مطالب پیشنهادی![]()
به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
متع الله فوادی بحبیبی ابدا
جانم آن لحظه بخندد که ویاش قبض کند
انما یوم اجزای اذا اسکرها
مغز هر ذره چو از روزن او مست شود
سبحت راقصه عز حبیبی و علا
چونک از خوردن باده همگی باده شوم
انا نقل و مدام فاشربانی و کلا
هله ای روز چه روزی تو که عمر تو دراز
یوم وصل و رحیق و نعیم و رضا
تن همچون خم ما را پی آن باده سرشت
نعم ما قدر ربی لفوادی و قضا
خم سرکه دگرست و خم دوشاب دگر
کان فی خابیه الروح نبیذ فغلی
چون بخسپد خم باده پی آن میجوشد
انما القهوه تغلی لشرور و دما
می منم خود که نمیگنجم در خم جهان
برنتابد خُم نُه چرخ کف و جوش مرا
می مرده چه خوری هین تو مرا خور که میام
انا زق ملئت فیه شراب و سقا
وگرت رزق نباشد من و یاران بخوریم
فانصتوا و اعترفوا معشرا اخوان صفا
غزل شماره ۲۶۳ از دیوان شمس مولانا با بیانی از جانسپردن در اوج شیرینی و لطف معشوق آغاز میشود: «به شکرخنده اگر می\u200cببرد جان مرا / متع الله فوادی بحبیبی ابدا». شاعر میگوید: “اگر او (معشوق) با یک لبخند شیرین و دلربا جان مرا بگیرد”. “شکرخنده” نمادی از لطف بیاندازه، جمال خیرهکننده، و جذبهی معشوق است که حتی در عمل قبض روح نیز تلخی را به شیرینی بدل میکند. گرفتن جان در این بستر عرفانی، اشاره به فنای فیالله و نیستی عاشق در هستی معشوق دارد. “متع الله فوادی بحبیبی ابدا” (به زبان عربی): “خداوند دل مرا به دوست داشتنم برای همیشه بهرهمند سازد”. این دعا نشانهی عمق دلبستگی و آرزوی بقای این عشق و بهرهمندی دائمی از آن است، حتی در لحظهی فنای جسمانی. این آغاز، بیانگر پارادوکس فنای شیرین و مطلوب در راه معشوق و آرزوی دوام و بهرهمندی ابدی از این عشق است.
«جانم آن لحظه بخندد که وی\u200cاش قبض کند / انما یوم اجزای اذا اسکرها». شادی جان در دم فنا و روز پاداش در مستی: “جان من در آن لحظه که او (معشوق، یا فرشتهی قبض روح به امر او) آن را بگیرد، خواهد خندید”. فنای در حق برای جان عاشق نه تنها ترسناک نیست، بلکه مایهی شادی و سرور است. “انما یوم اجزای اذا اسکرها” (به زبان عربی): “روز پاداش من آن روز است که او (جانها) را مست کند”. پاداش حقیقی برای عاشق، نه نعمتهای بهشتی، بلکه مستی از بادهی عشق و بیخودی در محضر معشوق است. این بیت، بیانگر شادی جان در لحظهی فنا و تعریف پاداش حقیقی در عالم عرفان (مستی عشق) است.
«مغز هر ذره چو از روزن او مست شود / سبحت راقصه عز حبیبی و علا». سرایت مستی عشق به تمام هستی و رقص تسبیحگویان: “هنگامی که باطن و ذات هر ذره (مغز هر ذره)، از روزنهی او (دریچهی فیض و تجلی معشوق) مست و بیخود شود”. تأثیر عشق الهی فراگیر است و تمام موجودات را در بر میگیرد. “سبحت راقصه عز حبیبی و علا” (به زبان عربی): “تسبیحگویان به رقص درمیآید، (و میگوید) حبیب من عزیز و والاست”. تمام ذرات هستی در حال مستی، به تسبیح و ستایش معشوق بینهایت عزیز و بلندمرتبه مشغولند. این بیت، بیانگر فراگیری تأثیر عشق الهی بر تمام ذرات هستی و تسبیح و رقص کائنات در حال مستی است.
«چونک از خوردن باده همگی باده شوم / انا نقل و مدام فاشربانی و کلا». تبدیل عاشق به معشوق و دعوت به بهرهمندی: “هنگامی که از نوشیدن بادهی (عشق) او، تماماً به باده تبدیل شوم”. در اثر فنا در معشوق، عاشق عین عشق و بادهی الهی میشود. “انا نقل و مدام فاشربانی و کلا” (به زبان عربی): “من شیرینی (نقل) و شراب خالص هستم، پس مرا بنوشید و بخورید”. شاعر در مقام فنا، خود را بادهی عشق معرفی میکند و دیگران را به نوشیدن از این بادهی وجودی دعوت مینماید. این بیت، بیانگر مقام فنا و تبدیل عاشق به معشوق و دعوت به بهرهمندی از وجود فانی شدهی اوست.
«هله ای روز چه روزی تو که عمر تو دراز / یوم وصل و رحیق و نعیم و رضا». ستایش روز وصل و ابدیت آن: “هان ای روز (روز وصال با معشوق)، چه روزی هستی تو که عمرت دراز و ابدی است!”. روز وصال با حق، روزی جاودانه و خارج از گذر زمان است. “یوم وصل و رحیق و نعیم و رضا” (به زبان عربی): “روز وصال و شراب خالص و نعمت و رضایت”. این روز، سرشار از وصال حقیقی، نوشیدن بادهی خالص الهی، نعمتهای بیکران و رضایت مطلق است. این بیت، بیانگر ابدیت روز وصال و سرشار بودن آن از تمام خیرات و لذات معنوی است.
«تن همچون خم ما را پی آن باده سرشت / نعم ما قدر ربی لفوادی و قضا». آفرینش تن برای حمل بادهی عشق و تقدیر الهی: “تن ما را که مانند خم (ظرف شراب) است، برای آن بادهی (عشق الهی) آفریدند”. وجود جسمانی انسان، ظرفی است برای بادهی عشق و معرفت الهی. “نعم ما قدر ربی لفوادی و قضا” (به زبان عربی): “چه نیکو تقدیری پروردگارم برای دل من مقدر کرد و قضای او محقق شد”. سرنوشت و تقدیر الهی برای دل عاشق، دریافت این بادهی گرانبهاست و این تقدیری مبارک است. این بیت، بیانگر این است که هدف از آفرینش تن، ظرف بودن برای عشق الهی بوده و این تقدیری نیکوست.
«خم سرکه دگرست و خم دوشاب دگر / کان فی خابیه الروح نبیذ فغلی». تفاوت ظرفها و محتویات و غلیان بادهی روح: “خم سرکه (نمادی از تعلقات دنیوی، صفات ناپسند) با خم دوشاب (شیرهی انگور، نمادی از حالات میانه) فرق دارد”. هر ظرفی برای محتوای خاص خود مناسب است و حالات و مقامات مختلف روحی متفاوتند. “کان فی خابیه الروح نبیذ فغلی” (به زبان عربی): “در خم روح، شراب میجوشید”. روح انسان ظرف بادهی الهی است و این باده در درون او به غلیان و جوشش درمیآید. این بیت، بیانگر تفاوت مراتب وجودی و حالات روحی و جوشش بادهی عشق در خم روح است.
«چون بخسپد خم باده پی آن می\u200cجوشد / انما القهوه تغلی لشرور و دما». جوشش بادهی عشق و غلیان قهوهی شر: “هنگامی که خم باده (وجود عاشق) به خواب میرود (از خود بیخود میشود)، به دنبال آن، بادهی (درونش) میجوشد”. در حال بیخودی، بادهی عشق در درون سالک فعالتر و جوشانتر میشود. “انما القهوه تغلی لشرور و دما” (به زبان عربی): “همانا قهوه برای شرارتها و خون (ریزی) میجوشد”. در مقابل، آنچه مایهی شر و فساد است (مانند قهوه در اینجا نمادی از چیزهای ناپسند)، موجب بدی و خونریزی میشود. این بیت، بیانگر تفاوت جوشش بادهی عشق (مایهی حیات معنوی) با غلیان چیزهای ناپسند (مایهی شر و فساد) است.
«می منم خود که نمی\u200cگنجم در خم جهان / برنتابد خُم نُه چرخ کف و جوش مرا». شاعر در مقام باده و وسعت وجودی او: “من خودم همان باده هستم که در خم جهان (عالم ماده) نمیگنجم”. وجود شاعر در مقام فنا چنان وسعت یافته که عالم ماده یارای در برگرفتن او را ندارد. “خم نُه چرخ (افلاک) کف و جوشش مرا تحمل نمیکند”. حتی گستردگی عالم افلاک نیز نمیتواند شدت حال و جوشش درونی شاعر را در خود جای دهد. این بیت، بیانگر مقام فنا و وسعت وجودی سالک در اثر مستی عشق و ناتوانی عالم ماده در درک این عظمت است.
«می مرده چه خوری هین تو مرا خور که می\u200cام / انا زق ملئت فیه شراب و سقا». دعوت به نوشیدن از بادهی زنده و پر از لطف: “بادهی مرده (بادهای کهنه و بیاثر، یا عشقهای مجازی و فانی) را چه میخوری؟ هان! تو مرا بخور که من بادهی حقیقی هستم”. شاعر خود را بادهی زنده و حقیقی معرفی میکند که نوشیدن از او موجب حیات معنوی است. “انا زق ملئت فیه شراب و سقا” (به زبان عربی): “من مشکی (ظرفی) هستم که پر از شراب و ساقی است”. وجود شاعر، ظرفی است که هم بادهی الهی و هم ساقی (لطف و فضل الهی) در آن جمع شده است. این بیت، دعوت به بهرهمندی از وجود انسان کامل (شاعر در مقام فنا) به عنوان منبع بادهی زنده و سرشار از لطف الهی است.
«وگرت رزق نباشد من و یاران بخوریم / فانصتوا و اعترفوا معشرا اخوان صفا». عدم نیاز به رزق مادی در این باده و توجه اخوان صفا: “و اگر (برای خوردن از من) روزی (مادی) نداشته باشی، من و یاران (دیگر انسانهای کامل) میخوریم”. اشاره به بینیازی از مال و مقام در این عالم معنوی. این بادهی روحانی نیازی به اسباب مادی ندارد. “فانصتوا و اعترفوا معشرا اخوان صفا” (به زبان عربی): “پس گوش فرا دهید و اعتراف کنید ای گروه برادران صفا (اهل دل)”. شاعر از اهل دل میخواهد که با گوش جان به این سخن گوش دهند و به حقایق آن اعتراف نمایند. این بیت، بیانگر بینیازی عالم معنا از عالم ماده و دعوت به توجه و اعتراف اهل دل به این حقایق است.
غزل ۲۶۳ مولانا، غزلی است در بیان مقام فنا و مستی در عشق الهی و شیرینی جانسپردن در راه معشوق. پیام اصلی غزل، مطلوب بودن فنا در راه حق و شادی جان در لحظهی رهایی از قید تن است. پاداش حقیقی برای عاشق، مستی از بادهی عشق است که تمام ذرات هستی را نیز مست و تسبیحگو میکند. در اثر فنا، عاشق خود به بادهی عشق تبدیل میشود و دیگران را به نوشیدن از وجود فانیشدهی خود دعوت میکند. روز وصال با معشوق، روزی ابدی و سرشار از نعمت و رضایت است و تن انسان ظرفی است که برای حمل این بادهی الهی آفریده شده است. غزل به تفاوت مراتب وجودی و جوشش بادهی عشق در روح اشاره میکند و جوشش این باده را با غلیان چیزهای ناپسند مقایسه مینماید. شاعر در مقام فنا، وسعت وجودی خود را بیان میکند که عالم ماده و افلاک یارای درک آن را ندارد و خود را بادهی زندهای معرفی میکند که نوشیدن از او مایهی حیات معنوی است. در نهایت، غزل به بینیازی عالم معنا از عالم ماده اشاره کرده و اهل دل را به گوش فرا دادن و اعتراف به این حقایق دعوت مینماید. غزل بر فنا در عشق، شیرینی فنا، شادی جان، پاداش مستی، فراگیری عشق، تسبیح کائنات، تبدیل عاشق به باده، ابدیت روز وصل، تن به عنوان ظرف باده، جوشش روح، وسعت وجودی سالک، بادهی زنده، بینیازی عالم معنا، و دعوت به توجه و اعتراف تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر