تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1187

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1187

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1187

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1187

در این سرما سر ما داری امروز

دل عیش و تماشا داری امروز

میفکن نوبت عشرت به فردا

چو آسایش مهیا داری امروز

بگستر بر سر ما سایه خود

که خورشیدانه سیما داری امروز

در این خمخانه ما را میهمان کن

بدان همسایه کان جا داری امروز

نقاب از روی سرخ او فروکش

که در پرده حمیرا داری امروز

دراشکن کشتی اندیشه‌ها را

که کفی همچو دریا داری امروز

سری از عین و شین و قاف برزن

که صد اسم و مسما داری امروز

خمش باش و مدم در نای منطق

که مصر و نیشکرها داری امروز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1187 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی پرشور و تمنایی آتشین از معشوق الهی یا پیر کامل است. مولانا در این غزل، با تأکید بر لحظه‌ی “امروز”، از معشوق می‌خواهد که لطف و فیض خود را دریغ نکند و بزم عاشقان را با حضور و تجلیات خود رونق بخشد. غزل بر اهمیت بی‌واسطگی در عشق و رهایی از قید عقل تأکید دارد.

بخش اول: دعوت به فیض و حضور در لحظه (ابیات 1 تا 3)

بیت 1: در این سرما سر ما داری امروز / دل عیش و تماشا داری امروز

  • “در این سرمای (فراق و دوری از تو)، امروز هوای سر ما (حال و روز ما) را داری (به فکر ما هستی).”
  • “امروز دلِ شادمانی و تماشا (از تجلیات خویش) را داری (امروز برای جلوه‌گری آمده‌ای).” این بیت با تضاد “سرما” و “دل عیش و تماشا”، به انتظار عاشق در فراق و شوق معشوق برای تجلی و بخشش فیض در لحظه‌ی “امروز” اشاره دارد.

بیت 2: میفکن نوبت عشرت به فردا / چو آسایش مهیا داری امروز

  • “نوبت شادی و بزم (عشرت) را به فردا مینداز،”
  • “زیرا امروز آرامش (و آماده‌سازی بزم عشق) را مهیا کرده‌ای (یا آماده‌ای که آرامش ببخشی).

بیت 3: بگستر بر سر ما سایه خود / که خورشیدانه سیما داری امروز

  • “سایه‌ی لطف و حمایت خود را بر سر ما بگستر،”
  • “زیرا امروز چهره‌ای (سیما) چون خورشید (روشن و تابناک) داری.” این بیت درخواست حمایت و عنایت معشوق است و چهره‌ی او را به خورشید تشبیه می‌کند که نور و حیات می‌بخشد.

بخش دوم: میهمانی در خمخانه عشق و کشف حجاب (ابیات 4 تا 6)

بیت 4: در این خمخانه ما را میهمان کن / بدان همسایه کان جا داری امروز

  • “در این خمخانه (محل مستی و بی‌خودی، عالم عشق) ما را میهمان کن،”
  • “و ما را به آن همسایه (یعنی به ذات حقیقی خویش یا به اهل آن مقام) که امروز در آنجا (در خمخانه) داری، بپیوندان.” این بیت درخواستی برای ورود به بزم عشق و مستی عرفانی است و می‌خواهد که عاشق را به اصل و حقیقت وجود خویش (که در معشوق متجلی است) وصل کند.

بیت 5: نقاب از روی سرخ او فروکش / که در پرده حمیرا داری امروز

  • “نقاب را از روی سرخ او (معشوق یا جلوه خاص او) کنار بزن،”
  • “زیرا امروز در پس پرده (حجاب) حمیرا (لقب حضرت عایشه، به معنای سرخ‌رو، کنایه از زیبایی خاص و لطافت) را داری.” این بیت درخواستی برای برداشتن حجاب و آشکار شدن کامل جمال معشوق است. “حمیرا” در اینجا می‌تواند نمادی از لطافت و زیبایی خاص معشوق باشد که در پس پرده پنهان است.

بیت 6: دراشکن کشتی اندیشه‌ها را / که کفی همچو دریا داری امروز

  • “کشتی اندیشه‌ها (منطق و عقل‌گرایی) را در هم بشکن،”
  • “زیرا امروز (در دست خود) کفی (قدرتی) همچون دریا (بی‌کران) داری.” این بیت به برتری عشق بر عقل و منطق اشاره دارد. در حضور عظمت و بی‌کرانی معشوق، اندیشه‌های عقلانی بی‌ارزش می‌شوند.

بخش سوم: غلبه عشق و فرمان به سکوت (ابیات 7 تا 8)

بیت 7: سری از عین و شین و قاف برزن / که صد اسم و مسما داری امروز

  • “سری از (حروف) عین و شین و قاف (عشق) برآور (یعنی عشق را آشکار کن یا از حقیقت عشق سخن بگو)،”
  • “زیرا امروز صدها اسم و مسما (جلوه و حقیقت نام‌ها و صفات الهی) داری (و می‌توانی آن‌ها را آشکار کنی).” این بیت درخواستی است برای تجلی حقیقت عشق که خود منشأ تمامی اسما و صفات الهی است. “صد اسم و مسما” به کثرت تجلیات حق اشاره دارد.

بیت 8: خمش باش و مدم در نای منطق / که مصر و نیشکرها داری امروز

  • “خاموش باش و در نای (ساز) منطق (عقل و استدلال) ندم،”
  • “زیرا امروز (در وجودت) همچون مصر (سرزمین پر خیر و برکت) و نیشکرها (منابع شیرینی و حلاوت معنوی) داری.” این بیت پایانی، امر به سکوت و پرهیز از کلام عقلانی است. مولانا می‌گوید که وقتی وجود انسان از برکات و شیرینی‌های معنوی (مثل نیشکر مصر) پر شده باشد، نیازی به منطق و استدلال نیست. حقیقت باطنی خود گویای همه چیز است.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۸۷ مولانا، مناجاتی پر اشتیاق برای تجلی و فیض‌بخشی معشوق است. مولانا با تأکید بر “امروز” به عنوان لحظه‌ی موعود، از معشوق می‌خواهد که لطف و حمایت خود را گسترش دهد و بزم عشرت را به تأخیر نیندازد. او چهره‌ی معشوق را به خورشید تابناک تشبیه می‌کند که سایه‌ی رحمتش را می‌طلبد.

مولانا خواهان میهمانی در خمخانه‌ی عشق است تا به ذات حقیقی خویش (که در معشوق تجلی یافته) بپیوندد. او از معشوق می‌خواهد که نقاب از رخ برگیرد و جمال پنهانش را آشکار کند. درخواستی مهم در این غزل، شکستن “کشتی اندیشه‌ها” توسط معشوق است که نشان‌دهنده‌ی برتری عشق بر عقل و منطق است. او از معشوق می‌خواهد که حقیقت عشق را آشکار سازد، زیرا تمامی اسماء و صفات الهی در آن متجلی است. در نهایت، با تأکید بر سکوت و پرهیز از منطق، به فراوانی برکات و شیرینی‌های معنوی در درون عاشق اشاره می‌کند که او را از هرگونه کلام و استدلالی بی‌نیاز می‌سازد. این غزل به خوبی عطش عاشق برای وصال، برتری عشق بر عقل، و اهمیت لحظه‌ی حال در سلوک عارفانه را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: