مطالب پیشنهادی![]()
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد
ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
گل از نسرین همیپرسد که چون بودی در این غربت
همیگوید خوشم زیرا خوشیها زان دیار آمد
سمن با سرو میگوید که مستانه همیرقصی
به گوشش سرو میگوید که یار بردبار آمد
بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
همیزد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد
ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو
به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر
که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد
غزل ۵۷۰ مولانا، یکی از غزلیات پرشور و نمادین اوست که در آن، آمدن بهار طبیعت را دستمایهای برای توصیف آمدن بهار روحانی و تجلیات معشوق الهی قرار میدهد. مولانا با زبانی سرشار از تشبیه و استعاره، از گفتگوی گلها و گیاهان و حرکت موجودات طبیعی، به پیامهای باطنی عشق و معرفت اشاره میکند.
محور اصلی این غزل، بشارت آمدن بهار معنوی (تجلی معشوق) که با خود شادابی، زندگی، حکمت و تحول میآورد. این بهار، باطن هر موجودی را بیدار کرده و آن را به رقص و سخن گفتن وامیدارد.
مولانا غزل را با نوید ورود بهار آغاز میکند: “بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد” آمدن بهار را دو بار تکرار میکند تا بر قطعیت و شور آن تأکید کند. بهاری که “خوشعذار” (خوشرو و زیبا) است. با آمدن این بهار، “عالم خوش و سرسبز شد” و “اوان لاله زار آمد” (زمان رویش و جلوهگری لالهها فرارسید). این بیت نمادی از آغاز حیات دوبارهی معنوی و شکوفایی دلها در پرتو تجلی الهی است.
“ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد” “ای ریحان (نماد انسان لطیف و باهوش)، از سوسن بشنو” (نماد حکمت و دانش). “که سوسن صد زبان دارد” (زیرا سوسن (با برگهای متعددش که شبیه زبان هستند) صدها نکته را بازگو میکند). “به دشت آب و گل بنگر” (به این جهان مادی و خاکی نگاه کن) “که پرنقش و نگار آمد” (که پر از زیباییها و نشانههای الهی شده است). این بیت به حکمت جاری در طبیعت و لزوم بصیرت برای درک نشانههای حق در عالم آفرینش اشاره دارد.
“گل از نسرین همیپرسد که چون بودی در این غربت همیگوید خوشم زیرا خوشیها زان دیار آمد” “گل” (نماد عاشقی که تازه به وصل رسیده) “از نسرین” (نماد روحی که در فراق بوده) میپرسد: “چگونه در این غربت (دنیای مادی و دور از معشوق) بودی؟” نسرین پاسخ میدهد: “خوشم” (شاد و خوشحالم) “زیرا خوشیها زان دیار آمد” (چون تمام خوشیها و لذتها از همان دیار (عالم قدس و معشوق) به اینجا آمده است). این بیت به حکمت رنج فراق و لذت وصال و تأثیر فیض معشوق بر خوشیهای دنیوی اشاره دارد.
“سمن با سرو میگوید که مستانه همیرقصی به گوشش سرو میگوید که یار بردبار آمد” “سمن” (نماد ظرافت و زیبایی) “به سرو” (نماد آزادگی و قامت بلند) میگوید: “تو چقدر مستانه میرقصی!” سرو در گوش سمن پاسخ میدهد: “یار (معشوق الهی) بردبار (صبور و دانا) آمد”. این بیت به وجد و رقص عارفانه در حضور معشوق و صبوری و حکمت معشوق اشاره دارد.
“بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد” “بنفشه” (نماد فروتنی) “پیش نیلوفر” (نماد پاکی) آمد و گفت: “مبارک باد!” “که زردی (غم و بیماری) رفت و خشکی (ناامیدی و پژمردگی) رفت” و “عمر پایدار آمد” (زندگی جاوید و با دوام فرارسید). این بیت به رفع غم و اندوه و دستیابی به حیات جاودانه در پرتو لطف الهی اشاره دارد.
“همیزد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد” “نرگس” (نماد چشم بیدار و شاید خودبین) “به سوی گل” (نماد چهرهی روشن و خندان) چشمک میزد و میگفت: “تو چقدر خندانی!” گل در پاسخ گفت: “خندانم، زیرا یار (معشوق) در کنارم آمد”. این بیت به شادی و سرور حاصل از وصال معشوق اشاره دارد.
“صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد” “صنوبر” (نماد استقامت) گفت: “راه دشوار (راه سلوک و بندگی) به فضل و کرم حق آسان شد”. این آسانی از آن روست “که هر برگی به رهبری” (هر برگ درختی، هر پدیده کوچک در طبیعت، یا هر جزئی از هستی) “چو تیغ آبدار آمد” (مانند شمشیری تیز و برنده برای راهنمایی آمد). این بیت به لطف الهی در هموار ساختن مسیر و آشکار شدن نشانهها در هر ذرهای از هستی اشاره دارد.
“ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد” “ز ترکستان آن دنیا” (از عالم غیب و هستی مطلق که مانند سرزمین ترکان (زیبارویان و جنگاوران) است)، “بنه ترکان زیبارو” (گروهی از زیبارویان (حقایق الهی یا اولیاءالله) “به هندستان آب و گل” (به این عالم مادی و جسمانی) “به امر شهریار آمد” (به فرمان معشوق و فرمانروای عالم آمدند). این بیت به نزول فیوضات الهی و ظهور اولیاء و پیامبران در عالم مادی به فرمان خداوند اشاره دارد.
“ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد” “ببین که آن لکلک گویا” (لکلک که نماد حرکت و شاید پیامآور است و اینجا کنایه از مرشد یا حق) “برآمد بر سر منبر” (بر بالای منبر (مقام وعظ و ارشاد) قرار گرفت) “که ای یاران آن کاره” (که ای یاران آگاه و آمادهی کار) “صلا که وقت کار آمد” (بشتابید که وقت عمل و حرکت فرا رسیده است). این بیت به دعوت به عمل و تلاش در مسیر معنوی در پی بیداری و حضور معشوق اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر