تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1434

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1434

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1434

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۳۴

چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
چو هر خاری از او گل شد چرا من یاسمن باشم

چو هر سنگی عسل گردد چرا مومی کند مومی
همه اجسام چون جان شد چرا استیزه تن باشم

یقین هر چشم جو گردد چو آن آب روان آمد
چو در جلوه‌ست حسن او چه بند بوالحسن باشم

اگر چه در لگن بودم مثال شمع تا اکنون
چو شمعم جمله گشت آتش چرا اندر لگن باشم

چو از نحس زحل رستم چه زیر آسمان باشم
چو محنت جمله دولت گشت از چه ممتحن باشم

حسد بر من حسد دارد مرا بر کی حسد باشد
ز جوی خمر چون مستم چرا تشنه لبن باشم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۳۴ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر فنای کامل عاشق در وجود معشوق و دگرگونی او در پرتو جلوه‌ی یار است. مولانا با طرح پرسش‌هایی بلاغی، بر بی‌اهمیتی وجود فردی در برابر عظمت معشوق تأکید می‌کند. او تجربه‌ی تحول باطنی را به تصویر می‌کشد که در آن، هر سختی به گشایش و هر مادیتی به حقیقت تبدیل می‌شود. این غزل سرشار از شوق وصال و رهایی از قیدهای ظاهری و حتی نفسانی است.

فنای در معشوق و دگرگونی هستی (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان دگرگونی وجودی عاشق در پرتو معشوق آغاز می‌شود: “چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم / چو هر خاری از او گل شد چرا من یاسمن باشم“. هنگامی که روی زیبا و ماهروی معشوقم آمد (تجلی کرد)، من کیستم که بخواهم “من” باشم (هستی فردی‌ام محو شد). هنگامی که هر خاری (در عالم) به واسطه‌ی او به گل تبدیل شد، چرا من باید یاسمن (گل خوشبو) باشم (یعنی حتی یاسمن نیز در برابر جلوه‌ی او کم‌اهمیت است و من نیز نیازی ندارم که خود را چیزی خاص بدانم).

چو هر سنگی عسل گردد چرا مومی کند مومی / همه اجسام چون جان شد چرا استیزه تن باشم“. هنگامی که هر سنگی (سخت و بی‌روح) به عسل (شیرین و لطیف) تبدیل شود، چرا مومی باید مانند موم عمل کند (نرم و بی‌اثر باشد)؟ هنگامی که همه‌ی اجسام (مادی) مانند جان (روح) شدند (حیات یافتند)، چرا من باید با تن (جسم) ستیزه‌گر و در جدال باشم (در حالی که جسم نیز می‌تواند لطیف شود)؟

آب روان و رهایی از قید عقل (بیت ۳ و ۴)

مولانا به تجلی حسن الهی و بی‌نیازی از استدلال اشاره می‌کند: “یقین هر چشم جو گردد چو آن آب روان آمد / چو در جلوه‌ست حسن او چه بند بوالحسن باشم“. یقیناً هر چشمی (چشمه‌ای) جویبار خواهد شد، هنگامی که آن آب روان (فیض الهی) آمد. چون زیبایی و حسن او (معشوق) در جلوه‌گری است (آشکار است)، چه نیازی به قید و بند (تفکرات) بوالحسن (خرقانی، نماد عقل و تصوف ظاهری) دارم؟ (زیرا حقیقت آشکار است و نیازی به دلیل و برهان نیست).

اگر چه در لگن بودم مثال شمع تا اکنون / چو شمعم جمله گشت آتش چرا اندر لگن باشم“. اگرچه تاکنون مانند شمعی بودم که در لگن (ظرفی برای جمع‌آوری اشک شمع) قرار داشت، (اما اکنون) چون وجودم (شمعم) یکسره آتش (عشق و اشتیاق) شد، چرا باید در لگن (محدوده‌ی مادی و تعلقات دنیوی) باشم؟

رهایی از نحس زحل و محنت مبدل به دولت (بیت ۵ و ۶)

مولانا به رهایی از تأثیرات مادی و دگرگونی رنج‌ها اشاره می‌کند: “چو از نحس زحل رستم چه زیر آسمان باشم / چو محنت جمله دولت گشت از چه ممتحن باشم“. هنگامی که از نحوست سیاره‌ی زحل (نماد بدیمنی و رنج) رها شدم، چه نیازی دارم که زیر آسمان (تحت تأثیر افلاک و تقدیرهای مادی) باشم؟ هنگامی که همه‌ی رنج‌ها و سختی‌ها (محنت) به سعادت و دولت (الهی) تبدیل شد، چرا باید مورد امتحان (ممتحن) قرار گیرم (زیرا امتحان به خیر تبدیل شده است)؟

حسد بر من حسد دارد مرا بر کی حسد باشد / ز جوی خمر چون مستم چرا تشنه لبن باشم“. خود حسد بر من حسد می‌ورزد (از مقام و حال من حسد می‌برد)، پس من بر چه کسی حسد بورزم؟ (کسی بالاتر از من نیست). چون از جویبار شراب (عشق الهی) مست هستم، چرا باید تشنه‌ی شیر (لبن، غذای مادی یا معرفت ابتدایی) باشم؟ (اشاره به بی‌نیازی از هر چیز دیگر در پرتو عشق الهی).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: