تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 669 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 669 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 669 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۶۹ دیوان شمس مولانا

چو شب شد جملگان در خواب رفتند
همه چون ماهیان در آب رفتند

دو چشم عاشقان بیدار تا روز
همه شب سوی آن محراب رفتند

چو ایشان را حریف از اندرونست
چه غم دارند اگر اصحاب رفتند

همه در غصه و در تاب و عشاق
به سوی طره پرتاب رفتند

همه اندر غم اسباب و ایشان
قلنداروار بی‌اسباب رفتند

کی یابد گرد ایشان را که ایشان
چو برق و باد سخت اشتاب رفتند

تو چون دلوی بر بن دولاب می‌گرد
که ایشان برتر از دولاب رفتند

ببین آن‌ها که بند سیم بودند
درون خاک چون سیماب رفتند

ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدند
به روی سرخ چون عناب رفتند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۶۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۶۹ مولانا، غزلی پر از تضاد و تمایز میان حال عاشقان حقیقی و دیگر مردمان غافل است. مولانا در این غزل، بر بیداری دائمی عاشقان، بی‌نیازی آن‌ها از تعلقات دنیوی، و سرعت سیر آن‌ها در مسیر معنوی تأکید می‌کند. او در پایان به فناپذیری کسانی که به ظواهر و مال دنیا دل بسته‌اند، اشاره می‌کند.

بیداری عاشقان در شب غفلت همگان

مولانا غزل را با مقایسه‌ی حال عاشقان با دیگران در شب آغاز می‌کند:

چو شب شد جملگان در خواب رفتند همه چون ماهیان در آب رفتند

«هنگامی که شب فرا رسید، همه‌ی مردم به خواب رفتند،» «همه (چون ماهیان که غرق در آب می‌شوند) در (خواب) غفلت فرو رفتند.» این بیت به خواب غفلت اکثر مردم در طول زندگی دنیوی اشاره دارد.

دو چشم عاشقان بیدار تا روز همه شب سوی آن محراب رفتند

«اما دو چشم عاشقان تا سپیده‌دم بیدار بود،» «(و آن‌ها) تمام شب را به سوی آن محراب (جایگاه عبادت و نیایش یا قبله‌ی عشق) رفتند.» این بیت به بیداری دائمی عاشقان و مشغولیت شبانه‌ی آن‌ها به عبادت و توجه به معشوق اشاره دارد.

بی‌نیازی عاشقان از اصحاب و اسباب

مولانا به بی‌نیازی عاشقان از دیگران و تعلقات دنیوی اشاره می‌کند:

چو ایشان را حریف از اندرونست چه غم دارند اگر اصحاب رفتند

«چون همدم و هم‌راز عاشقان (معشوق) از درون خود آن‌هاست (حضور درونی دارد)،» «چه غمی دارند اگر دیگر یاران (اصحاب) از کنارشان رفتند؟» این بیت به حضور درونی معشوق در دل عاشق و بی‌نیازی او از همراهان بیرونی تأکید دارد.

همه در غصه و در تاب و عشاق به سوی طره پرتاب رفتند

«همه (مردم عادی) در غم و اندوه و بی‌تابی (از امور دنیوی) هستند،» «اما عاشقان به سوی گیسوی پرجاذبه‌ی (طره پرتاب، نماد کشش و زیبایی معشوق) پرواز کردند.» این بیت به تفاوت ماهوی دغدغه‌های مردم عادی با عاشقان و کشش بی‌اندازه‌ی عاشقان به سوی معشوق.

همه اندر غم اسباب و ایشان قلنداروار بی‌اسباب رفتند

«همه در غم اسباب (علل و وسایل دنیوی و رزق و روزی) هستند،» «اما عاشقان مانند قلندران (وارسته و بی‌اعتنا به دنیا) بی‌هیچ وسیله و تعلقاتی (بی‌اسباب) راهی شدند.» این بیت به وارستگی عاشقان از تعلقات مادی و بی‌نیازی آن‌ها از هرگونه وسیله و اسباب دنیوی اشاره دارد.

سرعت سیر و مقام بلند عاشقان

مولانا به سرعت سیر عاشقان و مقام والای آن‌ها اشاره می‌کند:

کی یابد گرد ایشان را که ایشان چو برق و باد سخت اشتاب رفتند

«چه کسی می‌تواند به گرد (و غبار) آن‌ها برسد، چرا که آن‌ها» «مانند برق و باد با سرعت بسیار زیاد (سخت اشتاب) به راه افتادند.» این بیت به سرعت سیر عاشقان در مسیر معنوی و عدم توانایی دیگران برای رسیدن به پای آن‌ها تأکید دارد.

تو چون دلوی بر بن دولاب می‌گرد که ایشان برتر از دولاب رفتند

«تو (ای انسان غافل) مانند دلوی هستی که در ته چرخ چاه (دولاب) می‌گردد (و همیشه به پایین و بالا می‌رود و به دور خود می‌چرخد)،» «اما آن‌ها (عاشقان) از چرخ چاه (محدودیت‌های مادی و تکرار) فراتر رفتند.» این بیت به محدودیت‌ها و دایره‌ی بسته زندگی مادی و عروج عاشقان به ورای این محدودیت‌ها اشاره دارد.

فناپذیری اهل دنیا

مولانا در پایان غزل، به فناپذیری کسانی که به دنیا دل بسته‌اند، اشاره می‌کند:

ببین آن‌ها که بند سیم بودند درون خاک چون سیماب رفتند

«ببین کسانی را که (اسیر) بند طلا و نقره (سیم) بودند (و به ثروت و مال دنیا وابسته بودند)،» «(اکنون) درون خاک مانند جیوه (سیماب) ناپایدار و بی‌ثبات شدند (و از بین رفتند).» این بیت به فناپذیری کسانی که به مال دنیا دل بسته‌اند و بی‌ثباتی تمام تعلقات مادی تأکید دارد.

ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدند به روی سرخ چون عناب رفتند

«ببین کسانی را که (زیبایی‌های) سیمین‌بر (زیبارویان و لذات جسمانی) را برگزیدند،» «(اکنون) با رویی سرخ (شرمسار یا مانند عناب که خشک و بی‌رونق می‌شود) از دنیا رفتند.» این بیت به فنای زیبایی‌های ظاهری و بی‌ارزش شدن آن‌ها در لحظه‌ی مرگ، و ناتوانی آن‌ها از نجات انسان.


نکات مهم

  • بیداری و غفلت: اکثر مردم در خواب غفلت دنیوی‌اند، اما عاشقان بیدارند و شب‌ها به عبادت و توجه به معشوق می‌پردازند.
  • بی‌نیازی از بیرون: حضور معشوق درونی، عاشق را از نیاز به یاران بیرونی و غم از دست دادن آن‌ها بی‌نیاز می‌کند.
  • وارستگی از تعلقات: عاشقان قلندرانه، از غم اسباب و تعلقات مادی رها هستند.
  • سرعت سیر معنوی: عاشقان با سرعت برق و باد در مسیر حقیقت پیش می‌روند و از محدودیت‌های دنیوی فراترند.
  • فنای اهل دنیا: کسانی که به مال و زیبایی‌های مادی دل می‌بندند، در نهایت با فنا و بی‌ارزش شدن این تعلقات روبرو می‌شوند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: