تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1291

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1291

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1291

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۹۱

توبه من درست نیست خموش
من بی‌توبه را به کس مفروش

بندهٔ عیب‌ناک را بمران
رحمت خویش را از او بمپوش

تو سمیع ضمیر و فکری و ما
لب ببسته همی‌زنیم خروش

هر غم و شادی‌یی که صورت بست
پیش تصویر توست خدمت کوش

نقش تسلیم گشته پیش قلم
گه پلنگش کنی و گاهی موش

می‌نماید فسرده هر چیزم
همچو دیگ‌ند هر یکی در جوش

می‌زند نعره‌های پنهانی
ذره ذره چو مرغ مرزنگوش

وقت آمد که بشنوید اسرار
می‌گشاید خدا شما را گوش

وقت آمد که سبزپوشان نیز
در رسند از رواق ازرق‌پوش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۹۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، مناجاتی عمیق و پرشور با خداوند است. مولانا با اعتراف به ناقص بودن توبه‌اش، رحمت بی‌کران الهی را طلب می‌کند و به قدرت مطلق خداوند در هستی‌بخشی و دگرگون‌سازی اشاره دارد. همچنین، او به زمانه‌ای اشاره می‌کند که گوش‌ها برای شنیدن اسرار باز خواهند شد و حقیقت نمایان خواهد گشت.

اعتراف به ضعف و طلب رحمت (بیت ۱ و ۲)

غزل با اعتراف به ناتوانی و درخواست رحمت آغاز می‌شود: “توبه من درست نیست خموش / من بی‌توبه را به کس مفروش“. (ای خدا،) توبه من کامل و درست نیست، پس (در برابر این ضعف) سکوت می‌کنم. مرا که بی‌توبه (یا توبه‌ام ناقص است) هستم، به دیگری (به غیر خودت) مفروش و وامگذار. این بیانگر این است که مولانا می‌داند توبه‌های صوری کافی نیست و فقط لطف الهی کارساز است.

بندهٔ عیب‌ناک را بمران / رحمت خویش را از او بمپوش“. این بنده عیب‌ناک (خطاکار و ناقص) را از خود نراند و مطرود مکن. و رحمت و فضل خویش را از او دریغ مدار.

شنیدن غیب و قدرت مطلق الهی (بیت ۳ تا ۵)

مولانا به علم بی‌نهایت خداوند اشاره می‌کند: “تو سمیع ضمیر و فکری و ما / لب ببسته همی‌زنیم خروش“. تو شنونده (سمیع) نهان دل (ضمیر) و اندیشه‌ها (فکر) هستی. و ما، حتی در حالی که لب‌هایمان بسته است، در درونمان فریاد (درد و نیاز) می‌زنیم.

سپس به تسلیم محض عالم در برابر اراده الهی اشاره می‌کند: “هر غم و شادی‌یی که صورت بست / پیش تصویر توست خدمت کوش“. هر غم و هر شادی که در عالم هستی شکل گرفت و پدیدار شد، در برابر تصویر (اراده و قدرت آفرینندگی) تو، در حال خدمت و اطاعت است.

نقش تسلیم گشته پیش قلم / گه پلنگش کنی و گاهی موش“. تمام موجودات و سرنوشت‌ها، مانند نقشی تسلیم‌شده در برابر قلم (قلم تقدیر و اراده الهی) هستند. تو (ای خدا)، گاهی او را (نقش را) پلنگ (قدرتمند و شجاع) می‌کنی و گاهی موش (ضعیف و ناتوان).

اسرار پنهان و بیداری (بیت ۶ تا ۸)

مولانا به عمق پنهان وجود و جوشش درونی اشاره می‌کند: “می‌نماید فسرده هر چیزم / همچو دیگ‌ند هر یکی در جوش“. (در ظاهر) هر چیز برای من افسرده و بی‌جان به نظر می‌رسد. (اما در باطن) هر یک از آن‌ها مانند دیگ (جوشانی) است که در حال جوشیدن و حرکت (درونی) هستند.

می‌زند نعره‌های پنهانی / ذره ذره چو مرغ مرزنگوش“. هر ذره ذره (از موجودات عالم)، مانند مرغ مرزنگوش (نوعی پرنده که صدای خاصی دارد)، در حال زدن نعره‌های پنهانی (فریادها و نداهای درونی و سری) هستند.

سپس به زمان آشکار شدن حقایق اشاره می‌کند: “وقت آمد که بشنوید اسرار / می‌گشاید خدا شما را گوش“. زمان آن فرارسیده است که اسرار (حقایق پنهان عالم و عشق الهی) را بشنوید. خداوند، گوش شما را (برای شنیدن این اسرار) باز می‌کند.

وقت آمد که سبزپوشان نیز / در رسند از رواق ازرق‌پوش“. زمان آن فرارسیده است که سبزپوشان (پیام‌آوران غیبی، فرشتگان، یا ارواح قدسی) نیز از رواق ازرق‌پوش (آسمان آبی، عالم غیب) به زمین دررسند و ظهور کنند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: