تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1311

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1311

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1311

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۱۱

باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق
باز برآمد ز جان نعره و هیهای عشق

باز برآورد عشق سر به مثال نهنگ
تا شکند زورق عقل به دریای عشق

سینه گشادست فقر جانب دل‌های پاک
در شکم طور بین سینه سینای عشق

مرغ دل عاشقان باز پر نو گشاد
کز قفس سینه یافت عالم پهنای عشق

هر نفس آید نثار بر سر یاران کار
از بر جانان که اوست جان و دل افزای عشق

فتنه نشان عقل بود رفت و به یک سو نشست
هر طرف اکنون ببین فتنه دروای عشق

عقل بدید آتشی گفت که عشقست و نی
عشق ببیند مگر دیده بینای عشق

عشق ندای بلند کرد به آواز پست
کای دل بالا بپر بنگر بالای عشق

بنگر در شمس دین خسرو تبریزیان
شادی جان‌های پاک دیده دل‌های عشق

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۱۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، به ظهور مجدد و قدرتمند “عنقای عشق” و تأثیر شگرف آن بر جان و عقل می‌پردازد. مولانا با استفاده از تمثیلات قوی، مانند عنقا، نهنگ و کوه طور، به غلبه عشق بر عقل و دنیاپرستی اشاره می‌کند و اوج‌گیری جان عاشق را در وسعت عالم عشق به تصویر می‌کشد. در نهایت، به شمس تبریزی به عنوان تجلی‌گاه این عشق عظیم اشاره دارد.

ظهور عنقای عشق و نعره جان (بیت ۱ و ۲)

غزل با بازگشت قدرتمند عشق آغاز می‌شود: “باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق / باز برآمد ز جان نعره و هیهای عشق“. بار دیگر عنقای عشق (سیمرغ عشق، نماد عشق متعالی و دست‌نیافتنی) از کوه قاف (مکان اسرارآمیز و بلند عشق) آمد. و بار دیگر از جان (وجود عاشق) نعره و هیاهو (هیهای عشق، فریاد شور و مستی) برخاست.

باز برآورد عشق سر به مثال نهنگ / تا شکند زورق عقل به دریای عشق“. بار دیگر عشق مانند نهنگ (موج عظیم و قدرتمند) سر برآورد. تا زورق عقل (کشتی کوچک و محدود عقل جزئی) را در دریای عشق (دریای بی‌کران و پرشکوه) بشکند. (این بیت به غلبه عشق بر استدلالات عقلانی اشاره دارد).

سینه فقر و پهنای عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به گشادگی سینه در فقر و وسعت عالم عشق اشاره می‌کند: “سینه گشادست فقر جانب دل‌های پاک / در شکم طور بین سینه سینای عشق“. فقر (تهی شدن از خود و نیاز به حق) سینه خود را به سوی دل‌های پاک گشوده است. (و با همین گشودگی) در شکم کوه طور (نماد تجلی‌گاه الهی، مانند کوه طور که بر موسی تجلی شد) سینه سینای عشق (سینه‌ای وسیع و تابناک از عشق) را ببین.

مرغ دل عاشقان باز پر نو گشاد / کز قفس سینه یافت عالم پهنای عشق“. مرغ دل عاشقان (روح عاشق) بار دیگر بالی نو گشود. زیرا از قفس سینه (محدودیت‌های جسمانی و دنیوی) رها شد و عالم پهناور عشق را دریافت.

نثار جانان و فتنه عشق (بیت ۵ و ۶)

مولانا به فیض‌بخشی معشوق اشاره می‌کند: “هر نفس آید نثار بر سر یاران کار / از بر جانان که اوست جان و دل افزای عشق“. هر لحظه نثار و بخششی (از فیض الهی) بر سر یاران کار (سالکان و تلاشگران در راه عشق) می‌آید. این نثار از سوی جانان (معشوق) است که او جان‌افزا و دل‌افزای عشق است.

فتنه نشان عقل بود رفت و به یک سو نشست / هر طرف اکنون ببین فتنه دروای عشق“. فتنه (آشوب و بی‌قراری) نشان و ویژگی عقل (جزئی) بود، (اما اکنون) رفت و به کناری نشست. اکنون (در عالم عشق) در هر سو فتنه و آشوب عشق را ببین (اشاره به شور و هیجان و دگرگونی که عشق ایجاد می‌کند).

دیده بینای عشق و ندای بلند عشق (بیت ۷ و ۸)

مولانا به درک خاص عشق اشاره می‌کند: “عقل بدید آتشی گفت که عشقست و نی / عشق ببیند مگر دیده بینای عشق“. عقل (جزئی) آتشی را دید و گفت: “این آتش عشق است، اما (در واقع) نیست (عقل قادر به درک حقیقت عشق نیست).” عشق (حقیقت عشق یا خود عاشق) است که دیده بینای عشق را می‌بیند. (یعنی حقیقت عشق را تنها با چشم عشق می‌توان دید، نه با چشم عقل).

عشق ندای بلند کرد به آواز پست / کای دل بالا بپر بنگر بالای عشق“. عشق ندایی بلند (پیامی عظیم) را با آوازی پست (آهسته و درونی) سر داد. (و گفت): “ای دل، بالا بپر و بلندی و عظمت عشق را بنگر.”

شمس دین، خسرو تبریزیان (بیت ۹)

غزل با ستایش شمس تبریزی به پایان می‌رسد: “بنگر در شمس دین خسرو تبریزیان / شادی جان‌های پاک دیده دل‌های عشق“. در شمس‌الدین (شمس تبریزی) بنگر، که او پادشاه تبریزیان است. او شادی جان‌های پاک و دیده دل‌های عشق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: