میان کوثر

  • “جان (عاشق) هنگامی که در سایه‌ی دوست (معشوق) باشد،”
  • “مانند ماهی‌ای است که در میان کوثر (چشمه‌ای در بهشت، نماد فیض فراوان) قرار گرفته است.

بیت 14: طهر خطراتنا و طیب / من کأس مدامک المطهر

  • “اندیشه‌های (خطرات) ما را پاک کن و (جانمان را) خوشبو ساز،”
  • “از جام شراب همیشگی و پاک‌کننده‌ی خودت.” این بیت درخواست تطهیر درونی و روحانی از طریق فیض و شراب معرفت الهی را بیان می‌کند.

بیت 15: ما را بمران وگر برانی / هم بر تو تنیم چون کبوتر

  • “ما را از خودت دور مکن (مَران)، و اگر هم دور کنی،”
  • “باز هم مانند کبوتر، به سوی تو برمی‌گردیم و خود را به تو می‌چسبانیم.” این بیت به وفاداری و چسبندگی بی‌قید و شرط عاشق به معشوق اشاره دارد.

بیت 16: و الفجر لذی لیال عشر / من نهر رحیقک المفجّر

  • “و سپیده‌دمِ (فجر) ده شب (اشاره به ده شب اول ذی‌الحجه یا شب‌های پربرکت)،”
  • “از رود شراب ناب و روان (رحیق مفجر) توست.” این بیت به برکات و روشنایی‌های معنوی اشاره دارد که از فیض الهی سرچشمه می‌گیرد.

بیت 17: آمد عثمان شهاب دین هین / واگو غزل مرا مکرر

  • “عثمان شهاب‌الدین (مردی بلندمرتبه و نورانی) آمد، آگاه باش!”
  • “غزل مرا (دوباره) بازگو (بخوان)!” این بیت، تخلص مولاناست و به یکی از یاران یا نزدیکان او به نام عثمان اشاره دارد و درخواست می‌کند که غزلش را دوباره بخوانند.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۷۵ مولانا، مناجاتی شورانگیز از عاشقی است که تنها پیشه‌ی خود را طلب عشق و معرفت می‌داند. او با نفی مشاغل دنیوی، از “ساقی عشق” درخواست می‌کند که فیض خود را بی‌هیچ کوتاهی بر او و دیگر سالکان ارزانی دارد و آن‌ها را در بیابان غفلت رها نکند. مولانا بر لطف بی‌کران ساقی تأکید می‌کند که حتی از گله و سرزنش نیز درمی‌گذرد و جان‌ها را زنده می‌کند.

مولانا با تمثیل‌هایی از زرگر، ابرار، و زمین سبز شده، به ثبات ماهیت سالک در راه حق و فراگیری فیض الهی اشاره می‌کند. او از ساقی می‌خواهد که بر ضعف عاشق رحم کند و بار عشق را به گونه‌ای نهد که طاقت‌فرسا نباشد. حالت جان در سایه‌ی دوست را به ماهی در کوثر تشبیه می‌کند و از ساقی می‌خواهد که اندیشه‌هایش را با شراب معرفت پاک و خوشبو سازد. در نهایت، با تأکید بر وفاداری بی‌قید و شرط عاشق (همچون کبوتر که همواره به سوی او بازمی‌گردد)، و اشاره به برکات سحری از فیض الهی، غزل را با ذکر نام عثمان شهاب‌الدین به پایان می‌برد. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی نیاز مطلق عاشق به فیض معشوق، لطف و بخشندگی بی‌کران الهی، و اهمیت پاکی درونی در مسیر سلوک را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: