مطالب پیشنهادی![]()
در میان عاشقان عاقل مبا
خاصه اندر عشق این لعلین قبا
دور بادا عاقلان از عاشقان
دور بادا بوی گلخن از صبا
گر درآید عاقلی گو راه نیست
ور درآید عاشقی صد مرحبا
مجلس ایثار و عقل سخت گیر
صرفه اندر عاشقی باشد وبا
ننگ آید عشق را از نور عقل
بد بود پیری در ایام صبا
خانه بازآ عاشقا تو زوترک
عمر خود بیعاشقی باشد هبا
جان نگیرد شمس تبریزی به دست
دست بر دل نه برون رو قالبا
غزل شماره ۱۷۲ از دیوان شمس مولانا با مطلع «در میان عاشقان عاقل مبا / خاصه اندر عشق این لعلین قبا»، یکی از صریحترین بیانهای مولانا در تضاد میان عقل و عشق و برتری مقام عاشقی است و بر لزوم رها کردن عقل جزئی در مسیر سلوک و دلدادگی تأکید دارد.
بیت آغازین غزل، حکم قاطعی صادر میکند: «در میان عاشقان عاقل مبا». در جمع کسانی که قدم در راه عشق نهادهاند، جایی برای عقل حسابگر و مصلحتاندیش نیست. این نفی عقل به ویژه در «عشق این لعلین قبا» (اشاره به معشوقی که نماد زیبایی خیرهکننده و بادهی روحانی عشق است) برجسته میشود، چرا که این عشق، ورای درک عقل محدود است.
مولانا این دو عالم و اهل آنها را کاملاً از یکدیگر جدا میداند و این جدایی را با تشبیهی ملموس بیان میکند: «دور بادا عاقلان از عاشقان / دور بادا بوی گلخن از صبا». همانطور که بوی نامطبوع آتشدان حمام (گلخن) با نسیم دلانگیز صبحگاهی (صبا) سنخیتی ندارد و از آن دور است، عاقلان نیز با فضای روحانی و پرشور عاشقان بیگانهاند و باید از آن فاصله بگیرند.
این مرزبندی با صراحت بیشتری در بیت بعدی تکرار میشود: «گر درآید عاقلی، گو راه نیست / ور درآید عاشقی صد مرحبا». اگر شخصی با رویکرد صرفاً عقلانی قصد ورود به این جمع را داشته باشد، باید او را منع کرد و گفت که در اینجا جایی برای او نیست. اما اگر «عاشقی» وارد شود، با نهایت خوشآمدگویی و «صد مرحبا» از او استقبال میشود. این تأکید میکند که ورود به عالم عشق با معیارها و منطقهای متداول عقلانی امکانپذیر نیست.
مولانا جمع عاشقان را «مجلس ایثار» و فداکاری مینامد و آن را در مقابل «عقل سختگیر» قرار میدهد. او معتقد است که «صرفه اندر عاشقی باشد وبا»؛ یعنی هرگونه حسابگری، منفعتطلبی و ملاحظات عقلانی در مسیر عشق، مانند بیماری وبا کشنده و تباهکننده است. در این راه، اصل بر از خود گذشتگی و نفی خودی است.
عشق چنان والامقام است که از «نور عقل» و روشنایی منطق آن «ننگ میآید». این مانند آن است که «پیری در ایام صبا بد باشد»؛ کهولت و ناتوانی با طراوت و شادابی جوانی همخوانی ندارد و در کنار هم نامأنوساند. این تمثیل بیانگر این است که جوهر رها و بیقید عشق با محدودیتها و چارچوبهای عقل سازگار نیست.
مولانا عاشق را خطاب قرار داده و او را به بازگشت سریع به سوی اصل خویش و خانهی حقیقی وجود فرامیخواند: «خانه بازآ عاشقا تو زوترک». دلیل این دعوت این است که «عمر خود بیعاشقی باشد هبا»؛ زندگی گذران بدون تجربهی عشق الهی، بیهوده و بر باد رفته است و ارزشی ندارد.
در بیت پایانی، با اشاره به شمس تبریزی، بیان میشود که «جان نگیرد شمس تبریزی به دست»؛ یعنی شمس (که نمادی از پیر کامل و واسطهی فیض الهی است) جانها را به روش معمول و با قید و بندهای ظاهری به دست نمیآورد و اسیر نمیکند، بلکه با جذبه و دگرگونی درونی عمل میکند. سپس خطاب به سالک میفرماید: «دست بر دل نه برون رو قالبا»؛ به جای توجه صرف به صورت و کالبد مادی، بر دل خود تمرکز کن و از قید قالب و خود ظاهری رها شو. این رهایی همان جان گرفتن حقیقی در پرتو نگاه دگرگونکنندهی اوست.
غزل ۱۷۲ مولانا، بیانی شورانگیز و قاطع از تضاد میان عقل و عشق و دعوت به پا نهادن در مسیر پرخطر اما رهاییبخش عشق الهی است. این غزل بر نفی حسابگریهای عقلانی، ستایش ایثار و بیخودی در راه عشق، و بیارزش بودن زندگی بدون این تجربهی عمیق تأکید دارد. پیام اصلی، رها کردن قید عقل و صورت، و جان سپردن به جذبهی عشق برای رسیدن به اصل و حقیقت وجود است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر