مطالب پیشنهادی![]()
کرانی ندارد بیابان ما
قراری ندارد دل و جان ما
جهان در جهان نقش و صورت گرفت
کدامست از این نقشها آن ما
چو در ره ببینی بریده سری
که غلطان رود سوی میدان ما
از او پرس از او پرس اسرار ما
کز او بشنوی سر پنهان ما
چه بودی که یک گوش پیدا شدی
حریف زبانهای مرغان ما
چه بودی که یک مرغ پران شدی
برو طوق سر سلیمان ما
چه گویم چه دانم که این داستان
فزونست از حد و امکان ما
چگونه زنم دم که هر دم به دم
پریشانترست این پریشان ما
چه کبکان و بازان ستان میپرند
میان هوای کهستان ما
میان هوایی که هفتم هواست
که بر اوج آنست ایوان ما
از این داستان بگذر از من مپرس
که درهم شکستهست دستان ما
صلاح الحق و دین نماید تو را
جمال شهنشاه و سلطان ما
غزل شماره ۲۳۹ از دیوان شمس مولانا با بیانی از وسعت و بیقراری عالم درون آغاز میشود: «کرانی ندارد بیابان ما / قراری ندارد دل و جان ما». شاعر میگوید: “بیابان ما (عالم درون، مسیر سلوک، یا پهنهی هستی از دیدگاه عارف) انتهایی ندارد”. این بیابان، بیکران و وسیع است، اشاره به بینهایت بودن حق و تجلیات او، یا وسعت عالم معنا در برابر محدودیت عالم ماده. به تبع این بیکرانگی، “دل و جان ما نیز آرامش و قرار ندارد”. بیقراری دل و جان، ناشی از اشتیاق به وصال بینهایت و سیر بیکران در این وادی است. این آغاز، بیانگر عظمت و بیکرانگی عالم جان و بیقراری دل و جان در طلب این بینهایت است.
«جهان در جهان نقش و صورت گرفت / کدامست از این نقشها آن ما». کثرت در عین وحدت: “عالم هستی در درون خود، جهانهایی دیگر از نقش و صورت به خود گرفته است”. هر ذرهای در عالم، خود جهانی است پر از نقش و صورت. در این میان، پرسش این است که “کدام یک از این نقشها، متعلق به ماست؟” کدام صورت، صورت حقیقی ماست؟ این بیت، بیانگر پیچیدگی و لایههای مختلف هستی و پرسش از حقیقت وجود انسان در میان این کثرت است.
«چو در ره ببینی بریده سری / که غلطان رود سوی میدان ما». دیدن نشانهای در راه سلوک: “هنگامی که در راه (مسیر سلوک، راه عشق) سر بریدهای را ببینی”، این سر، نمادی از رهایی از نفس و خودی است. “که غلطان به سوی میدان ما (میدان عشق، عرصهی فداکاری، حضور حق) میرود”. این صحنه، نشانهی تسلیم و فدای نفس در راه رسیدن به حق است. این بیت، بیانگر لزوم گذشتن از سر (نفس و خودی) در راه رسیدن به وصال الهی است.
«از او پرس از او پرس اسرار ما / کز او بشنوی سر پنهان ما». سر بریده، دانای اسرار: “از آن سر بریده بپرس، از او اسرار ما را جویا شو”. از کسی که از خود رسته است، میتوان حقیقت را پرسید. “زیرا از او میتوانی سر پنهان ما را بشنوی”. حقایق پنهان، در فنای نفس و رهایی از خودی آشکار میشود. این بیت، بیانگر این است که حقیقت و اسرار الهی را باید از کسانی که از خود گذشتهاند، جویا شد.
«چه بودی که یک گوش پیدا شدی / حریف زبانهای مرغان ما». آرزوی درک زبان حال: “چه میشد اگر یک گوش پیدا میشد”؛ گوشی که توانایی شنیدن فراتر از اصوات مادی را داشته باشد. “تا همدم و شنوندهی زبانهای مرغان ما باشد”. مرغان، نمادی از ارواح، حقایق غیبی، یا حالات خوش روحانی هستند که با زبان حال سخن میگویند. این بیت، بیانگر آرزوی داشتن گوشی شنوا برای درک حقایق پنهان و زبان حال موجودات است.
«چه بودی که یک مرغ پران شدی / برو طوق سر سلیمان ما». آرزوی عروج و درک معارف الهی: “چه میشد اگر یک مرغ پرنده پیدا میشد”، مرغی که نمادی از روح یا سالک است. “تا برود و طوق سر سلیمان ما را بردارد”. طوق سلیمان، نمادی از علم لدنی، حکمت الهی، یا نشانهی سلطنت معنوی است. این مرغ باید به عالم بالا پرواز کند تا به این مقام دست یابد. این بیت، بیانگر آرزوی عروج روحی و رسیدن به مقام معرفت و حکمت الهی است.
«چه گویم چه دانم که این داستان / فزونست از حد و امکان ما». ناتوانی در بیان حقیقت: “چه بگویم و چه بدانم”، در برابر عظمت این حقایق. “زیرا این داستان (داستان عشق، حقیقت وجود، عالم معنا) فراتر از حد و اندازهی ماست”. زبان و عقل انسان از درک و بیان تمام حقیقت ناتوان است. این بیت، بیانگر اعتراف به ناتوانی زبان و عقل در برابر عظمت و بیکرانگی حقایق الهی است.
«چگونه زنم دم که هر دم به دم / پریشانترست این پریشان ما». پریشانی فزاینده در برابر حقیقت: “چگونه میتوانم سخن بگویم و از این حال دم بزنم؟” “در حالی که هر لحظه، این پریشانی و بیقراری ما بیشتر و بیشتر میشود”. نزدیک شدن به حقیقت، موجب افزایش حیرت و پریشانی درونی میشود. این بیت، بیانگر تأثیر حقیقت بر سالک و افزایش حیرت و بیقراری درونی در مسیر سلوک است.
«چه کبکان و بازان ستان میپرند / میان هوای کهستان ما». تجلیات حق در عالم جان: “چه کبکها و بازها (نمادی از تجلیات گوناگون حق، حالات معنوی) با شکوه و عظمت پرواز میکنند”، «در میان هوای کوهستان ما (عالم بلند و رفیع جان ما)». عالم جان، محل تجلیات گوناگون حق است. این بیت، بیانگر عظمت عالم جان و ظهور تجلیات الهی در این عالم است.
«میان هوایی که هفتم هواست / که بر اوج آنست ایوان ما». مقام رفیع عالم جان: “در میان هوایی که هفتمین هواست”؛ اشاره به بلندترین آسمانها، یا نهایت عروج. «که ایوان ما (جایگاه بلند و رفیع ما) بر اوج آن قرار دارد». عالم جان و مقام عارف به قدری رفیع است که در بلندترین جایگاهها قرار دارد. این بیت، بیانگر مقام والای عارف و عالم جان در هستی است.
«از این داستان بگذر از من مپرس / که درهم شکستست دستان ما». ناتوانی در ادامه بیان: “از شرح این داستان (داستان بیکرانگی و عظمت عالم جان) درگذر”؛ از توصیف بیشتر خودداری کن. “و از من در این باره مپرس”. “زیرا توان و قدرت بیان ما در هم شکسته است”. عظمت این حقایق، توانایی زبان را از بین میبرد. این بیت، بیانگر نهایت عظمت حقایق معنوی و ناتوانی زبان در بیان کامل آنها است.
«صلاح الحق و دین نماید تو را / جمال شهنشاه و سلطان ما». راهنمایی نهایی: “صلاح و حقیقت و دین را به تو نشان میدهد”، راه راست را برای تو آشکار میکند. این راهنما «جمال و زیبایی شهنشاه و سلطان ماست»؛ جمال الهی، جلوهی حق، یا پیر کامل. دیدن جمال الهی و اتصال به او، راهنمای حقیقی در مسیر حق است. این بیت، بیانگر این است که راه حقیقی و صلاح و حقیقت را در پرتو جمال الهی و اتصال به منبع کمال میتوان یافت.
غزل ۲۳۹ مولانا، غزلی است در بیان بیکرانگی عالم جان و بیقراری دل در طلب این بینهایت. پیام اصلی غزل این است که عالم درون و مسیر سلوک، بیکران و پر از رمز و راز است. در این مسیر باید از خود گذشت و حقیقت را از کسانی که به فنای نفس رسیدهاند، جویا شد. غزل بر بیکرانگی عالم جان، بیقراری دل و جان در طلب بینهایت، پیچیدگی و لایههای مختلف هستی، پرسش از حقیقت وجود انسان، لزوم گذشتن از نفس در راه حق، دانای اسرار بودن کسی که از خود رسته، آرزوی درک حقایق پنهان، آرزوی عروج روحی و رسیدن به حکمت الهی، ناتوانی زبان و عقل در برابر عظمت حقایق، افزایش حیرت و بیقراری درونی در مسیر سلوک، عظمت عالم جان، مقام والای عارف، و راهنمای حقیقی بودن جمال الهی تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر