بیا ای زیرک و بر گول میخند
بیا ای راه دان بر غول میخند
چو در سلطان بیعلت رسیدی
هلا بر علت و معلول میخند
اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر
برو بر خاذل و مخذول میخند
چو مرده مردهای را کرد معزول
تو خوش بر عازل و معزول میخند
مثال محتلم پندار عزلش
تو هم بر فاعل و مفعول میخند
یکی در خواب حاصل کرد ملکی
برو بر حاصل و محصول میخند
سؤالی گفت کوری پیش کری
دلا بر سائل و مسول میخند
وگر گوید فروشستم فلان را
هلا بر غاسل و مغسول میخند
چو نقدت دست داد از نقل بس کن
خمش بر ناقل و منقول میخند
غزل ۶۶۱ مولانا، غزلی طنزآمیز و در عین حال عمیق است که به بیاعتباری امور دنیوی، فناپذیری تعلقات، و لزوم توجه به حقیقت مطلق و بیعلت میپردازد. مولانا در این غزل، با استفاده از لحنی کنایهآمیز و طنزگونه، انسان را به رها شدن از وهم و خیال و خنده بر هر آنچه فانی و بیاساس است، دعوت میکند. این غزل سراسر دعوت به بیداری از خواب غفلت و یافتن بینش حقیقی است.
مولانا غزل را با دعوت به خنده بر حماقتها و اوهام آغاز میکند:
بیا ای زیرک و بر گول میخند بیا ای راه دان بر غول میخند
«بیا ای زیرک (کسی که از حقیقت آگاه است) و بر نادان (گول) بخند!» «بیا ای کسی که راه (حقیقت) را میدانی، و بر غول (اوهام و فریبهای دنیوی) بخند!» این ابیات به دعوت انسانهای آگاه به ریشخند گرفتن نادانیهای دیگران و فریبهای دنیوی که مانند غولهای بیابانی هستند، اشاره دارد.
چو در سلطان بیعلت رسیدی هلا بر علت و معلول میخند
«هنگامی که به سلطان بیعلت (خداوند، که وجودش علت هیچ چیزی نیست و خود علتالعلل است) رسیدی،» «آنگاه بر (تمام) علتها و معلولها (تمام روابط سببی و مسببی دنیوی) بخند!» این بیت به رسیدن به مقام توحید و بیاعتباری تمام زنجیرههای علت و معلولی دنیوی در برابر قدرت مطلق الهی، اشاره دارد.
مولانا به خنده بر نفس و اوهام فناپذیر اشاره میکند:
اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر برو بر خاذل و مخذول میخند
«اگر بر نفس شوم (نحس) تو، دیو (وسوسه) چیره شد،» «(تو به جای غمگین شدن) برو و بر یاریکننده (خاذل) و یاریشده (مخذول) بخند!» این بیت به بیاعتباری و وهمی بودن جدالهای نفسانی و دعوت به رهایی از آن با خندیدن بر نقشآفرینان آن نمایش، تأکید دارد. (خاذل و مخذول در اینجا اشاره به دیو و نفس است که در این جدال باطل، بیارزش هستند.)
چو مرده مردهای را کرد معزول تو خوش بر عازل و معزول میخند
«هنگامی که مردهای (انسان فانی و بیقدرت) مردهی دیگری را از مقامش عزل کرد (و از کار برکنار کرد)،» «تو با خوشی بر عزلکننده (عازل) و عزلشده (معزول) بخند!» این بیت به بیاعتباری تمام مقامها و قدرتهای دنیوی که همگی فانی هستند و در نهایت از بین میروند، اشاره دارد.
مثال محتلم پندار عزلش تو هم بر فاعل و مفعول میخند
«عزل کردن (و کنار گذاشتن کسی از مقام) را مانند عمل احتلام (در خواب) تصور کن (که در واقعیت اتفاق نیفتاده است).» «تو نیز بر انجامدهنده (فاعل) و انجامشونده (مفعول) آن کار (که هر دو در وهم هستند) بخند!» این بیت بر وهمی و بیاساس بودن بسیاری از وقایع دنیوی که در عالم حقیقت هیچ اثری ندارند، تأکید دارد.
یکی در خواب حاصل کرد ملکی برو بر حاصل و محصول میخند
«یکی (انسانی) در خواب (در عالم وهم و خیال) پادشاهی (ملکی) را به دست آورد،» «(تو نیز) برو و بر آن حاصل (دستاوردهای خیالی) و محصول (مادی) بخند!» این بیت به بیارزشی و ناپایداری دستاوردهای دنیوی که مانند رویاهای خواب هستند و هیچ حقیقت پایداری ندارند، اشاره دارد.
مولانا به خنده بر جهل و سخنان بیهوده اشاره میکند:
سؤالی گفت کوری پیش کری دلا بر سائل و مسول میخند
«کوری (نادان) پیش کر (جاهل) سؤالی پرسید (و توقع پاسخ داشت)،» «ای دل، بر پرسشگر (سائل) و پرسششونده (مسول) بخند!» این بیت به بیفایدگی و بیمعنایی سؤال و جواب میان دو جاهل و لزوم پرهیز از درگیر شدن در چنین مباحث بیحاصلی، تأکید دارد.
وگر گوید فروشستم فلان را هلا بر غاسل و مغسول میخند
«و اگر (کسی) بگوید: “فلان کس را شستم (کنایه از به هلاکت رساندن یا نابود کردن کسی)”،» «آنگاه بر شوینده (غاسل) و شستهشده (مغسول) بخند!» این بیت به بیاعتباری قدرتهای فناپذیر انسانی و در نهایت، محو شدن هر دو طرف در برابر قدرت مطلق الهی، اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، به لزوم سکوت و توجه به حقیقت ناب (نقد) اشاره میکند:
چو نقدت دست داد از نقل بس کن خمش بر ناقل و منقول میخند
«هنگامی که حقیقت ناب (نقد، یعنی آنچه بیواسطه و بیغل و غش است) به دست تو آمد، از نقل (سخن و گفتار، هر آنچه که نقل میشود) دست بکش!» «(و) خاموش شو و بر نقلکننده (ناقل) و نقلشده (منقول) بخند!» این بیت به اهمیت رسیدن به شهود مستقیم حقیقت (نقد) و بینیازی از سخن و نقل قول (نقل)، و لزوم سکوت در برابر حقایق شهودی، تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا