تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 814 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 814 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 814 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۱۴ دیوان شمس مولانا

بار دیگر یار ما هنباز کرد
اندک اندک خوی از ما باز کرد

مکرهای دشمنان در گوش کرد
چشم خود بر یار دیگر باز کرد

هر دم از جورش دل آرد نو خبر
غم دل ترسنده را غماز کرد

رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت
یک بهانه جست و دست انکاز کرد

ای دریغا راز ما با همدگر
کو دگر کس را چنین هم‌راز کرد

ای دل از سر صبر را آغاز کن
زانک دلبر جور را آغاز کرد

عقل گوید کاین بداندیشی مکن
او از آن ماست بر ما ناز کرد

می‌دهد چون مه صلاح الدین ضیا
کارغنون را زهره جان ساز کرد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۱۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۱۴ مولانا، غزلی شکواییه و در عین حال عاشقانه است که در آن، مولانا از جفا و دوری معشوق سخن می‌گوید. او به تغییر رفتار معشوق، توجه او به دیگران، و رویگردانی‌اش از عاشق اشاره می‌کند. با این حال، در پایان غزل، مولانا به نوعی تسلیم در برابر این جفا و امید به بازگشت لطف معشوق می‌رسد و به مقام صلاح‌الدین زرکوب اشاره می‌کند.

تغییر رفتار و رویگردانی معشوق

مولانا غزل را با گله از تغییر رفتار معشوق آغاز می‌کند:

بار دیگر یار ما هنباز کرد اندک اندک خوی از ما باز کرد

«یار ما بار دیگر بازیگری آغاز کرد (هنرنمایی کرد)،» «(و) کم‌کم (رفتار) خود را از ما برگرداند و تغییر داد (خوی از ما باز کرد).» این بیت، بیانگر آغاز جفا و دوری معشوق و تغییر تدریجی رفتار او نسبت به عاشق. “هن باز کردن” به معنای بازی کردن یا شیوه جدیدی پیش گرفتن است.

مکرهای دشمنان در گوش کرد چشم خود بر یار دیگر باز کرد

«(معشوق) به مکرها و دسیسه‌های دشمنان (بدخواهان) گوش فرا داد (و تحت تأثیر آنها قرار گرفت)،» «(و در نتیجه) چشم خود را بر یار دیگری (غیر از ما) باز کرد (و به او توجه نمود).» این بیت، شکایت از بی‌وفایی معشوق که تحت تأثیر سخنان بدخواهان قرار گرفته و به دیگران روی آورده است.

هر دم از جورش دل آرد نو خبر غم دل ترسنده را غماز کرد

«هر لحظه دل (عاشق) خبری تازه از جفای او (معشوق) می‌آورد،» «(و این) غم، دل ترسیده (و نگران) عاشق را افشاگر (غماز) کرد (و راز دل را آشکار نمود).» این بیت، نشان‌دهنده رنج مستمر عاشق از جفای معشوق و آشکار شدن غم درون.

رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت یک بهانه جست و دست انکاز کرد

«(معشوق) روی ترش کردن و اخم کردن بر ما را پیشه‌ی خود ساخت،» «(و) یک بهانه پیدا کرد و دست انکار (عدم پذیرش/رویگردانی) را بلند کرد (و ما را نپذیرفت).» این بیت، ادامه شکایت از رویگردانی و عدم پذیرش معشوق که با بهانه‌گیری همراه است.

رازدار از دست رفته

مولانا به از دست رفتن مقام رازدار معشوق اشاره می‌کند:

ای دریغا راز ما با همدگر کو دگر کس را چنین هم‌راز کرد

«ای افسوس! راز (و اسرار) ما با یکدیگر (که میان ما و معشوق بود)،» «(اکنون او رفته) و کس دیگری را چنین هم‌راز خود کرده است.» این بیت، بیان حسرت عاشق از اینکه معشوق رازدار دیگری پیدا کرده و او از این مقام محروم شده است.

دعوت به صبر و نگاه عقلانی به جفا

مولانا دل را به صبر فرا می‌خواند و نگاه عقل به این جفا را بیان می‌کند:

ای دل از سر صبر را آغاز کن زانک دلبر جور را آغاز کرد

«ای دل! از ابتدا (از سر) صبر را پیشه کن،» «زیرا دلبر (معشوق) جفا را آغاز کرده است.» این بیت، دعوت به صبر و تحمل در برابر جفای معشوق، چرا که جفا جزء طبیعت عشق است.

عقل گوید کاین بداندیشی مکن او از آن ماست بر ما ناز کرد

«عقل می‌گوید که این بدبینی (بداندیشی) را نداشته باش (و نگران نباش)،» «(زیرا) او (معشوق) از آن ماست و (این جفا) تنها ناز کردن او بر ماست.» این بیت، تسلی‌بخشی از جانب عقل عارفانه که جفای معشوق را نوعی ناز و کرشمه می‌داند، نه دوری واقعی، و بر تملک عاشق بر معشوق تأکید می‌کند.

ستایش صلاح‌الدین زرکوب

مولانا غزل را با ستایش از صلاح‌الدین زرکوب به پایان می‌برد:

می‌دهد چون مه صلاح الدین ضیا کارغنون را زهره جان ساز کرد

«(معشوق/شمس تبریزی) نوری (ضیا) می‌دهد، مانند ماه (کامل) صلاح‌الدین (زرکوب، از یاران نزدیک مولانا و مظهر تجلی شمس)،» «به طوری که (این نور) چنگ (ارغنون) را زهر‌ی جان (روح‌بخش) ساخت (و آن را به سازی روحانی تبدیل کرد).» این بیت، پایان‌بندی غزل با ستایش از صلاح‌الدین زرکوب که مظهر فیض و نور شمس تبریزی است، و اشاره به قدرت او در تبدیل امور مادی به معنوی و روحانی. “زهره جان ساز کرد” یعنی آن را روح‌بخش و نشاط‌آور ساخت.


نکات مهم

  • جفای معشوق: شکایت از تغییر رفتار، رویگردانی، و توجه معشوق به دیگران.
  • تأثیر بدخواهان: معشوق تحت تأثیر دسیسه‌های دشمنان قرار گرفته است.
  • آشکار شدن غم دل: رنج ناشی از جفا، دل نگران عاشق را به افشای راز وا می‌دارد.
  • حسرت از دست دادن مقام رازدار: عاشق از اینکه جایگاه رازدار معشوق را از دست داده، اندوهگین است.
  • دعوت به صبر: دل باید در برابر جفای معشوق صبور باشد.
  • توجیه جفا توسط عقل: عقل عارفانه، جفای معشوق را ناز و کرشمه‌ای می‌داند که نشان از تعلق معشوق به عاشق است.
  • مقام صلاح‌الدین زرکوب: او مظهر تجلی نور شمس و دارای قدرت تبدیل مادیات به معنویات است.

نتیجه‌گیری

این غزل، نمایانگر حالت‌های متناقض درونی عاشق در مواجهه با جفا و دوری معشوق است. مولانا در ابتدا به شدت از این دوری و تغییر رفتار گله‌مند است و حسرت مقام رازداری از دست رفته را می‌خورد. اما در ادامه، با نگاهی عارفانه و از دریچه عقل، این جفا را نوعی ناز و کرشمه‌ی معشوق می‌داند که نشان از تعلق خاطر او به عاشق است. پایان غزل نیز با ستایش از صلاح‌الدین زرکوب، به منبع فیض و نور اشاره می‌کند که می‌تواند این تلخی‌ها را به شیرینی تبدیل کند و امید را زنده نگه دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: