تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1165

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1165

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1165

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1165

میر خرابات توی ای نگار

وز تو خرابات چنین بی‌قرار

جمله خرابات خراب تواند

جمله اسرار ز توست آشکار

جان خراباتی و عمر عزیز

هین که بشد عمر چنین هوشیار

جان و جهان جان مرا دست گیر

چشم جهان حرف مرا گوش دار

خاک کفت چشم مرا توتیاست

وعده تو گوش مرا گوشوار

خمر کهن بر سر عشاق ریز

صورت نو در دل مستان نگار

ساغر بازیچه فانی ببر

ساغر مردانه ما را بیار

آتش می بر سر پرهیز ریز

وای بر آن زاهد پرهیزکار

حق چو شراب ازلی دَر دِهد

مرد خورد باده حق مردوار

پرورش جان به سقاهم بود

از می و از ساغر پروردگار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1165 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، مناجاتی پرشور و درخواست فیض از معشوق (که به عنوان “میر خرابات” و ساقی شناخته می‌شود) است. مولانا در این غزل، بر قدرت بی‌بدیل معشوق در آشکار ساختن اسرار و مستی‌بخشیدن به جان‌ها تأکید می‌کند و از او می‌خواهد که با شراب ازلی خود، جان‌ها را پرورش دهد.

بیت اول

“میر خرابات توی ای نگار / وز تو خرابات چنین بی‌قرار”:

  • “ای نگار (معشوق زیبا)، تو پادشاه (میر) خرابات (مکان عاشقان بی‌قید و بزم رندان) هستی.”
  • “و از وجود توست که خرابات (یا خود عاشقان) چنین بی‌قرار و ناآرام است.” این بیت به مقام برتر معشوق به عنوان سرور بزم عشق و علت بی‌قراری عاشقان اشاره دارد.

بیت دوم

“جمله خرابات خراب تواند / جمله اسرار ز توست آشکار”:

  • “تمام خراباتیان (عاشقان مست و بی‌خودی که در خرابات عشقند) به واسطه‌ی تو (از خود) بی‌خود و ویران‌اند.”
  • “و تمام اسرار (حقایق پنهان هستی و معرفت) از وجود و جلوه‌ی تو آشکار می‌شود.” این بیت به تأثیر عمیق معشوق در فنای عاشق و قدرت او در کشف حقایق اشاره دارد.

بیت سوم

“جان خراباتی و عمر عزیز / هین که بشد عمر چنین هوشیار”:

  • “ای جان مشتاق خراباتی و ای عمر عزیز،”
  • “آگاه باش (هین) که عمر به همین شکل (در طلب معشوق) به هوشیاری (و بیداری) گذشت.” این بیت به لزوم استفاده از فرصت عمر برای سیر در راه عشق و آگاهی از گذر زمان اشاره دارد.

بیت چهارم

“جان و جهان جان مرا دست گیر / چشم جهان حرف مرا گوش دار”:

  • “ای جان جهان (معشوق)، دست جان مرا (مولانا) بگیر و یاری‌ام کن.”
  • “ای چشم جهان (معشوق که همه چیز را می‌بیند و منبع بصیرت است)، به سخن من گوش فرا ده.” این بیت درخواست کمک و توجه مستقیم از معشوق را بیان می‌کند.

بیت پنجم

“خاک کفت چشم مرا توتیاست / وعده تو گوش مرا گوشوار”:

  • “خاک پای تو (یا خاک کف دست تو که در آن فیض است)، برای چشم من مانند سرمه (توتیا) است (و بینایی‌بخش است).”
  • “وعده‌ی دیدار و لطف تو، برای گوش من مانند گوشواره (زیور و مایه زینت) است.” این بیت به ارزش بی‌بهای فیض و کلام معشوق اشاره دارد.

بیت ششم

“خمر کهن بر سر عشاق ریز / صورت نو در دل مستان نگار”:

  • “شراب قدیمی و اصیل (معرفت ازلی) را بر سر عاشقان بریز (آن‌ها را مست کن).”
  • “و صورت و جلوه‌ای نو (از حقایق) را در دل مستان (عشاق بی‌خود) نقش کن.” این بیت درخواست فیض بخشی مداوم از معشوق و تجلیات جدید او در دل عاشقان را بیان می‌کند.

بیت هفتم

“ساغر بازیچه فانی ببر / ساغر مردانه ما را بیار”:

  • “ساغر فانی و ناپایدار (تعلقات دنیوی و لذات مادی) را از بین ببر و ببر.”
  • “و ساغر مردانه (جام معرفت حقیقی و پایدار) را برای ما بیاور.” این بیت به ترجیح معرفت حقیقی و پایدار بر لذات فانی دنیا اشاره دارد.

بیت هشتم

“آتش می بر سر پرهیز ریز / وای بر آن زاهد پرهیزکار”:

  • “آتش شراب (عشق و مستی) را بر سر پرهیزکاران (کسانی که از عشق پرهیز می‌کنند) بریز (تا آن‌ها را نیز بیدار کنی).”
  • “وای بر آن زاهد پرهیزکار (که خود را از این آتش عشق محروم می‌دارد).” این بیت به برتری عشق بر زهد خشک و مصلحت‌اندیشی اشاره دارد و زاهدان بی‌خبر از عشق را نکوهش می‌کند.

بیت نهم

“حق چو شراب ازلی دَر دِهد / مرد خورد باده حق مردوار”:

  • “هنگامی که خداوند شراب ازلی (معرفت حقیقی) را عطا کند،”
  • “مرد واقعی (عارف کامل) آن باده حق را مردانه و با شجاعت می‌نوشد.” این بیت به شجاعت و قابلیت عارفان برای دریافت و تحمل فیض الهی اشاره دارد.

بیت دهم

“پرورش جان به سقاهم بود / از می و از ساغر پروردگار”:

  • “پرورش و رشد جان‌ها، در “سقاهم” است (یعنی از ساقی، خداوند، و شراب اوست).” (اشاره به آیه “سقاهم ربهم شراباً طهوراً” – پروردگارشان ایشان را شرابی پاکیزه بنوشاند.)
  • “از می و از ساغر (فیض و تجلیات) پروردگار است.” این بیت به منشأ الهی پرورش جان و رشد روحانی از طریق فیض و عشق پروردگار اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۶۵ مولانا، یک درخواست پرشور برای فیض و رحمت از معشوق الهی است که او را “میر خرابات” می‌نامد. مولانا بر قدرت معشوق در آشکار کردن اسرار و مست کردن عاشقان تأکید می‌کند و از او می‌خواهد که با شراب ازلی خود، جان‌ها را پرورش دهد. او “خمر کهن” (معرفت ازلی) را بر سر عشاق می‌ریزد و از معشوق می‌خواهد که “ساغر فانی” را برده و “ساغر مردانه” را بیاورد، که نمادی از برتری معرفت حقیقی بر لذات دنیوی است. مولانا همچنین با لحنی تند، آتش می (عشق) را بر سر زاهدان پرهیزکار می‌ریزد و بر شجاعت عارفان در نوشیدن باده حق تأکید می‌کند. در نهایت، او پرورش و رشد جان‌ها را نتیجه‌ی مستقیم فیض و شراب الهی می‌داند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی مقام معشوق، نقش عشق در آشکارسازی حقایق، و برتری طریق عرفان بر زهد خشک را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: