مطالب پیشنهادی![]()
عاشق چو منی باید میسوزد و میسازد
ور نی مثل کودک تا کعب همیبازد
مهرو چو تویی باید ای ماه غلام تو
تا بر همه مه رویان میچربد و مینازد
عاشق چو منی باید کز مستی و بیخویشی
با خلق نپیوندد با خویش نپردازد
فارس چو تویی باید ای شاه سوار من
کز وهم و گمان زان سو میراند و میتازد
عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن
ای شاه که او خود را در عشق دراندازد
چون شاخ زرست این جان میکش به خودش میدان
چندان که کشش بیند سوی تو همییازد
باری دل و جان من مستست در آن معدن
هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد
چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او
در بر کشدت شیرین بیواسطه بنوازد
آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش
آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد
شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی
باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد
غزل ۶۲۹ مولانا، غزلی پرشور و تمثیلی است که به ویژگیهای عاشق راستین و قدرت بیکران معشوق الهی و عشق او میپردازد. مولانا در این غزل، بر لزوم فنا در عشق، رهایی از تعلقات دنیوی و وهم، نقش عشق به عنوان آب حیات، و پیوستن به معشوق بدون واسطه تأکید میکند. او همچنین به تأثیر شمس تبریزی در عالم معنا اشاره دارد.
مولانا غزل را با توصیف عاشق و معشوق آغاز میکند:
عاشق چو منی باید میسوزد و میسازد ور نی مثل کودک تا کعب همیبازد
“عاشق باید مانند من (مولانا، که نمونهی عاشق راستین است) باشد؛ (همزمان) میسوزد (در آتش عشق فانی میشود) و میسازد (از نو خود را در عشق مییابد).” “وگرنه (اگر چنین نباشد)، مانند کودک است که تنها تا استخوان پایش (کعب) بازی میکند (و غرق در بازیهای بیمعنای دنیاست).” این بیت به لزوم فنا و بقا در عشق و جدی بودن راه عاشقی در برابر بازیهای کودکانه دنیوی اشاره دارد.
مهرو چو تویی باید ای ماه غلام تو تا بر همه مه رویان میچربد و مینازد
“ماهرویی (معشوقی زیبا) باید مانند تو (معشوق ازلی) باشد، ای ماهی که همهی ما غلام توایم،” “تا (با چنین زیبایی و قدرتی) بر همهی ماهرویان دیگر (زیباییهای ظاهری) برتری یابد و ناز کند.” این بیت به بیهمتایی معشوق الهی و برتری او بر تمام زیباییهای ظاهری عالم تأکید دارد.
عاشق چو منی باید کز مستی و بیخویشی با خلق نپیوندد با خویش نپردازد
“عاشق باید مانند من باشد که از مستی (عشق) و بیخویشی (فنای خودی)،” “نه با مردم (عام) پیوند برقرار کند و نه به خویشتن خود بپردازد (نه به خود و نه به دیگران مشغول شود).” این بیت به مقام فنا در عشق و رهایی از تعلقات خلقی و خویشتنبینی در عاشق راستین اشاره دارد.
مولانا به رهایی از وهم و گمان و نقش عشق به عنوان آب حیات اشاره میکند:
فارس چو تویی باید ای شاه سوار من کز وهم و گمان زان سو میراند و میتازد
“سواری (سالکی) باید مانند تو (معشوق) باشد، ای پادشاه سوار من،” “که (وجودش) از آن سوی وهم و گمان (ماورای تصورات و محدودیتهای ذهنی) میراند و با سرعت میتازد.” این بیت به برتری معشوق و عشق او بر وهم و گمان و محدودیتهای ذهنی و فکری اشاره دارد.
عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن ای شاه که او خود را در عشق دراندازد
“عشق، آب حیات است که تو را از مردن (مرگ حقیقی و غفلت) رها میکند.” “ای پادشاه (عاشق)، کسی که خود را در عشق دراندازد (با تمام وجود وارد عشق شود)، (عشق او را نجات میدهد).” این بیت به نقش نجاتبخش و حیاتدهندهی عشق الهی که انسان را از مرگ حقیقی (غفلت و فنای درونی) نجات میدهد، تأکید دارد.
مولانا به کشش ذاتی جان به سوی معشوق اشاره میکند:
چون شاخ زرست این جان میکش به خودش میدان چندان که کشش بیند سوی تو همییازد
“این جان (انسان) مانند شاخه طلایی است؛ خودت (معشوق) آن را به سوی خودت بکش و بدان (که جذب میشود).” “هر قدر که کشش و جاذبه ببیند، به سوی تو (معشوق) تمایل پیدا میکند و میآید.” این بیت به خاصیت ذاتی جان انسان در جذب شدن به سوی معشوق و تسلیم آن در برابر کشش الهی اشاره دارد.
مولانا به مستی دل و جان و نوازش بیواسطه معشوق اشاره میکند:
باری دل و جان من مستست در آن معدن هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد
“دل و جان من در آن معدن (معدن عشق و حقیقت الهی) پیوسته مست است.” “هر روز مانند عاشقان نوپا، فرهنگ (راه و رسم و شیوه) جدیدی آغاز میکند (در عشق تازگی مییابد).” این بیت به مستی دائمی دل و جان در معدن عشق و پویا بودن و تازگی یافتن همیشگی در راه عشق اشاره دارد.
چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او در بر کشدت شیرین بیواسطه بنوازد
“هنگامی که از غم (عشق) مانند چنگ (ساز) خمیده و کوژ شوی،” “آن وقت او (معشوق) تو را در آغوش میگیرد و بیواسطه و با شیرینی تمام نوازش میکند.” این بیت به مقام تسلیم و فنای عاشق در غم عشق، که پس از آن معشوق او را بیواسطه مورد لطف و نوازش قرار میدهد، اشاره دارد.
آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد
“آن آهوی مفتون (دل عاشق) هنگامی که خونش (عحیات و شورش) تازه شود (در اثر عشق)،” “آن شیر (معشوق قدرتمند) به سوی آن آهو (دل عاشق) در میمنه (سمت راست، سمت مبارک و خوشیمن) حرکت میکند.” این بیت به جذب شدن معشوق قدرتمند (شیر) به سوی دل عاشق (آهو) که از عشق تازه شده است، اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، شمس تبریزی را میستاید و به تأثیر او اشاره میکند:
شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد
“ای شمسالحق تبریزی! بر خورشید آسمان (شمس فلک)، روزی” “باشد که طرحی نو از شعاع و نور تو (طراز نو شعشاع تو) بر آن اندازد (و آن را زیباتر و نورانیتر کند).” این بیت به برتری شمس تبریزی بر خورشید ظاهری و قدرت او در ایجاد نور و زیبایی جدید در عالم اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر