مطالب پیشنهادی![]()
پیش چنین ماهرو گیج شدن واجبست
عشرت پروانه را شمع و لگن واجبست
هست ز چنگ غمش گوش مرا کشمکش
هر دمم از چنگ او تن تننن واجبست
دلو دو چشم مرا گرچه که کم نیست آب
مردمک دیده را چاه ذقن واجبست
دلبرِ چون ماه را هر چه کند میرسد
عاشق درگاه را خُلقِ حسَن واجبست
طره خویش ای نگار، خوش به کف من سپار
هر که در این چه فتاد دادِ رسن واجبست
عشق که شهر خوشیست این همه اغیار چیست ؟
حفظ چنین شهر را برج و بدن واجبست
غمزه دزدیده را شحنه غم در پیست
روشنیِ دیده را خوبِ ختن واجبست
عاشق عیسی نهای بیخور و خر کی زیی ؟
کالبد مرده را گور و کفن واجبست
مریم جان را مخاض برد به نخل و ریاض
منقطع درد را نزل وطن واجبست
نزل دل بارکش هست ملاقات خوش
ناقه پرفاقه را شرب و عطن واجبست
لطف کن ای کان قند راه دهانم ببند
اشتر سرمست را بند دهن واجبست
غزل شماره 471 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است که به تأثیر شگرف جمال معشوق بر عاشق و لزوم از خود بیخود شدن در برابر این زیبایی الهی میپردازد. مولانا در این غزل با بیانی پرشور و با استفاده از تمثیلهای متنوع، به این نکته اشاره میکند که در برابر عظمت و دلربایی معشوق، عقل و هوش رنگ میبازد و تنها راه، تسلیم و فنا در این عشق است.
مولانا در این غزل با بیانی وجدآمیز، به توصیف حال عاشق در برابر جمال معشوق پرداخته و لوازم این مسیر را برمیشمرد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
پیش چنین ماهرو گیج شدن واجبست عشرت پروانه را شمع و لگن واجبست
شرح: مولانا میگوید در برابر چهرهای مانند ماه (اشاره به جمال معشوق که روشن و بیعیب است)، گیج و مدهوش شدن “واجب” و ضروری است. همانطور که برای عشرت و شادمانی پروانه، وجود شمع (که پروانه گرد آن میسوزد) و لگن (برای جمع شدن پروانههای سوخته) لازم است، در بزم عشق نیز مدهوشی و فنا در برابر معشوق امری طبیعی و ضروری است. این بیت به تأثیر خیرهکننده جمال الهی بر عاشق و از خود بیخود شدن او اشاره دارد.
هست ز چنگ غمش گوش مرا کشمکش هر دمم از چنگ او تن تننن واجبست
شرح: گوش من از نغمهی چنگ غم معشوق (اشاره به ناله و فغان عاشق از غم هجران یا ناز معشوق) در کشمکش و بیقراری است. و هر لحظه، نغمه “تن تننن” (صدای چنگ، یا نوای بیخودی) از چنگ او برای من واجب و لازم است. این بیت بیانگر تأثیر نغمات الهی بر جان عاشق و بیقراری و شوریدگی او در اثر این نغمات است.
دلو دو چشم مرا گرچه که کم نیست آب مردمک دیده را چاه ذقن واجبست
شرح: گرچه دلو دو چشم من (اشاره به چشمان گریان عاشق) از اشک کم نیست و پر از آب است، اما برای مردمک دیده (اشاره به بینایی باطنی و درک حقایق)، رسیدن به چاه ذقن معشوق (اشاره به چال زنخدان معشوق که نمادی از زیبایی و عمق است و میتواند کنایه از عالم غیب باشد) واجب و ضروری است. این بیت نشان میدهد که حتی کثرت گریه و ناله نیز برای رسیدن به درک عمیق حقیقت کافی نیست و نیاز به توجه به باطن و عمق وجود معشوق (چاه ذقن) است.
دلبرِ چون ماه را هر چه کند میرسد عاشق درگاه را خُلقِ حسَن واجبست
شرح: هر کاری که دلبر (معشوق) که مانند ماه زیباست، انجام دهد، روا و شایسته اوست. اما برای عاشقی که در درگاه اوست، داشتن “خلق حسن” (اخلاق نیکو) واجب و ضروری است. این بیت به تفاوت جایگاه معشوق (که هرچه کند عین لطف است) و عاشق (که باید متصف به صفات نیکو باشد) اشاره دارد و بر لزوم تهذیب نفس در مسیر عشق تأکید میکند.
طره خویش ای نگار، خوش به کف من سپار هر که در این چه فتاد دادِ رسن واجبست
شرح: مولانا خطاب به معشوق (نگار) میگوید که ای نگار، گیسوی خود (طره) را با مهربانی به دست من بسپار. هر کسی که در این چاه (چاه عشق، عالم ماده) افتاده است، رسیدن ریسمان لطف و دستگیری معشوق برای او واجب و ضروری است. این بیت بیانگر تمنای عاشق برای دستگیری و نجات از سوی معشوق و پناه جستن به دامان اوست.
عشق که شهر خوشیست این همه اغیار چیست ؟ حفظ چنین شهر را برج و بدن واجبست
شرح: عشق، شهری است سرشار از خوشی و سعادت. پس این همه اغیار (نامحرمان، تعلقات دنیوی) در این شهر چه میکنند؟ برای حفظ چنین شهری (عالم عشق در درون جان)، وجود برج و بدن (حفاظت از دل در برابر وسوسهها و تعلقات) واجب و ضروری است. این بیت بر لزوم پالایش درون از هر آنچه غیر عشق است و حفاظت از عالم عشق در برابر نفوذ اغیار تأکید دارد.
غمزه دزدیده را شحنه غم در پیست روشنیِ دیده را خوبِ ختن واجبست
شرح: غمزه دزدیدهی معشوق (اشاره به نگاهها و جلوههای پنهانی معشوق) همواره شحنه غم (نگهبان غم، اشاره به پیامدهای عشق و هجران) را در پی دارد. اما برای روشنی دیده (بینایی باطنی)، وجود خوب ختن (زیباروی ختنی که نماد زیبایی بینظیر است، اشاره به جمال الهی) واجب و ضروری است. این بیت به پیوند میان لذت و رنج در عشق و همچنین به نقش جمال الهی در روشن شدن چشم باطن اشاره دارد.
عاشق عیسی نهای بیخور و خر کی زیی ؟ کالبد مرده را گور و کفن واجبست
شرح: اگر عاشق عیسی (که نماد دم مسیحایی و حیات بخشیدن است) نیستی و از دم مسیحایی عشق بهره نبردهای، چگونه میتوانی بدون خوراک و بار (معرفت و فیض الهی) زندگی کنی؟ برای کالبد مرده (وجود بیجان و بیبهره از عشق)، گور و کفن واجب است. این بیت بر حیاتبخش بودن عشق الهی و مرگ دل بدون آن تأکید دارد.
مریم جان را مخاض برد به نخل و ریاض منقطع درد را نزل وطن واجبست
شرح: درد زایمان (مخاض) مریم جان (اشاره به جان سالک در هنگام تجلیات الهی و درد کشیدن برای رسیدن به حقیقت) او را به سوی نخل (مقام توحید) و ریاض (باغهای معرفت) برد. برای کسی که از دردها و تعلقات دنیوی منقطع شده است، نزل (پذیرایی و مهمانی) در وطن اصلی (عالم معنا) واجب و شایسته است. این بیت با اشاره به داستان حضرت مریم، به لزوم تحمل درد و رنج در راه سلوک برای رسیدن به مقامات معنوی اشاره دارد.
نزل دل بارکش هست ملاقات خوش ناقه پرفاقه را شرب و عطن واجبست
شرح: پذیرایی و مهمانی دل (فیوضات و الهامات معنوی) که بار سنگین معرفت را حمل میکند، ملاقاتی خوشایند و مبارک است. برای ناقه پرفاقه (شتر تشنه و رنجکشیده، اشاره به جان عاشق که تشنه وصال است)، نوشیدن (شرب) و رسیدن به آبشخور (عطن) واجب و ضروری است. این بیت به نیاز شدید جان عاشق به فیض الهی و لذت بخش بودن دریافت آن اشاره دارد.
لطف کن ای کان قند راه دهانم ببند اشتر سرمست را بند دهن واجبست
شرح: مولانا در پایان، خطاب به معشوق (کان قند، سرچشمه شیرینی) میگوید که لطف کن و راه دهانم را ببند. برای شتر سرمست (اشاره به وجود مولانا که از باده عشق بیخود شده و بیپروا سخن میگوید)، بستن دهان واجب و لازم است. این بیت بیانگر اوج مدهوشی و بیخودی مولانا در برابر عظمت معشوق و تمنای او برای سکوت در این حالت است.
غزل شماره 471 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی به تأثیر شگرف جمال معشوق بر عاشق و لزوم از خود بیخود شدن در برابر این زیبایی الهی میپردازد. مولانا در این غزل با بیانی پرشور، بر مدهوشی و فنا در عشق، لزوم پالایش درون، حیاتبخش بودن عشق و نیاز شدید جان عاشق به فیض الهی تأکید میکند. این غزل با استفاده از تمثیلهای متنوع و اشارات قرآنی، تصویری گویا از journey عاشق در مسیر وصال و بیقراری و شوریدگی او در این راه ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر