مطالب پیشنهادی![]()
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا
ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد
اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی
قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد
ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد
هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد
آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد
خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست
چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد
غزل ۱۰۰۹ مولانا، غزلی با مطلع عربی و محتوای بیداری معنوی، دعوت به جدیت در راه حق، و ستایش معشوق الهی یا انسان کامل است. مولانا در این غزل، با اشاره به پرواز کتب کریمانه (کتب الهی) و لزوم بیداری از غفلت، به آمدن میزان الهی برای سنجش اعمال اشاره میکند. او به شادی پس از رهایی از حجابها دعوت میکند و سپس در بخش فارسی، به ستایش معشوق و نفرین بر کسانی که از جمال او متأثر نمیشوند، میپردازد.
مولانا غزل را با بیانی عربی آغاز میکند:
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
«کتابهای گرامی (الهی) از (دست) بزرگواران (کرام) پرواز کردند (و به دست شما رسیدند) ای بندگان،» «(پس) از غفلت بیدار شوید (ایقظوا) و سپس برای کوشش و جدیت (للاجتهاد) پخش شوید (و در عمل بکوشید).» این بیت، دعوتی به بیداری و عمل بر اساس تعالیم الهی که از سوی بزرگان (انبیا، اولیا) به انسانها رسیده است. “پرواز کردن کتب” میتواند به معنای اتمام رسالت نبوی یا لزوم فراتر رفتن از لفظ و رسیدن به باطن باشد.
مولانا به حضور میزان الهی برای سنجش اعمال اشاره میکند:
جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد
«میزان (ترازوی سنجش اعمال) ما به سویمان آمد (جاءنا)، تا وزنهایمان (اوزاننا) را بسنجیم (نختبر)،» «پروردگارا! حال (شأن) ما را اصلاح کن (اصلح)، و در آن (میزان/امتحان) عفو و بخشش (عفو) قرار ده ای بخشنده (یا جواد)!» این بیت، بیانگر حضور همیشگی میزان الهی برای سنجش اعمال و در عین حال، درخواست عفو و مغفرت از خداوند جواد.
مولانا به شادی پس از بیداری و رهایی اشاره میکند:
اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
«پس از گریه (و تضرع)، بخندید (اضحکوا)؛ آری این (حقیقت) گلهمند است (المشتکی)،» «(زیرا) شما از حجاب (غفلت و محدودیتها) بیرون آمدهاید (خرجتم) و از خواب (رقاد) بیدار شدهاید (انتبهتم).» این بیت، دعوت به شادی و نشاط معنوی پس از بیداری از غفلت و رهایی از حجابها.
مولانا از اینجا به بعد به زبان فارسی سخن میگوید:
پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد
«(حال) به پارسی سخن میگوییم، ای پادشاه (معشوق یا شمس)! تو خود از قلب (فؤاد) آگاهی،» «ماه وجود تو (که نوربخش است) همیشه تابنده باد و دولت (سعادت و بصرت) تو همیشه پایدار (پاینده) باد!» این بیت، ارجاع به زبان فارسی و ستایش از معشوق (شمس یا خداوند) و آرزوی پایداری برای او.
هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد
«هر انسان خسته و افسردهای (ملول) که تو (معشوق) را دید و شاد (خوش) و سرزنده (تازه) نشد،» «آب و نانش (روزیاش) تیره (بیبرکت) باد و آتش (زندگیش) خاکستر (رماد) بادا!» این بیت، نفرینی شدید بر کسانی که از جمال و حضور معشوق متأثر نمیشوند، که نشاندهندهی تأثیر فراگیر و حیاتبخش معشوق است.
خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد
«آن انسان خوابآلودی (خوابناک) که زیبایی (صباحت) تو را دید و از جای خود (بر اثر شور) نجنبید و برنخاست،» «چشم اقبال و سعادتش (چشم بختش) تا روز قیامت (الی یوم المعاد) خفته بادا (و بیدار نشود)!» این بیت نیز، نفرینی دیگر بر کسانی که از دیدن جمال معشوق بیدار نمیشوند، و تأکید بر عظمت این بیداری و تأثیر آن بر سرنوشت ابدی.
غزل ۱۰۰۹ مولانا، ندایی است قوی و چندوجهی برای بیداری، جدیت در مسیر معنوی، و ستایش از جمال و قدرت تحولآفرین معشوق الهی. مولانا با آغاز عربی “طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد / ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد”، به رسالت کتابهای آسمانی و لزوم بیداری بندگان از خواب غفلت و حرکت به سوی کوشش و عمل (اجتهاد) تأکید میکند. او سپس با اشاره به “میزان” الهی که برای “اوزاننا” (سنجش اعمال) میآید، بر مسئولیتپذیری انسان تأکید ورزیده و در همان حال از خداوند “جواد” میخواهد که “شأننا” را “اصلح” کند و در این سنجش، “عفو” خود را شامل حال بندگان سازد.
بیت بعدی، “اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی / قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد”، دعوتی به شادی و نشاط معنوی پس از رهایی از حجابهای غفلت و بیداری از خواب بیخبری است. از این نقطه، مولانا به زبان فارسی تغییر لحن میدهد و با “پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد”، به معشوق (یا شمس تبریزی) متوسل میشود و او را از آگاهیبخش دلها میخواند و برای “ماه تو” تابندگی و برای “دولت” او پایداری آرزو میکند. اوج شدت احساسات مولانا در ابیات پایانی غزل است، جایی که نفرینهایی سخت و قاطع بر کسانی میفرستد که از دیدار یا درک معشوق متأثر نمیشوند: “هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد / آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد” و “خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست / چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد”. این نفرینها نمادی از اهمیت بیبدیل و تأثیر اجتنابناپذیر جمال و حضور معشوق بر زندگی و سرنوشت انسانها از دیدگاه مولاناست. این غزل پیامی از بیداری معنوی، طلب عفو الهی، شادی رهایی، و عظمت وجود معشوق و تأثیر آن بر هستی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر