تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 730 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 730 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 730 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۳۰ دیوان شمس مولانا

اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند
کره تند فلک را هر سحرگه زین کنند

چون بتازند آسمان هفتمین میدان شود
چون بخسپند آفتاب و ماه را بالین کنند

ماهیانی کاندرون جان هر یک یونسیست
گلبنانی که فلک را خوب و خوب آیین کنند

دوزخ آشامان جنت بخش روز رستخیز
حاکمند و نی دعا دانند و نه نفرین کنند

از لطافت کوه‌ها را در هوا رقصان کنند
وز حلاوت بحرها را چون شکر شیرین کنند

جسم‌ها را جان کنند و جان جاویدان کنند
سنگ‌ها را کان لعل و کفرها را دین کنند

از همه پیداترند و از همه پنهان ترند
گر عیان خواهی به پیش چشم تو تعیین کنند

گر عیان خواهی ز خاک پای ایشان سرمه ساز
زانک ایشان کور مادرزاد را ره بین کنند

گر تو خاری همچو خار اندر طلب سرتیز باش
تا همه خار تو را همچون گل و نسرین کنند

گر مجال گفت بودی گفتنی‌ها گفتمی
تا که ارواح و ملایک ز آسمان تحسین کنند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۳۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۳۰ مولانا، ستایشی پرشور از سالکان کامل و انسان‌های حق‌یافته است که در ادبیات عرفانی با عناوینی چون “مردان خدا”، “اولیا”، “عاشقان واصل” یا “قطب” شناخته می‌شوند. مولانا در این غزل، به قدرت، تأثیر و کرامات این انسان‌های الهی بر هستی و بر احوال دیگر انسان‌ها می‌پردازد. او با تصویرسازی‌های بدیع، توانایی آن‌ها را در دگرگون کردن واقعیت‌ها و اعطای حیات معنوی به تصویر می‌کشد.

کرامات و قدرت انسان‌های کامل

مولانا غزل را با معرفی انسان‌های واصل و توانایی‌های شگفت‌انگیزشان آغاز می‌کند:

اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند کره تند فلک را هر سحرگه زین کنند

«اینها هستند آن مرغان (انسان‌های روحانی و پاک‌باز) که تخم‌های زرین (ثمرات معنوی و گران‌بها) تولید می‌کنند،» «(و) اسب سرکش فلک (گردش روزگار) را هر سحرگاه زین می‌کنند (و بر آن سوار می‌شوند، یعنی بر زمان و امور دنیا تسلط دارند).» این بیت به قدرت انسان‌های کامل در آفرینش برکات معنوی و تسلط آن‌ها بر گردش افلاک و زمان.

چون بتازند آسمان هفتمین میدان شود چون بخسپند آفتاب و ماه را بالین کنند

«هنگامی که (در مسیر معنوی) بتازند (و به حرکت درآیند)، آسمان هفتم (اوج افلاک) میدان (سلوک) آن‌ها می‌شود،» «و هنگامی که به خواب روند (آرام گیرند یا به مراقبه بپردازند)، آفتاب و ماه را بالین خود قرار می‌دهند (یعنی کائنات در تسخیر آن‌هاست).» این بیت به محدودیت‌ناپذیری سیر معنوی آن‌ها و تسلطشان بر اجرام سماوی و کائنات.

ماهیانی کاندرون جان هر یک یونسیست گلبنانی که فلک را خوب و خوب آیین کنند

«(آنها) ماهیانی هستند که در درون جان هر یک از آن‌ها، یونسی (مظلوم و دردمند) قرار دارد (که اشاره به رنج‌هایی که کشیده‌اند و در نهایت رستگار شده‌اند)،» «(و) گلبنانی (بوته‌های گل) هستند که فلک (آسمان و جهان) را زیبا و نیکو (و پر از قانون) می‌کنند (موجب نظم و زیبایی جهان می‌شوند).» این بیت به رنج کشیدن و رستگاری آن‌ها (اشاره به حضرت یونس) و نقششان در زیبایی و نظم بخشیدن به هستی.

حکمرانی و دگرگونی‌بخش بودن

مولانا به قدرت حکمرانی و تغییر ماهیت اشیا به دست این انسان‌ها اشاره می‌کند:

دوزخ آشامان جنت بخش روز رستخیز حاکمند و نی دعا دانند و نه نفرین کنند

«(آن‌ها) در روز رستاخیز (که حقایق آشکار می‌شود)، کسانی هستند که دوزخ را می‌نوشند (بلاها و رنج‌ها را تحمل می‌کنند) و بهشت را می‌بخشند (موجب سعادت دیگران می‌شوند)،» «(آن‌ها) حاکمند (صاحب اختیارند) و نه به (قید) دعا محدودند و نه به نفرین (بی‌نیاز از این امور ظاهری هستند).» این بیت به جایگاه آن‌ها در قضا و قدر الهی و تسلطشان بر مفاهیم بهشت و دوزخ، و بی‌نیازی‌شان از دعا و نفرین ظاهری.

از لطافت کوه‌ها را در هوا رقصان کنند وز حلاوت بحرها را چون شکر شیرین کنند

«از (شدت) لطافت (معنوی) خود، کوه‌ها را در هوا به رقص درمی‌آورند،» «و از (شدت) حلاوت (شیرینی باطنی) خود، دریاها را مانند شکر شیرین می‌کنند.» این ابیات به قدرت معنوی آن‌ها در دگرگون کردن ماهیت سخت و سنگین (کوه‌ها) و تغییر طعم و ماهیت تلخ (دریاها).

جسم‌ها را جان کنند و جان جاویدان کنند سنگ‌ها را کان لعل و کفرها را دین کنند

«(آن‌ها) جسم‌ها را (که بی‌جان‌اند) جان می‌بخشند و جان (ناپایدار) را جاویدان می‌کنند،» «(و) سنگ‌های (بی‌ارزش) را به معدن لعل (گوهر) تبدیل می‌کنند و کفر (تاریکی) را به دین (نور و ایمان) بدل می‌سازند.» این ابیات به قدرت حیات‌بخشی، کیمیاگری و هدایت‌گری آن‌ها در تبدیل نقص‌ها به کمالات.

آشکار و پنهان بودن و قدرت شفابخشی

مولانا به وجه پارادوکسیکال وجود آن‌ها و توانایی شفابخشی‌شان اشاره می‌کند:

از همه پیداترند و از همه پنهان ترند گر عیان خواهی به پیش چشم تو تعیین کنند

«(آن‌ها) از همه (موجودات) آشکارترند (زیرا حقیقت را تجلی می‌دهند)، و از همه پنهان‌ترند (زیرا از چشم نامحرمان مخفی‌اند)،» «اگر آشکار شدن (حقیقت آن‌ها) را می‌خواهی، در پیش چشمان تو آن را مشخص و آشکار می‌کنند.» این بیت به جمع اضداد در وجود انسان کامل؛ هم بسیار آشکار و هم بسیار پنهان‌اند و تنها برای طالبان واقعی خود را نشان می‌دهند.

گر عیان خواهی ز خاک پای ایشان سرمه ساز زانک ایشان کور مادرزاد را ره بین کنند

«اگر آشکار شدن (حقیقت) را می‌خواهی، از خاک پای آن‌ها سرمه بساز (به آن‌ها اقتدا کن و از آن‌ها برکت بخواه)،» «زیرا آن‌ها (با قدرت الهی) کور مادرزاد را (نیز) بینا می‌کنند و راه را به او نشان می‌دهند.» این بیت به توانایی شفابخشی معنوی و اعطای بصیرت به کوران حقیقت (از طریق خاک پای آن‌ها، یعنی پیروی از آنان).

ضرورت طلب و فروتنی

مولانا به لزوم طلب و فروتنی در مسیر رسیدن به این مقام اشاره می‌کند:

گر تو خاری همچو خار اندر طلب سرتیز باش تا همه خار تو را همچون گل و نسرین کنند

«اگر تو (در راه سلوک) مانند خار هستی (وجودت پر از عیب و نقص است)، در طلب (حقیقت) همچون نوک خار (تیز و با اراده) باش،» «تا (با تلاش تو) همه عیب‌های تو را همچون گل و نسرین (زیبا و معطر) کنند (و تو را به کمال برسانند).» این بیت به اهمیت اراده و جدیت در طلب، حتی اگر سالک در آغاز راه پر از عیب باشد.

گر مجال گفت بودی گفتنی‌ها گفتمی تا که ارواح و ملایک ز آسمان تحسین کنند

«اگر مجال (و فرصت) گفتن بود، (تمام) گفتنی‌ها را می‌گفتم (و همه اسرار را فاش می‌کردم)،» «تا ارواح و فرشتگان از آسمان (ما را) تحسین کنند (از این حقایق به وجد آیند).» مولانا در پایان با این بیت، به عظمت ناگفته‌های این اسرار اشاره می‌کند که زبان از بیان کامل آن‌ها قاصر است.


نکات مهم

  • تسلط بر کائنات: انسان‌های کامل بر زمان، افلاک و امور کائنات تسلط دارند.
  • باطن پررنج و ظاهر نظم‌بخش: اینان با وجود رنج‌های درونی، موجب نظم و زیبایی در جهان می‌شوند.
  • حکمرانی بر هستی: آن‌ها بر بهشت و دوزخ حاکم‌اند و از دعا و نفرین ظاهری بی‌نیاز.
  • قدرت دگرگونی: می‌توانند ماهیت اشیا را تغییر دهند (کوه‌ها را به رقص آورند، دریاها را شیرین کنند، سنگ‌ها را لعل کنند).
  • حیات‌بخشی و هدایت: جسم‌ها را جان می‌بخشند، جان‌ها را جاویدان می‌کنند، و کفر را به دین تبدیل می‌کنند.
  • آشکار و پنهان: در عین حال که از همه پیداترند (حق را تجلی می‌دهند)، از دید نامحرمان پنهان‌اند.
  • شفابخشی معنوی: آن‌ها حتی کور مادرزاد را بینا می‌کنند و بصیرت معنوی می‌بخشند.
  • اهمیت جدیت در طلب: حتی خارانِ پرعیب نیز با اراده و جدیت در طلب می‌توانند به گل تبدیل شوند.
  • عظمت اسرار ناگفته: حقایق مربوط به این انسان‌ها و مقامات آن‌ها آنقدر والاست که زبان از بیان کامل آن‌ها قاصر است.

این غزل با بیانی شکوهمند، به ستایش اولیا و انسان‌های کامل می‌پردازد که در نظر مولانا، جلوه‌گاه قدرت و کرامات الهی در زمین هستند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: