مطالب پیشنهادی![]()
ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
تا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر
کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده
تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر
چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی
زیرا نشاید در کرم بر خلق بستن هر دو در
ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزن
زیرا که فاز من شکر زیرا که خاب من کفر
ای تو مقیم میکده هم مستی و هم میزده
تشنیعهای بیهده چون میزنی ای بیگهر
غزل ۱۰۱۵ مولانا، ندایی شورانگیز به ساقی عشق (معشوق یا شمس تبریزی) است که از او درخواست شراب معرفت میکند. مولانا در این غزل، با توصیف سیمای زیبای ساقی، از او میخواهد که شرابی از جنس نور و طلا عطا کند تا سینهها روشن شود و دیدهی جان تیزتر گردد. او بر قدرت تحولآفرین این شراب الهی تأکید میکند که هشیاری مادی را به کوری میکشاند و جسم را به جان بدل میکند. در ادامه، مولانا به منتقدان و غافلان هشدار میدهد که از شماتت دست بردارند، زیرا در این بادهی عشق، شکر موجب رستگاری و کفر موجب خسران است.
مولانا غزل را با مخاطب قرار دادن ساقی و درخواست شراب آغاز میکند:
ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر تا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر
«ای معشوق زیباروی با چانهی سیمین (سیمین ذقن: کنایه از زیبایی و نورانیت معشوق)، شرابی (بادهی عشق و معرفت) همچون طلا (همچو زر: کنایه از ارزشمند بودن و رنگ نورانی) عطا کن (درده)،» «تا (با نوشیدن آن) سینهها (دلها) روشن شود و نور بصیرت (نور نظر) افزون گردد.» این بیت، درخواست شراب معرفت از معشوق است که نه تنها دل را روشن میکند، بلکه دیدهی باطنی را نیز تیزتر میسازد.
مولانا به تأثیر تحولآفرین شراب اشاره میکند:
کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر
«آن جام سلطانی (جام پرارزش و نیرومند عشق الهی) را عطا کن تا هشیاران (کسانی که در خواب غفلت دنیاییاند و خود را هوشیار میدانند) کور شوند (و دیدهی بصیرتشان باز شود)،» «تا (با این شراب) جسم (فیزیکی) همچون جان (لطیف و روحانی) شود و شب تاریک (غفلت) همچون سحر (روشن و بیداری) گردد.» این بیت، بیانگر قدرت دگرگونکنندهی شراب عشق است که هشیاری مادی را میزداید و ماهیت جسم را به سوی لطافت جان سوق میدهد، و تاریکی غفلت را به نور بیداری تبدیل میکند.
مولانا به منشأ الهی شراب و گشادهدستی معشوق اشاره میکند:
چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی زیرا نشاید در کرم بر خلق بستن هر دو در
«چون (تو ای معشوق) خواب (غفلت و بیخبری) را درهم شکستهای (و از بین بردهای)، پس شراب الهی (شراب ایزدی) را عطا کن (درده)،» «زیرا در مقام کرم و بخشندگی، روا نیست که بر خلق (بندگان) هر دو در (درِ رحمت و لطف) را ببندی.» این بیت، درخواستی دیگر برای شراب الهی است با این استدلال که وقتی معشوق خود سبب بیداری شده، نباید رحمتش را از کسی دریغ کند.
مولانا منتقدان را خطاب قرار میدهد:
ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزن زیرا که فاز من شکر زیرا که خاب من کفر
«ای کسی که جام خداوند بخشنده و نعمتدهنده (ذوالمنن) را (پیش از این) نوشیدهای (و اکنون به ظاهر نقدی داری)، سرزنش بیهوده (تشنیع بیهوده) مکن،» «زیرا آنکه شکر کند (من شکر)، رستگار میشود (فاز)، و آنکه کفران ورزد (من کفر)، زیانکار و ناامید میگردد (خاب).» این بیت، هشداری به کسانی است که طعم شراب معرفت را چشیدهاند اما اکنون به دلیل غفلت یا حسد، به سرزنش دیگران (عاشقان) میپردازند. مولانا عواقب شکر و کفر در این راه را یادآور میشود.
مولانا دوباره منتقد را خطاب قرار میدهد:
ای تو مقیم میکده هم مستی و هم میزده تشنیعهای بیهده چون میزنی ای بیگهر
«ای تو که مقیم میکده (مکان عشق و مستی) هستی و هم مست (شراب) و هم بادهنوش (میزده)،» «چرا این سرزنشهای بیهوده را میزنی ای بیگهر (ای کسی که از ذات و گوهر خود بیخبر ماندهای/یا ارزش این مقام را نمیدانی)؟» این بیت، سرزنشی عمیقتر به منتقد (که خودش نیز در این میکده حضور دارد) و نشاندهندهی تعارض درونی اوست؛ کسی که خود در این فضا نفس میکشد، نباید با بیخبری، دیگران را سرزنش کند.
غزل ۱۰۱۵ مولانا، ندایی پرشور و عطشناک به ساقی ازلی است، که او را با اوصافی چون “شاهد سیمین ذقن” خطاب میکند و از او “شرابی همچو زر” میخواهد. این شراب نه تنها “سینهها” را “روشن” میکند، بلکه “نور نظر” را “افزون” میسازد، که نشاندهندهی روشنگری باطنی و تیزبینی روحانی است. مولانا اثر شگفتانگیز این “جام سلطانی” را در “کوری هشیاران” و “تبدیل جسم به جان” و “شب به سحر” میبیند، که بیانگر قدرت تحولآفرین عشق و معرفت الهی در دگرگون کردن تمام ابعاد وجودی انسان است.
او “شراب ایزدی” را موهبتی از کرم الهی میداند و معتقد است که وقتی معشوق خود بانی “درهم زدن خواب” غفلت است، روا نیست که در رحمت بر بندگانش بسته شود. در ادامه، مولانا با خطاب به “ای خورده جام ذوالمنن”، منتقدانی را که از مسیر عشق و معرفت تخطی کردهاند، مورد عتاب قرار میدهد و به آنها هشدار میدهد که “تشنیع بیهوده” نزنند، زیرا در این راه “فاز من شکر” و “خاب من کفر”. در نهایت، شاعر با سرزنش تندتر “ای تو مقیم میکده هم مستی و هم میزده”، به تناقض درونی منتقدی اشاره میکند که خود در فضای عشق و مستی حضور دارد اما با “بیگهر”ی به سرزنش دیگران میپردازد. این غزل پیامی از عطش بیامان برای شراب معرفت، قدرت تحولآفرین عشق، و نکوهش منتقدان و غافلان از حقیقت را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر