مطالب پیشنهادی![]()
ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری
اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره
مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد
چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم
چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده
چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
سعادتها که من دارم ز شمس الدین تبریزی
سعادتها سجود آرد به پیش این سعاداتم
این غزل مولانا، بیانگر اسارت عاشق در دام عشق معشوق و رهایی او از تمامی قید و بندهای دنیوی و مادی است. مولانا با استفاده از اصطلاحات شطرنج (فرزینبند، شهمات)، خود را مات و مغلوب عشق معشوق معرفی میکند. او بر فراگیر بودن عشق معشوق در تمامی مکانها تأکید دارد و تنها راه نجات از رنجها را در پناه او بودن میداند. غزل با بیان مقام والای عاشق در پرتو فیض معشوق و سعادت بیکران ناشی از شمس تبریزی به پایان میرسد.
غزل با بیان اسارت عاشق در عشق آغاز میشود: “ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم / مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم“. از فرزینبند (اسارت یا مکر) آن رخ (چهره) تو، من چه مات و مغلوبم (شهماتم) و چه مات و مغلوبم! ای پادشاه (معشوق)، مرا مکافات (مجازات و کیفر) مکن، ای پادشاه، مرا مکافات مکن! (عاشق از معشوق میخواهد که او را در این حالت مات و مغلوب، بیش از این نیازارد).
“دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری / اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم“. دل من از مهری (مهربانی یا مهر و نشان) که بر چشم توست (زیبایی یا جلوهی تو)، پر گشته است. (این مهر و حال) چه در پیش محراب (مکان عبادت) باشم و چه در گوشهی خرابات (مکان رندی و بیقیدی، اشاره به فراگیر بودن عشق در هر جا).
مولانا به رنجهای هجران و طلب یاری اشاره میکند: “به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره / مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم“. (فغان میکنم) شاید به خاطر تکههای پارهپارهی این دل، رحمت (الهی) آواره شد (و به سمت من آمد). در نهایت به فریادم برس که در دریای بلاها و آسیبها (آفات) گرفتار هستم.
“چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد / چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم“. هنگامی که پادشاه خوشگام (معشوق با جلوهی دلنشین) آمد، هر چیز دیگری جز او بر من حرام شد (چیز دیگری برایم بیارزش گشت). از هجران و دوری او چه بیبرگ و بینوا هستم، حتی اگر در باغها و بهشتها (جنات) باشم.
مولانا به بیاعتنایی خود به لذات دنیوی در پرتو عشق اشاره میکند: “مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم / چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم“. مرا تنها چهرهی او (معشوق) لازم است؛ ماه و پروین (ستارگان و زیباییهای آسمان) برایم چه سودی دارند؟ هنگامی که شام (شبمانند) زلف او را بخواهم، شام و شامات (شهر دمشق و مناطق اطراف آن) برایم چه سودی دارد؟ (اشاره به بینیازی از زیباییهای دنیا در برابر زیبایی معشوق).
“چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده / چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم“. هنگامی که از دست او (معشوق) باده (شراب عشق) بنوشم، من آزاد و رها (آزاده) هستم. هنگامی که در پیشگاه او زمین را ببوسم (سجده کنم)، مقامم بالاتر از آسمانها (سماوات) است. (بیان مقام معنوی والای عاشق در پرتو بندگی).
غزل با اشاره به سعادت بیکران ناشی از شمس تبریزی پایان مییابد: “سعادتها که من دارم ز شمس الدین تبریزی / سعادتها سجود آرد به پیش این سعاداتم“. سعادتها و خوشبختیهایی که من دارم، از (برکت) شمسالدین تبریزی است. (آنقدر این سعادت عظیم است که) خود سعادتها در پیشگاه این سعادتهای من، سجده میکنند. (نشاندهندهی مقام فوقالعادهی شمس و تأثیر او بر مولانا).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر