تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1474

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1474

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1474

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۷۴

حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
بسی علّتیان را ز غم بازخریدیم

سَبَل‌های کَهُن را، غم بی‌سر و بُن را
ز رگ‌هاش و ز پی‌هاش به چنگاله کشیدیم

طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم
بسی مُرده گرفتیم در او روح دمیدیم

بپرسید از آن‌ها که دیدند نشان‌ها
که تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم

رسیدند طبیبان، ز ره دور غریبان
غریبانه نمودند دواها که ندیدیم

سرِ غصهّ بکوبیم، غم از خانه بروبیم
همه شاهد و خوبیم همه چون مَهِ عیدیم

طبیبانِ الهیم ز کس مزد نخواهیم
که ما پاک‌روانیم نه طمّاع و پلیدیم

مپندار که این نیز هَلیله‌ست و بَلیله‌ست
که این شُهره عَقاقیر ز فردوس کشیدیم

حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم
که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم

دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند
دگر لاف مپرّان که ما بازپریدیم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۷۴ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر نقش عارفان و اولیای الهی در شفای دردهای روحی و نجات انسان‌ها از غم و نادانی است. مولانا با تشبیه خود به طبیبان الهی، به قدرت معجزه‌آسای عشق و معرفت اشاره می‌کند که قادر است حتی مردگان را زنده کند و غم‌های دیرینه را از ریشه برکند. او منشأ این درمان‌ها را الهی می‌داند و خود را از طمع و آلودگی‌های دنیوی مبرا.

شفای عارفانه و رهایی از غم (بیت ۱ و ۲)

غزل با معرفی عارفان به عنوان طبیبانی از عالم معنا آغاز می‌شود: “حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم / بسی علّتیان را ز غم بازخریدیم“. ما حکیم و طبیب (روحانی) هستیم که از بغداد (مرکز علم و معرفت، یا نمادی از عالم معنا) رسیده‌ایم. بسیاری از بیماران (علّتیان، یعنی گرفتار شدگان به علل و تعلقات دنیوی) را از غم و رنج بازخریدیم (نجات دادیم).

سَبَل‌های کَهُن را، غم بی‌سر و بُن را / ز رگ‌هاش و ز پی‌هاش به چنگاله کشیدیم“. سبل‌های کهنه (یک نوع بیماری چشم که باعث کوری می‌شد و در اینجا کنایه از حجاب‌های معنوی)، و غم‌های بی‌ریشه و اساس (بی‌سر و بن) را، از رگ‌ها و پی‌های (اعماق وجود) بیماران، با چنگال (قدرت و نفوذ) بیرون کشیدیم (و درمان کردیم).

طبیبان مسیحا نفس و زنده کردن مردگان (بیت ۳ و ۴)

مولانا به قدرت احیای روحانی عارفان اشاره می‌کند: “طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم / بسی مُرده گرفتیم در او روح دمیدیم“. ما طبیبانی فصیح و گویا (در بیان حقایق) هستیم که شاگرد مسیح (حضرت عیسی، که معجزه‌ی زنده‌کردن مردگان داشت) هستیم. بسیاری (از انسان‌هایی) که (از نظر روحانی) مرده بودند را گرفتیم و در آن‌ها روح (معرفت و حیات معنوی) دمیدیم (و زنده کردیم).

بپرسید از آن‌ها که دیدند نشان‌ها / که تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم“. از کسانی که این نشانه‌ها (معجزات روحانی ما) را دیده‌اند، بپرسید، تا شکر (خداوند) را به جای آورند که از چه (غم‌ها و گرفتاری‌هایی) رهایی یافتند.

داروهای غریب و ریشه کن کردن غصه (بیت ۵ و ۶)

مولانا به غیرمتعارف بودن درمان‌های خود و شادی حاصل از آن اشاره می‌کند: “رسیدند طبیبان، ز ره دور غریبان / غریبانه نمودند دواها که ندیدیم“. (وقتی) طبیبان (یعنی ما)، از راهی دور (عالم غیب) و غریبانه (ناشناخته) رسیدیم، به شیوه‌ای غریب و بی‌سابقه (که پیش از آن ندیده‌ایم)، داروها (درمان‌های روحی) را ارائه کردیم.

سرِ غصهّ بکوبیم، غم از خانه بروبیم / همه شاهد و خوبیم همه چون مَهِ عیدیم“. سر غصه را می‌کوبیم (آن را ریشه کن می‌کنیم)، و غم را از خانه‌ی (دل) می‌روبیم (پاک می‌کنیم). (اکنون) همگی (ما و کسانی که درمان شدیم) شاهد (زیبا و دلربا) و خوب هستیم؛ همه مانند ماه عید (پرنور و باشکوه) شده‌ایم.

طبیبان الهی و داروهای بهشتی (بیت ۷ و ۸)

مولانا به ماهیت الهی خود و داروهایشان اشاره می‌کند: “طبیبانِ الهیم ز کس مزد نخواهیم / که ما پاک‌روانیم نه طمّاع و پلیدیم“. ما طبیبان الهی هستیم و از کسی مزد و پاداش نمی‌خواهیم. زیرا ما روح‌های پاکی داریم و نه طمع‌کار و پلید هستیم.

مپندار که این نیز هَلیله‌ست و بَلیله‌ست / که این شُهره عَقاقیر ز فردوس کشیدیم“. گمان مبر که این (داروی ما) نیز همان هلیله و بلیله (گیاهان دارویی معمولی) است. (نه!) این داروهای مشهور (عقاقیر) را از فردوس (بهشت) آورده‌ایم (یعنی از عالم غیب و معنوی هستند).

حکیمان بی‌نیاز از قاروره و زبان خاموش (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به روش‌های خاص خود در درمان و دوری از جاهلان اشاره می‌کند: “حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم / که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم“. ما حکیمانی آگاه و ماهر (خبیر) هستیم که (برای تشخیص بیماری) قاروره (نمونه‌ی ادرار) نمی‌گیریم. زیرا ما (با قدرت شهود) مانند اندیشه (فکر که در جسم سیر می‌کند)، در تن رنجور (بیمار) دویدیم (و علت بیماری را یافتیم).

دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند / دگر لاف مپرّان که ما بازپریدیم“. (در برابر جاهلان و منکران) هیچ دهان باز مکن و چیزی مگو، زیرا اغلب آن‌ها (مانند) جغد هستند (نماد بدیمنی و نادانی). و دیگر لاف و گزاف مگو که ما (از قید و بندها) باز پریدیم (و به عالم بالا رفتیم، زیرا این حقیقت را جز اهلش درک نمی‌کنند).


این غزل با زبانی قدرتمند و پر از تمثیل، نقش عارفان را به عنوان شفابخش‌های حقیقی جان و روح، که از عالم غیب مدد می‌گیرند و بی‌هیچ چشم‌داشتی به نجات انسان‌ها می‌پردازند، به زیبایی به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: