مطالب پیشنهادی![]()
گوش من منتظر پیام تو را
جان به جان جسته یک سلام تو را
در دلم خون شوق میجوشد
منتظر بوی جوش جام تو را
ای ز شیرینی و دلاویزی
دانه حاجت نبوده دام تو را
کرده شاهان نثار تاج و کمر
مر قبای کمین غلام تو را
ز اول عشق من گمان بردم
که تصور کنم ختام تو را
سلسلهام کن به پای اشتر بند
من طمع کی کنم سنام تو را
آنک شیری ز لطف تو خوردهست
مرگ بیند یقین فطام تو را
به حق آن زبان کاشف غیب
که به گوشم رسان پیام تو را
به حق آن سرای دولتبخش
بنمایم ز دور بام تو را
گر سر از سجده تو سود کند
چه زیانست لطف عام تو را؟
شمس تبریز این دل آشفته
بر جگر بسته است نام تو را
غزل شماره ۲۴۸ از دیوان شمس مولانا با بیانی سرشار از اشتیاق و انتظار آغاز میشود: «گوش من منتظر پیام تو را / جان به جان جسته یک سلام تو را». شاعر در جایگاه عاشقی بیقرار، میگوید: “گوش من (نه گوش سر، بلکه گوش جان و باطن من) در انتظار دریافت پیام توست”. تمام وجود و باطن او سراپا گوش شده تا ندای معشوق ازلی را بشنود. “جان من، با تمام وجود، جویای یک سلام از توست”. حتی یک نشانهی کوچک، یک سلام، از سوی معشوق، برای جان او حیاتی است. این آغاز، نشاندهندهی نهایت توجه و آمادگی عاشق برای دریافت ارتباط از سوی معشوق الهی و ارزش بیحد یک اشارهی کوچک از جانب اوست.
«در دلم خون شوق می\u200cجوشد / منتظر بوی جوش جام تو را». بیقراری عاشقانه: “در دل من، خون شوق میجوشد”. دل عاشق از شدت اشتیاق به وصال در غلیان و هیجان است. این جوشش درونی، نتیجهی «انتظار بوی جوشش جام توست». دل، منتظر دریافت بادهی عشق از ساقی الهی است و همین انتظار، مایهی این شور و جوشش است. این بیت، بیانگر بیقراری و تب و تاب درونی عاشق در انتظار دریافت فیض و بادهی معرفت از سوی معشوق است.
«ای ز شیرینی و دلاویزی / دانه حاجت نبوده دام تو را». جاذبهی بینیاز معشوق: “ای کسی که سرشار از شیرینی و دلربایی هستی”. معشوق به خودی خود آنقدر جذاب و دوستداشتنی است که نیازی به حیله و ابزار ندارد. «دام تو را (دام عشق تو) نیازی به دانه نبوده است». جاذبهی عشق الهی در ذات اوست و برای جذب دلها نیازی به جلوههای بیرونی و فریبنده ندارد. این بیت، بیانگر جاذبهی ذاتی و بینهایت معشوق الهی و تسلیم بیچون و چرای دل در برابر این جاذبه است.
«کرده شاهان نثار تاج و کمر / مر قبای کمین غلام تو را». ارزش غلامی درگاه حق: “شاهان (پادشاهان عالم ماده)، تاج و کمر (نمادهای قدرت و جاه دنیا) خود را نثار میکنند” و در راه رسیدن به معشوق فدا مینمایند. اما در نظر عاشق، «قبای سادهی کمترین غلام تو» از تمام اینها باارزشتر است. مقامی که از بندگی و نزدیکی به او حاصل میشود، فراتر از تمام مقامهای دنیوی است. این بیت، بیانگر بیارزشی مقامهای دنیوی در برابر مرتبهی بندگی درگاه حق و ارزش والای وابستگی به معشوق است.
«ز اول عشق من گمان بردم / که تصور کنم ختام تو را». ناتوانی در ادراک نهایت عشق: “از همان ابتدای راه عشق، من گمان کردم” که میتوانم نهایت و پایان عشق تو را تصور کنم. «(گمان بردم) که بتوانم تصور کنم پایان و نهایت تجلیات تو را». اما عشق الهی بینهایت است و ادراک کنه و پایان آن برای عاشق ممکن نیست. این بیت، بیانگر بینهایت بودن عشق الهی و ناتوانی عقل و تصور محدود انسان در درک عظمت و پایان آن است.
«سلسله\u200cام کن به پای اشتر بند / من طمع کی کنم سنام تو را». نهایت تسلیم و تواضع: “مرا به پای اشترت (نماد باربری و فرمانبرداری) با سلسلهی عشق ببند”. مرا اسیر و فرمانبردار خود کن. «من چگونه میتوانم طمع کنم سنام تو را (کوهان اشتر، نماد بلندی و عظمت)؟» من در مقابل عظمت تو هیچ هستم و مرتبهی بلندی و قرب تو را طمع نمیکنم. این بیت، بیانگر نهایت تسلیم و تواضع عاشق در برابر معشوق و اعتراف به حقارت خود در مقابل عظمت اوست.
«آنک شیری ز لطف تو خورده\u200cست / مرگ بیند یقین فطام تو را». رهایی از وابستگی مادی: “آن کسی که شیری (نماد حیات مادی و تعلقات دنیوی) از لطف تو خورده است”، کسی که به واسطهی تو در عالم ماده حیات یافته و به آن وابسته شده است. «به یقین مرگ را هنگام از شیر گرفتن تو (قطع شدن تعلقات مادی) خواهد دید». رهایی از عالم ماده و وابستگی به آن، برای چنین کسی به منزلهی مرگ است. این بیت، بیانگر دشواری دل کندن از تعلقات مادی برای کسانی است که به آن وابسته شدهاند.
«به حق آن زبان کاشف غیب / که به گوشم رسان پیام تو را». قسم به منبع الهام: “قسم به حق آن زبانی که پرده از غیب برمیدارد”. اشاره به کلام الهی یا سخن پیر و مرشد که حقایق پنهان را آشکار میکند. «که پیام خودت را به گوش جان من برسان». دوباره تمنای دریافت پیام و ارتباط از سوی معشوق یا پیر کامل دارد. این بیت، بیانگر اهمیت کلام الهی و سخن اولیا در گشودن باب غیب بر دل و تمنای دریافت این پیام حیاتبخش است.
«به حق آن سرای دولت\u200cبخش / بنمایم ز دور بام تو را». قسم به درگاه پربرکت: “قسم به حق آن درگاهی که بخشندهی دولت (سعادت و کمال روحانی) است”. درگاه الهی که سرچشمهی تمام برکات است. «که از دور، بام تو را به من نشان بده». تمنای دیدن نشانهای از وصل و نزدیکی به درگاه او، حتی از فاصلهای دور. این بیت، بیانگر تمنای عاشق برای دریافت نشانهای از قرب و وصال از سوی معشوق و امید به فضل و بخشش اوست.
«گر سر از سجده تو سود کند / چه زیانست لطف عام تو را؟». سود سجده و لطف بینهایت: “اگر سر من از سجده کردن در برابر تو، سودی ببرد”. اگر از روی بندگی و خاکساری، به مرتبهای دست یابم. «چه زیانی به لطف بیکران و عمومی تو خواهد رسید؟» بخشش و لطف تو آنقدر بینهایت است که بهرهمندی یک بنده، چیزی از آن کم نمیکند. این بیت، بیانگر تواضع عاشق در برابر لطف بینهایت معشوق و اعتراف به عظمت و بینیازی اوست.
«شمس تبریز این دل آشفته / بر جگر بسته است نام تو را». پیوند با شمس: “شمس تبریز (اشاره به پیر و مراد مولانا)، این دل آشفته و بیقرار را”. دل من که از عشق تو شوریده است. «نام تو را بر جگر خود بسته است». نام مبارک شمس تبریز، آرامبخش و مونس این دل بیقرار است. این بیت، بیانگر تأثیر عمیق شمس تبریز بر مولانا و جایگاه نام او در دل و جان اوست.
غزل ۲۴۸ مولانا، غزلی است در بیان نهایت اشتیاق و آمادگی عاشق برای دریافت پیام و اشارهای از سوی معشوق الهی. پیام اصلی غزل این است که گوش جان عاشق سراپا منتظر ندای دوست است و حتی یک سلام از سوی او، مایهی حیات جان است. دل عاشق در تب و تاب وصال بادهی معرفت است و جاذبهی معشوق چنان قوی است که نیازی به حیله ندارد. مقام بندگی درگاه حق، از تمام مقامهای دنیوی والاتر است و ادراک نهایت عشق الهی برای انسان ممکن نیست. عاشق با نهایت تواضع و فروتنی، خود را بنده و فرمانبردار او میداند و دل کندن از تعلقات مادی را برای وابستگان به دنیا، مرگ میبیند. تمنای دریافت کلام حیاتبخش الهی و نشانهای از قرب او همواره در دل عاشق زنده است. لطف خداوند بینهایت است و بهرهمندی بندگان چیزی از آن کم نمیکند. در نهایت، غزل با اشاره به شمس تبریز، آرامبخش دل آشفتهی شاعر، به منبع این الهامات و تجلیات اشاره میکند. غزل بر انتظار مشتاقانه، بیقراری عاشقانه، جاذبهی معشوق، ارزش بندگی، بینهایت بودن عشق، تواضع عاشق، دشواری دل کندن از ماده، تمنای پیام حق، لطف بینهایت الهی، و جایگاه شمس تبریز تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر