تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1186

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1186

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1186

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1186

چنان مستم چنان مستم من امروز

که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز

به هر ره راهبر هشیار باید

در این ره نیست جز مجنون قلاوز

اگر زنده‌ست آن مجنون بیا گو

ز من مجنونی نادر بیاموز

اگر خواهی که تو دیوانه گردی

مثال نقش من بر جامه بردوز

خلیل آن روز با آتش همی‌گفت

اگر مویی ز من باقیست درسوز

بدو می‌گفت آن آتش که ای شه

به پیشت من بمیرم تو برافروز

بهشت و دوزخ آمد دو غلامت

تو از غیر خدا محفوظ و محروز

پیاپی می‌ستان از حق شرابی

ندارد غیر عاشق اندر آن پوز

بده صحت به بیماران عالم

که در صحت نه معلومی نه مهموز

چو ناگفته به پیش روح پیداست

چو پوشیده شود بر روح مرموز

خمش کن از خصال شمس تبریز

همان بهتر که باشد گنج مکنوز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1186 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پرشور و نمادین، به تجربه مستی کامل در عشق الهی و برتری جنون عشق بر عقل می‌پردازد. مولانا خود را در مقامی فراتر از تمایزات ظاهری می‌بیند و با مثال‌هایی از داستان‌های قرآنی، فنای در معشوق و تسلیم مطلق را تبیین می‌کند.

بخش اول: مستی عشق و راهبر جنون (ابیات 1 تا 4)

بیت 1: چنان مستم چنان مستم من امروز / که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز

  • “من امروز آنچنان مست (عشق الهی) هستم،”
  • “که (از شدت بی‌خودی) پیروزه (سنگ فیروزه) را از پیروز (شخص پیروزمند یا سلطان) تشخیص نمی‌دهم.” این بیت با تکرار “چنان مستم”، بر شدت مستی عرفانی تأکید می‌کند که به محو تمایزات ظاهری و بی‌خبری از عالم صورت منجر می‌شود. “پیروزه و پیروز” نماد دوگانگی‌های دنیوی هستند که در حال مستی عشق از بین می‌روند.

بیت 2: به هر ره راهبر هشیار باید / در این ره نیست جز مجنون قلاوز

  • “در هر راهی (راه دنیوی) راهنمایی هشیار لازم است،”
  • “اما در این راه (راه عشق و سلوک عرفانی)، راهنمایی جز مجنون (عاشق بی‌عقل و بی‌خرد در نظر ظاهر) نیست.” این بیت به تفاوت ماهیت راه عشق با راه‌های عادی زندگی اشاره دارد. در راه عشق، منطق عقل بی‌اعتبار می‌شود و جنون عشق تنها راهنماست.

بیت 3: اگر زنده‌ست آن مجنون بیا گو / ز من مجنونی نادر بیاموز

  • “اگر آن مجنون (نماد عشق مطلق لیلی) هنوز زنده است، بیا و به او بگو،”
  • “که از من (مولانا) نوعی مجنونی نادر و بی‌مانند بیاموزد

بیت 4: اگر خواهی که تو دیوانه گردی / مثال نقش من بر جامه بردوز

  • “اگر می‌خواهی که تو نیز دیوانه (عاشق و بی‌خود) شوی،”
  • “تصویر و نقش مرا بر جامه‌ی خود بدوز (یعنی راه و شیوه مرا در پیش گیر و همرنگ من شو).” این بیت دعوتی است برای سالکان به الگو قرار دادن حال و شیوه مولانا در جنون عشق و رهایی از عقل.

بخش دوم: تمثیل ابراهیم (ع) و قدرت عشق (ابیات 5 تا 7)

بیت 5: خلیل آن روز با آتش همی‌گفت / اگر مویی ز من باقیست درسوز

  • “خلیل (حضرت ابراهیم) آن روز (که در آتش نمرود افکنده شد) به آتش می‌گفت،”
  • “اگر ذره‌ای (مویی) از وجود من (مادی یا نفسانی) باقی مانده است، آن را بسوزان.” این بیت به داستان حضرت ابراهیم (ع) اشاره دارد که با توکل کامل به خدا وارد آتش شد. “مویی از من” می‌تواند نماد آخرین بقای خودی و نفسانیت باشد که ابراهیم خواستار فنای آن بود.

بیت 6: بدو می‌گفت آن آتش که ای شه / به پیشت من بمیرم تو برافروز

  • “آن آتش (با قدرت الهی) به او (ابراهیم) می‌گفت: ای شاه (سلطان و عزیز)،”
  • “در مقابل تو (عظمت توکل و فنای تو)، من خاموش می‌شوم و می‌میرم، تو (در نور الهی) شعله‌ور باش.” این بیت نشان می‌دهد که حتی آتش نیز در برابر قدرت ایمان و فنای خلیل‌الله سر تعظیم فرود می‌آورد و خاموش می‌شود.

بیت 7: بهشت و دوزخ آمد دو غلامت / تو از غیر خدا محفوظ و محروز

  • “بهشت و دوزخ (نماد تمامی تقدیرات و عوالم) هر دو بنده و فرمانبردار تو (عاشق فانی در حق) هستند،”
  • “تو از هر چیزی جز خدا، محفوظ و در امان هستی.” این بیت به مقام والای عاشق فانی در حق اشاره دارد که فراتر از دغدغه‌های بهشت و دوزخ است و تحت حمایت و حفظ کامل الهی قرار دارد.

بخش سوم: شراب حق و زبان باطن (ابیات 8 تا 11)

بیت 8: پیاپی می‌ستان از حق شرابی / ندارد غیر عاشق اندر آن پوز

  • “پیوسته از حق، شرابی (شراب معرفت و عشق) دریافت کن،”
  • “هیچ کس جز عاشق، دهانی (پوز) برای نوشیدن آن (لیاقت دریافت آن) ندارد.

بیت 9: بده صحت به بیماران عالم / که در صحت نه معلومی نه مهموز

  • “به بیماران عالم (کسانی که از عشق و معرفت محرومند) سلامتی (معرفت و شفای باطنی) ببخش،”
  • “زیرا در این سلامتی (معرفت حقیقی)، نه چیزی معلوم و شناخته شده (که به عقل درآید) وجود دارد و نه دارای همزه (نقص و ایراد).” این بیت به نشر فیض و معرفت به بیماران روحانی اشاره دارد. سلامتی حقیقی (معرفت الهی) فراتر از ادراک عقل و خالی از هر گونه نقص است.

بیت 10: چو ناگفته به پیش روح پیداست / چو پوشیده شود بر روح مرموز

  • “هنگامی که (حقیقت) بدون اینکه گفته شود، نزد روح آشکار است،”
  • “اما هنگامی که (با کلام) پوشیده شود، برای روح مرموز و پنهان می‌گردد.” این بیت به اهمیت سکوت و ارتباط مستقیم روح با حقیقت اشاره دارد. برخی حقایق چنان ورای کلامند که هر تلاشی برای بیانشان، آن‌ها را پنهان‌تر می‌کند.

بیت 11: خمش کن از خصال شمس تبریز / همان بهتر که باشد گنج مکنوز

  • “خاموش باش (مولانا)، از بیان صفات و خصال شمس تبریزی دست بردار،”
  • “همان بهتر که او (شمس) گنجی پنهان (مکنوز) باقی بماند.” این بیت، تخلص مولانا به نام شمس تبریزی و اصرار بر رازپوشی و عدم افشای کامل عظمت اوست. شمس چون گنجی است که باید پنهان بماند و نمی‌توان تمام ابعاد او را با کلام بیان کرد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۸۶ مولانا، بیانگر اوج مستی و فنا در عشق الهی است که موجب رهایی از هرگونه دوگانگی و تمایزات ظاهری می‌شود. مولانا تأکید می‌کند که در راه عشق، راهبر باید “مجنون” باشد نه “هشیار” عقل‌گرا، و خود را نمونه‌ای بی‌نظیر از این جنون عشق معرفی می‌کند. او سالکان را به پیروی از این مسیر بی‌عقلی دعوت می‌کند.

مولانا با تمثیل حضرت ابراهیم (ع) در آتش، به فنای کامل نفس و بقا در حق اشاره می‌کند؛ جایی که حتی آتش نیز در برابر توکل فانی می‌شود. او به مقام والای عاشق فانی اشاره دارد که از تمامی تقدیرات و عوالم فراتر و از هر غیر خدا محفوظ است. مولانا بر لزوم دریافت مداوم “شراب عشق” از حق تأکید می‌کند که تنها عاشق لیاقت نوشیدن آن را دارد. او به شفای باطنی بیماران عالم (از جهل و غفلت) و ماهیت فرامفهومی و بی‌نقص معرفت حقیقی اشاره دارد. در نهایت، با تأکید بر اهمیت سکوت و نارسایی کلام در بیان حقایق عمیق، غزل را با تخلص به نام شمس تبریزی و لزوم رازپوشی درباره عظمت او به پایان می‌برد. این غزل به خوبی بینش مولانا درباره‌ی فنای فی الله، نقش پیر در سلوک، و نارسایی زبان در بیان حقایق عرفانی را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: