تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1292

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1292

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1292

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۹۲

آمد آن خواجه سیماترش
وان شکرش گشته چو سرکا ترش

با همگان روترش است ای عجب
یا که به بیرون خوش و با ما ترش‌؟

از کرم خواجه روا نیست این
با همه خوش با من تنها ترش

زین بگذشتیم دریغست و حیف
آن رخ خوش‌طلعت زیبا ترش

ای ز تو خندان شده هر جا حزین
وی ز تو شیرین شده هر جا ترش

شاد زمانی که نهان زیر لب
یار همی‌خندد و لالا ترش

گر ترشی این دم شرطی بنه
که نبُوَد روی تو فردا ترش

بهر خدا قاعدهٔ نو منه
هیچ بوَد قاعده حلوا ترش‌؟

این ترشی در چه و زندان بود
دید کسی باغ و تماشا ترش‌؟

یوسف خوبان چو به زندان بماند
هیچ نگشت آن گل رعنا ترش

تا به سخن آمد دیوار و در
کز چه نه‌ای ای شه و مولا ترش‌؟

گفت اگر غرقه سرکا شوم
کی هلدم رحمت بالا ترش‌؟

مِی‌ دهدم عشق و ندیمی کند
غرقه شود در می و صهبا ترش

دست فشان روح رود مست تا
میمنه که نیست بدان جا ترش

بس کن و در شهد و شکر غوطه خور
که‌ت نهلد فضل موفا ترش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۹۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پر از شور و شیطنت، به مفهوم “ترشی” در ارتباط با معشوق الهی می‌پردازد. مولانا این “ترشی” ظاهری را به چالش می‌کشد و در نهایت آن را نمادی از رحمت و فضل الهی، و همچنین آزمونی برای عاشق می‌داند. غزل با تأکید بر لطف و بخشندگی معشوق و دعوت به غرق شدن در شهد و شکر عشق به پایان می‌رسد.

ترشی خواجه و پرسش عاشق (بیت ۱ تا ۳)

غزل با ورود خواجه سیماترش (معشوقی که چهره‌ای ترش‌رو دارد) آغاز می‌شود: “آمد آن خواجه سیماترش / وان شکرش گشته چو سرکا ترش“. آن خواجه سیماترش (معشوق با چهره ترش) آمد. و شکر او (که باید شیرین باشد)، مانند سرکه ترش شده است.

با همگان روترش است ای عجب / یا که به بیرون خوش و با ما ترش‌؟“. عجیب است که آیا او (معشوق) با همه مردم ترش‌روست؟ یا اینکه با دیگران خوش‌روست و فقط با ما (عاشقان) ترش‌رویی می‌کند؟

از کرم خواجه روا نیست این / با همه خوش با من تنها ترش“. از کرم و لطف خواجه (معشوق) این رفتار روا نیست که با همه خوش‌رو باشد و تنها با من (عاشق) ترش‌رویی کند. این ابیات، گله‌گذاری عاشق از معشوق و تمنای لطف اوست.

زیبایی معشوق و دگرگون‌کنندگی او (بیت ۴ و ۵)

مولانا از زیبایی معشوق تمجید می‌کند: “زین بگذشتیم دریغست و حیف / آن رخ خوش‌طلعت زیبا ترش“. از این (گله‌گذاری) گذشتیم، دریغ و حیف است که آن رخ خوش‌طلعت و زیبا (چهره دلنشین و زیبای معشوق)، ترش باشد.

ای ز تو خندان شده هر جا حزین / وی ز تو شیرین شده هر جا ترش“. ای کسی که به واسطه تو، هر غمگینی خندان شده است. و ای کسی که به واسطه تو، هر چیز ترشی شیرین شده است. (این بیت، بیانگر قدرت دگرگون‌کننده عشق و معشوق است).

ترشی شرطی و خنده معشوق (بیت ۶ و ۷)

مولانا به ترشی معشوق به عنوان یک شرط اشاره می‌کند: “شاد زمانی که نهان زیر لب / یار همی‌خندد و لالا ترش“. آن زمان که (معشوق) پنهانی زیر لب می‌خندد و (در ظاهر) لالا (نامی برای کودک یا موجود شیرین، اینجا معشوق) ترش‌رویی می‌کند، چه شادمانی‌ای به بار می‌آید.

گر ترشی این دم شرطی بنه / که نبُوَد روی تو فردا ترش“. اگر (تصمیم داری) که این لحظه ترش‌رویی کنی، شرط بگذار که روی تو فردا ترش نخواهد بود (یعنی این ترشی گذرا باشد و به وصال شیرین بینجامد).

قاعده حلوا و ترشی در زندان (بیت ۸ تا ۱۱)

مولانا به ماهیت غیرقابل تغییر شیرینی اشاره می‌کند: “بهر خدا قاعدهٔ نو منه / هیچ بوَد قاعده حلوا ترش‌؟“. به خاطر خدا، قاعده و قانون جدیدی نگذار. آیا هرگز ممکن است که قاعده حلوا (شیرینی ذاتی) ترش باشد؟ (این بیانگر این است که ذات معشوق شیرین است و ترشی او ظاهری و موقتی است).

این ترشی در چه و زندان بود / دید کسی باغ و تماشا ترش‌؟“. این ترشی (ناراحتی و سختی) باید در چه و زندان (چاه و اسارت، نماد دنیا و نفس) باشد. آیا کسی دیده است که باغ و تماشا (محل شادی و زیبایی) ترش باشد؟

سپس به داستان یوسف اشاره می‌کند: “یوسف خوبان چو به زندان بماند / هیچ نگشت آن گل رعنا ترش“. هنگامی که یوسف خوبان (نماد زیبایی مطلق و معشوق) در زندان (محدودیت‌های دنیا) ماند، آن گل رعنا (یوسف زیبا) هرگز ترش و ناخوشایند نشد. (اشاره به اینکه ذات زیبای معشوق در هر شرایطی زیباست).

تا به سخن آمد دیوار و در / کز چه نه‌ای ای شه و مولا ترش‌؟“. (حتی) دیوار و در (موجودات بی‌جان) به سخن آمدند و گفتند: “ای شاه و مولا، چرا تو (از ماندن در زندان) ترش‌رو نمی‌شوی؟”

رحمت الهی و غرق شدن در می (بیت ۱۲ تا ۱۴)

پاسخ معشوق به چرایی ترش‌رو نبودن: “گفت اگر غرقه سرکا شوم / کی هلدم رحمت بالا ترش‌؟“. (معشوق) گفت: “اگر من در سرکه (ترشی و ناخوشایندی) غرق شوم، آیا رحمت والای (بالا) من، مرا ترش خواهد گذاشت؟” (خیر، هرگز). این بیت بیانگر غلبه رحمت الهی بر هر تلخی است.

مِی‌ دهدم عشق و ندیمی کند / غرقه شود در می و صهبا ترش“. عشق به من می‌دهد و با من ندیمی (همنشینی) می‌کند. و هر ترشی (ناخوشایندی) در می و صهبا (شراب عشق و معرفت) غرق می‌شود.

دست فشان روح رود مست تا / میمنه که نیست بدان جا ترش“. روح با دست‌افشانی (در حال رقص و شور) به سوی میمنه (دست راست، اشاره به سعادت و خیر) می‌رود، جایی که هیچ ترشی و ناخوشایندی وجود ندارد.

غرق شدن در شهد و شکر فضل الهی (بیت ۱۵)

غزل با دعوتی به غرق شدن در لطف الهی به پایان می‌رسد: “بس کن و در شهد و شکر غوطه خور / که‌ت نهلد فضل موفا ترش“. سخن را کوتاه کن (مولانا خطاب به خود). و در شهد و شکر (شیرینی مطلق عشق و لطف الهی) غوطه بخور و غرق شو. زیرا فضل و کرم بی‌نهایت او (مَوفا: کمال‌یافته، کامل) هرگز تو را ترش و ناخوشایند نخواهد گذاشت.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: