تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 629 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 629 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 629 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۲۹ دیوان شمس مولانا

عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد
ور نی مثل کودک تا کعب همی‌بازد

مه‌رو چو تویی باید ای ماه غلام تو
تا بر همه مه رویان می‌چربد و می‌نازد

عاشق چو منی باید کز مستی و بی‌خویشی
با خلق نپیوندد با خویش نپردازد

فارس چو تویی باید ای شاه سوار من
کز وهم و گمان زان سو می‌راند و می‌تازد

عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن
ای شاه که او خود را در عشق دراندازد

چون شاخ زرست این جان می‌کش به خودش می‌دان
چندان که کشش بیند سوی تو همی‌یازد

باری دل و جان من مستست در آن معدن
هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد

چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او
در بر کشدت شیرین بی‌واسطه بنوازد

آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش
آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد

شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی
باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۲۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۲۹ مولانا، غزلی پرشور و تمثیلی است که به ویژگی‌های عاشق راستین و قدرت بی‌کران معشوق الهی و عشق او می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر لزوم فنا در عشق، رهایی از تعلقات دنیوی و وهم، نقش عشق به عنوان آب حیات، و پیوستن به معشوق بدون واسطه تأکید می‌کند. او همچنین به تأثیر شمس تبریزی در عالم معنا اشاره دارد.

ویژگی‌های عاشق و معشوق حقیقی

مولانا غزل را با توصیف عاشق و معشوق آغاز می‌کند:

عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد ور نی مثل کودک تا کعب همی‌بازد

عاشق باید مانند من (مولانا، که نمونه‌ی عاشق راستین است) باشد؛ (همزمان) می‌سوزد (در آتش عشق فانی می‌شود) و می‌سازد (از نو خود را در عشق می‌یابد).” “وگرنه (اگر چنین نباشد)، مانند کودک است که تنها تا استخوان پایش (کعب) بازی می‌کند (و غرق در بازی‌های بی‌معنای دنیاست).” این بیت به لزوم فنا و بقا در عشق و جدی بودن راه عاشقی در برابر بازی‌های کودکانه دنیوی اشاره دارد.

مه‌رو چو تویی باید ای ماه غلام تو تا بر همه مه رویان می‌چربد و می‌نازد

ماه‌رویی (معشوقی زیبا) باید مانند تو (معشوق ازلی) باشد، ای ماهی که همه‌ی ما غلام توایم،” “تا (با چنین زیبایی و قدرتی) بر همه‌ی ماه‌رویان دیگر (زیبایی‌های ظاهری) برتری یابد و ناز کند.” این بیت به بی‌همتایی معشوق الهی و برتری او بر تمام زیبایی‌های ظاهری عالم تأکید دارد.

عاشق چو منی باید کز مستی و بی‌خویشی با خلق نپیوندد با خویش نپردازد

عاشق باید مانند من باشد که از مستی (عشق) و بی‌خویشی (فنای خودی)،” “نه با مردم (عام) پیوند برقرار کند و نه به خویشتن خود بپردازد (نه به خود و نه به دیگران مشغول شود).” این بیت به مقام فنا در عشق و رهایی از تعلقات خلقی و خویشتن‌بینی در عاشق راستین اشاره دارد.

رهایی از وهم و گمان و آب حیات عشق

مولانا به رهایی از وهم و گمان و نقش عشق به عنوان آب حیات اشاره می‌کند:

فارس چو تویی باید ای شاه سوار من کز وهم و گمان زان سو می‌راند و می‌تازد

سواری (سالکی) باید مانند تو (معشوق) باشد، ای پادشاه سوار من،” “که (وجودش) از آن سوی وهم و گمان (ماورای تصورات و محدودیت‌های ذهنی) می‌راند و با سرعت می‌تازد.” این بیت به برتری معشوق و عشق او بر وهم و گمان و محدودیت‌های ذهنی و فکری اشاره دارد.

عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن ای شاه که او خود را در عشق دراندازد

عشق، آب حیات است که تو را از مردن (مرگ حقیقی و غفلت) رها می‌کند.” “ای پادشاه (عاشق)، کسی که خود را در عشق دراندازد (با تمام وجود وارد عشق شود)، (عشق او را نجات می‌دهد).” این بیت به نقش نجات‌بخش و حیات‌دهنده‌ی عشق الهی که انسان را از مرگ حقیقی (غفلت و فنای درونی) نجات می‌دهد، تأکید دارد.

کشش جان به سوی معشوق

مولانا به کشش ذاتی جان به سوی معشوق اشاره می‌کند:

چون شاخ زرست این جان می‌کش به خودش می‌دان چندان که کشش بیند سوی تو همی‌یازد

این جان (انسان) مانند شاخه طلایی است؛ خودت (معشوق) آن را به سوی خودت بکش و بدان (که جذب می‌شود).” “هر قدر که کشش و جاذبه ببیند، به سوی تو (معشوق) تمایل پیدا می‌کند و می‌آید.” این بیت به خاصیت ذاتی جان انسان در جذب شدن به سوی معشوق و تسلیم آن در برابر کشش الهی اشاره دارد.

مستی دل و جان و نوازش بی‌واسطه

مولانا به مستی دل و جان و نوازش بی‌واسطه معشوق اشاره می‌کند:

باری دل و جان من مستست در آن معدن هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد

دل و جان من در آن معدن (معدن عشق و حقیقت الهی) پیوسته مست است.” “هر روز مانند عاشقان نوپا، فرهنگ (راه و رسم و شیوه) جدیدی آغاز می‌کند (در عشق تازگی می‌یابد).” این بیت به مستی دائمی دل و جان در معدن عشق و پویا بودن و تازگی یافتن همیشگی در راه عشق اشاره دارد.

چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او در بر کشدت شیرین بی‌واسطه بنوازد

هنگامی که از غم (عشق) مانند چنگ (ساز) خمیده و کوژ شوی،” “آن وقت او (معشوق) تو را در آغوش می‌گیرد و بی‌واسطه و با شیرینی تمام نوازش می‌کند.” این بیت به مقام تسلیم و فنای عاشق در غم عشق، که پس از آن معشوق او را بی‌واسطه مورد لطف و نوازش قرار می‌دهد، اشاره دارد.

آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد

آن آهوی مفتون (دل عاشق) هنگامی که خونش (عحیات و شورش) تازه شود (در اثر عشق)،” “آن شیر (معشوق قدرتمند) به سوی آن آهو (دل عاشق) در میمنه (سمت راست، سمت مبارک و خوش‌یمن) حرکت می‌کند.” این بیت به جذب شدن معشوق قدرتمند (شیر) به سوی دل عاشق (آهو) که از عشق تازه شده است، اشاره دارد.

شمس تبریزی و نورافشانی او

مولانا در پایان غزل، شمس تبریزی را می‌ستاید و به تأثیر او اشاره می‌کند:

شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد

ای شمس‌الحق تبریزی! بر خورشید آسمان (شمس فلک)، روزی” “باشد که طرحی نو از شعاع و نور تو (طراز نو شعشاع تو) بر آن اندازد (و آن را زیباتر و نورانی‌تر کند).” این بیت به برتری شمس تبریزی بر خورشید ظاهری و قدرت او در ایجاد نور و زیبایی جدید در عالم اشاره دارد.


نکات مهم

  • عاشق راستین: عاشقی است که در آتش عشق می‌سوزد و از نو می‌سازد، از خلق و خویش تهی می‌شود و تنها به معشوق می‌پردازد.
  • برتری معشوق الهی: معشوق الهی بی‌همتاست و بر تمام زیبایی‌ها و تصورات برتری دارد.
  • عشق آب حیات: عشق الهی انسان را از مرگ غفلت نجات داده و به او حیات حقیقی می‌بخشد.
  • کشش ذاتی جان: جان انسان دارای کششی ذاتی به سوی مبدأ و معشوق است.
  • پویایی عشق: دل و جان عاشق در معدن عشق پیوسته در حال تجدد و تازگی هستند.
  • نوازش بی‌واسطه: پس از تحمل غم و تسلیم کامل، معشوق بی‌واسطه عاشق را نوازش می‌کند.
  • جذب معشوق: دل عاشق با تازگی یافتن در عشق، معشوق را به سوی خود جذب می‌کند.
  • تأثیر شمس تبریزی: شمس تبریزی قدرتی دارد که می‌تواند حتی خورشید آسمان را نورانی‌تر کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: