مطالب پیشنهادی![]()
مرا یارا چنین بییار مگذار
ز من مگذر مرا مگذار مگذار
به زنهارت درآمد جان چاکر
مرا در هجر بیزنهار مگذار
طبیبی بلک تو عیسی وقتی
مرو ما را چنین بیمار مگذار
مرا گفتی که ما را یار غاری
چنین تنها مرا در غار مگذار
تو را اندک نماید هجر یک شب
ز من پرس اندک و بسیار مگذار
مینداز آتش اندک به سینه
که نبود آتش اندک خوار مگذار
دمم بگسست لیکن بار دیگر
ز من بشنو مرا این بار مگذار
غزل ۱۰۴۱ مولانا، درددلی سوزناک و التماسی عمیق از عاشق به معشوق است. مولانا در این غزل، با زبانی ساده و صمیمی، از معشوق میخواهد که او را در بیکسی و هجران تنها نگذارد. تکرار کلمهی “مگذار” در هر مصرع، نشاندهندهی اوج تمنا و بیپناهی عاشق است. این غزل، تصویری از رنج بیماری عشق، یادآوری پیمان “یار غاری”، و ترس عاشق از آتش هجران را ارائه میدهد و در نهایت، با التماس نهایی برای عدم رها شدن به پایان میرسد.
مولانا غزل را با التماس به معشوق آغاز میکند:
مرا یارا چنین بییار مگذار ز من مگذر مرا مگذار مگذار
«ای یار! مرا اینگونه تنها و بیکس مگذار!» «از من گذر مکن (مرا ترک نکن)، و مرا رها مکن، رها مکن!» این بیت، اوج بیپناهی و تمنای عاشق است. تکرار “مگذار” بر شدت خواهش او میافزاید.
مولانا به بیتعهد بودن در برابر جان عاشق اشاره میکند:
به زنهارت درآمد جان چاکر مرا در هجر بیزنهار مگذار
«جان بندهی (چاکر) من به پناه تو (زنهارت) آمده است (از تو امان میخواهد)،» «مرا در هجران، بیامان (بیزنهار) رها مکن!» این بیت، نشاندهندهی تسلیم کامل عاشق و پناهجویی او به معشوق است. عاشق جان خود را به امان معشوق سپرده و از او میخواهد که در هجران، این امان را نشکند.
مولانا به قدرت درمانگری معشوق اشاره میکند:
طبیبی بلک تو عیسی وقتی مرو ما را چنین بیمار مگذار
«(ای معشوق)! تو طبیبی، بلکه (حتی) عیسیِ زمانهای (که مرده زنده میکرد)،» «نرو و ما را اینگونه بیمار (از عشق) رها مکن!» این بیت، معشوق را با حضرت عیسی (ع) مقایسه میکند که قدرت شفابخشی داشت. عاشق از معشوق میخواهد که او را در این بیماری عشق، تنها نگذارد.
مولانا به عهد “یار غاری” اشاره میکند:
مرا گفتی که ما را یار غاری چنین تنها مرا در غار مگذار
«**(تو) به من گفتی که “تو یار و همدم غار (راز و تنهایی) ما هستی،”» «مرا اینگونه تنها در غار (درون/تنهاییام) رها مکن!» این بیت، اشاره به پیمان و عهد معشوق با عاشق است که قرار بود همدم و مونس او در تنهایی باشد. عاشق از او میخواهد که این عهد را نشکند.
مولانا به عمق درد هجران اشاره میکند:
تو را اندک نماید هجر یک شب ز من پرس اندک و بسیار مگذار
«شاید یک شب دوری (هجر یک شب) برای تو کم (کوتاه) به نظر بیاید،» «(اما) این اندک و بسیار (از سختی هجران) را از من بپرس (که چقدر سخت است) و مرا تنها مگذار!» این بیت، بیانگر تفاوت درک عاشق و معشوق از هجران است. برای معشوق شاید اندک باشد، اما برای عاشق، همان اندک نیز بسیار طاقتفرساست.
مولانا به تأثیر مخرب هجران اشاره میکند:
مینداز آتش اندک به سینه که نبود آتش اندک خوار مگذار
«آتش اندک (هجران) را به سینهی من نینداز،» «چرا که آتش (هرچند) اندک باشد، خوار (کوچک و بیاثر) نیست؛ (مرا تنها) مگذار!» این بیت، هشدار عاشق به معشوق دربارهی تأثیر مخرب حتی اندک هجران است. آتش هجران، حتی کمش هم میتواند سوزاننده و نابودکننده باشد.
مولانا به آخرین التماس عاشق اشاره میکند:
دمم بگسست لیکن بار دیگر ز من بشنو مرا این بار مگذار
«نفسم (دمم) بند آمد (از شدت درد و ناله)، اما یک بار دیگر (خواهش میکنم)،» «از من بشنو (این آخرین خواسته را) و مرا این بار (برای همیشه) رها مکن!» این بیت، اوج تمنای عاشق در آستانهی ناامیدی و فناست. او آخرین تلاش خود را میکند تا معشوق را از رها کردنش باز دارد.
غزل ۱۰۴۱ مولانا، نمایانگر عمق درد و اشتیاق عاشقی است که از هجران معشوق به ستوه آمده و با تمام وجود التماس وصل میکند. مولانا با “مرا یارا چنین بییار مگذار / ز من مگذر مرا مگذار مگذار”، از همان ابتدا اوجه بیپناهی و وابستگی خود را به معشوق نشان میدهد. تکرار “مگذار” در این بیت و در طول غزل، فریاد بیتابی جان عاشق است.
او “جان چاکر” خود را به “زنهارت” (پناه) معشوق میآورد و از او میخواهد که “در هجر بیزنهار” رهایش نکند. مولانا معشوق را “طبیبی بلک تو عیسی وقتی” میخواند و از او میخواهد که “ما را چنین بیمار مگذار”. او پیمان “یار غاری” را به معشوق یادآوری میکند و تمنا دارد که “چنین تنها مرا در غار مگذار”.
مولانا به تفاوت درک معشوق از هجران اشاره میکند: “تو را اندک نماید هجر یک شب”، اما “ز من پرس اندک و بسیار مگذار”، که نشاندهندهی عمق رنج عاشق حتی از کوچکترین دوری است. او هشدار میدهد که “آتش اندک به سینه” نیندازد، زیرا “نبود آتش اندک خوار”، و در نهایت، با “دمم بگسست لیکن بار دیگر / ز من بشنو مرا این بار مگذار”، آخرین و سوزناکترین التماس خود را برای عدم رها شدن بیان میکند. این غزل تصویری بسیار تأثیرگذار از بیتابی، وابستگی، و عمق عشق عاشقی است که در برابر بیمهری یار، بیقرار و درمانده شده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر