تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1348

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1348

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1348

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۴۸

امروز روز شادی و امسال سال گل
نیکوست حال ما که نکو باد حال گل

گل را مدد رسید ز گلزار روی دوست
تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل

مستست چشم نرگس و خندان دهان باغ
از کر و فر و رونق و لطف و کمال گل

سوسن زبان گشاده و گفته به گوش سرو
اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل

جامه دران رسید گل از بهر داد ما
زان می‌دریم جامه به بوی وصال گل

گل آن جهانیست نگنجد در این جهان
در عالم خیال چه گنجد خیال گل

گل کیست قاصدیست ز بستان عقل و جان
گل چیست رقعه ایست ز جاه و جمال گل

گیریم دامن گل و همراه گل شویم
رقصان همی‌رویم به اصل و نهال گل

اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست
زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل

زنده کنند و باز پر و بال نو دهند
هر چند برکنید شما پر و بال گل

مانند چار مرغ خلیل از پی فنا
در دعوت بهار ببین امتثال گل

خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار
می‌خند زیر لب تو به زیر ظلال گل

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۴۸ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، توصیفی شورانگیز از “گل” به عنوان نمادی از تجلیات الهی، عشق و زیبایی حقیقی است. مولانا “گل” را نه یک پدیده صرفاً طبیعی، بلکه قاصدی از بستان عقل و جان و سرشار از لطف و کمال می‌داند. او بر این باور است که حال خوش ما از حال گل است و این گل، منشأیی فراجهانی و ابدی دارد. غزل با اشاره به ریشه گل در لطف پیامبر (ص) و دعوت به همراهی با گل برای رسیدن به اصل و نهال آن، به پایان می‌رسد.

روز و سال گل و حال نیکو (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان شادی و فرخندگی امروز و امسال آغاز می‌شود: “امروز روز شادی و امسال سال گل / نیکوست حال ما که نکو باد حال گل“. امروز روز شادی و جشن است و امسال، سال گل (سال شکوفایی و زیبایی) است. حال ما نیکوست، که حال گل نیز نیکو باد! (دعای خیر برای گل که منشأ شادی و نیکویی است).

گل را مدد رسید ز گلزار روی دوست / تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل“. گل، یاری و مدد خود را از گلستان روی دوست (معشوق الهی) دریافت کرده است. (این مدد باعث می‌شود) تا چشم ما دیگر زوال و پژمردگی گل را نبیند. (اشاره به جاودانگی زیبایی حقیقی).

مستی نرگس و رونق باغ از گل (بیت ۳ و ۴)

مولانا به تأثیر گل بر طبیعت اشاره می‌کند: “مستست چشم نرگس و خندان دهان باغ / از کر و فر و رونق و لطف و کمال گل“. چشم نرگس مست است و دهان باغ خندان است. این همه از شکوه و جلال، رونق، لطف و کمال گل است.

سوسن زبان گشاده و گفته به گوش سرو / اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل“. سوسن (نمادی از زبان) زبان گشوده و در گوش سرو (نمادی از قد و قامت دلبر)، اسرار عشق بلبل و زیبایی‌های اخلاقی گل را بازگو کرده است.

جامه دریدن در وصال گل (بیت ۵ و ۶)

مولانا به عشق بی‌قرار به گل اشاره می‌کند: “جامه دران رسید گل از بهر داد ما / زان می‌دریم جامه به بوی وصال گل“. گل برای دادخواهی ما (برای جبران کمبودها یا بخشش به ما) جامه دران و شوریده رسید. به همین دلیل، ما نیز جامه می‌دریم (شوریده می‌شویم) به امید بوی وصال گل.

گل آن جهانیست نگنجد در این جهان / در عالم خیال چه گنجد خیال گل“. گل (حقیقی) از آن جهان است (عالمی ورای این دنیا) و در این جهان نمی‌گنجد. در عالم خیال (و وهم) چه چیزی از خیال و تصور گل (حقیقی) می‌تواند جای بگیرد؟ (اشاره به فراتر بودن حقیقت گل از هرگونه تصور).

گل قاصد عقل و جان (بیت ۷ و ۸)

مولانا ماهیت حقیقی گل را بیان می‌کند: “گل کیست قاصدیست ز بستان عقل و جان / گل چیست رقعه ایست ز جاه و جمال گل“. گل کیست؟ گل قاصدی است از باغ عقل و جان (منشأ الهی). گل چیست؟ گل نامه‌ای است از شکوه و زیبایی گل (حقیقی).

گیریم دامن گل و همراه گل شویم / رقصان همی‌رویم به اصل و نهال گل“. دامن گل را می‌گیریم و با گل همراه می‌شویم. رقصان و شادمان به سوی اصل و ریشه گل (منبع حقیقی آن) می‌رویم.

ریشه گل در لطف مصطفی (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به اصل و ریشه گل اشاره می‌کند: “اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست / زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل“. اصل و ریشه گل، عرق لطف و رحمت حضرت مصطفی (پیامبر اسلام) است. به همین دلیل، در آنجا (به برکت آن لطف) ماه نو (هلال) گل به ماه کامل (بدر) تبدیل می‌شود.

زنده کنند و باز پر و بال نو دهند / هر چند برکنید شما پر و بال گل“. (این لطف الهی یا حقیقت گل) گل را زنده می‌کند و دوباره پر و بالی نو به آن می‌دهد. هرچند شما (ناآگاهان) پر و بال گل را بکنید و نابودش کنید.

امتثال گل و خاموشی (بیت ۱۱ و ۱۲)

مولانا به اطاعت گل از امر الهی اشاره می‌کند: “مانند چار مرغ خلیل از پی فنا / در دعوت بهار ببین امتثال گل“. مانند چهار مرغ حضرت ابراهیم (که به فرمان خدا زنده شدند) برای فنا در حق، در دعوت بهار (دعوت الهی به حیات و تجدید) اطاعت و فرمانبرداری گل را ببین.

خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار / می‌خند زیر لب تو به زیر ظلال گل“. ساکت باش و لب نگشا، ای خواجه! مانند غنچه باش. زیر لب بخند (به شادی درونی دست یاب) در زیر سایه‌های گل. (اشاره به سکوت عارفانه و لذت بردن از باطن حقیقت).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: