تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 746 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 746 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 746 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۴۶ دیوان شمس مولانا

برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید

اختران در خدمت او صد هزار اندر هزار
هر یکی از نور روی او مزید اندر مزید

چون در آن دور مبارک برج‌ها را می‌گذشت
سوی برج آتشین عاشقان خود رسید

در دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفات
مر مرا در هیچ صفی آن زمان آن جا ندید

موج دریاهای رحمت از دلش در جوش شد
هم نظر می‌کرد هر سو هم عنان را می‌کشید

گفت نزدیکان خود را کان فلان غایب چراست
آن خراب عاشق حاضرمثال ناپدید

آنک دیده هر شبش در سوختن مانند شمع
آنک هر صبحی که آمد ناله‌های او شنید

آنک آتش‌های عالم ز آتش او کاغ کرد
تا فسون می‌خواند عشق و بر دل او می‌دمید

آن یکی خاکی که چون مهتاب بر وی تافتیم
همچو مهتاب از ثری سوی ثریا می‌دوید

آنک چون جرجیس اندر امتحان عشق ما
گشت او صد بار زنده کشته شد صد ره شهید

آنک حامل شد عدم از آفرینش بخت نیک
ناف او بر عشق شمس الدین تبریزی برید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۴۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۴۶ مولانا، غزلی پر از وصف عظمت معشوق (یا شمس تبریزی) و جلوه‌گری او در عالم است. مولانا در این غزل، به توجه خاص معشوق به عاشقان خود اشاره می‌کند و با بیان حال خویش (مولانا) و ویژگی‌های یک عاشق حقیقی، مقام والای او را در طریق عشق به تصویر می‌کشد. غزل با تصاویری از حرکت معشوق در کائنات و جستجوی او برای یافتن عاشق پیش می‌رود و در نهایت، به فداکاری‌ها و امتحانات سخت عاشق و ریشه‌ی این عشق در شمس تبریزی اشاره دارد.

تجلی شاه عشق و گسترش نور او

مولانا غزل را با توصیف ظهور باشکوه شاه عشق آغاز می‌کند:

برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید

«آن شاه عشق (معشوق الهی یا شمس تبریزی) بر تخت خود نشست و دام ظلمت (حجاب‌های تاریکی و نادانی) را درید (از بین برد)،» «(چنان که) مانند ماه شب‌های هفت و هشت (هفتمین و هشتمین شب ماه قمری که رو به کامل شدن است و پرنور است) و آفتاب روز عید (که نماد روشنایی و شادی است، جلوه‌گر شد).» این بیت، به ظهور پرنور و درخشان معشوق که تاریکی‌ها را از بین می‌برد و نور و شادی می‌آفریند.

اختران در خدمت او صد هزار اندر هزار هر یکی از نور روی او مزید اندر مزید

«ستارگان (تمام موجودات درخشان در هستی) صدها هزار هزار در خدمت او (شاه عشق) هستند،» «هر یک از (این ستارگان) از نور روی او (معشوق)، پیوسته در حال افزایش نور (مزید اندر مزید) هستند.» این بیت، به سلطنت مطلق معشوق بر کائنات و فیض‌بخشی او به تمام موجودات که پیوسته نور و کمال خود را از او می‌گیرند.

توجه معشوق به عاشقان

مولانا به توجه خاص معشوق به سوی عاشقان می‌پردازد:

چون در آن دور مبارک برج‌ها را می‌گذشت سوی برج آتشین عاشقان خود رسید

«چون (شاه عشق) در آن سیر مبارک (در آسمان‌ها و مراتب هستی)، از برج‌ها (منازل مختلف) می‌گذشت،» «به سوی برج آتشین (پرشور و سوزان) عاشقان خود رسید (و متوجه حال آن‌ها شد).» این بیت، اشاره به سیر معشوق در مراتب عالم و توجه خاص او به مقام عاشقان که سرشار از شور و آتش عشق است.

در دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفات مر مرا در هیچ صفی آن زمان آن جا ندید

«در دل او (شاه عشق)، یاد من (مولانا) افتاد و به هر طرفی توجه (التفات) کرد،» «اما در هیچ یک از صف‌ها (مراتب وجودی یا مجالس) در آن زمان، مرا در آنجا ندید (اشاره به غیبت ظاهری مولانا یا اوج فنای او).» این بیت، بیان توجه خاص معشوق به مولانا و سپس اشاره به غیبت مولانا که ممکن است از شدت فنا در عشق باشد.

موج دریاهای رحمت از دلش در جوش شد هم نظر می‌کرد هر سو هم عنان را می‌کشید

«موج دریاهای رحمت از دل او (شاه عشق) در جوش و خروش آمد،» «(او) هم به هر سو نظر می‌کرد (برای یافتن عاشق گمشده) و هم عنان (لجام اسب) را می‌کشید (برای سرعت بخشیدن به حرکت و جستجو).» این بیت، نشان‌دهنده‌ی فوران رحمت و لطف معشوق برای یافتن عاشق خود و بی‌قراری او در این جستجو.

گفت نزدیکان خود را کان فلان غایب چراست آن خراب عاشق حاضرمثال ناپدید

«(شاه عشق) به نزدیکان خود گفت: “آن فلانی (مولانا) چرا غایب است؟”» «“آن عاشق خراب (فانی در عشق)، که همیشه حاضر و مانند یک مثال (نمونه‌ی عشق) بود، (حال) ناپدید شده است.“» این بیت، بیان گفتگوی معشوق با نزدیکانش و تأکید بر جایگاه ویژه مولانا به عنوان “عاشق خراب و حاضرمثال” که ناپدید شده است.

ویژگی‌های عاشق حقیقی و امتحانات عشق

مولانا به ویژگی‌های این عاشق حقیقی و امتحانات او اشاره می‌کند:

آنک دیده هر شبش در سوختن مانند شمع آنک هر صبحی که آمد ناله‌های او شنید

«(آن عاشقی که) هر شب دیده‌ی او مانند شمع در حال سوختن بود (از بیداری و سوز عشق)،» «(و) هر صبحی که فرا رسید، ناله‌های او را (از شدت عشق و فراق) شنید.» این بیت، توصیف حال عاشق حقیقی که شب‌ها از سوز عشق می‌سوزد و صبح‌ها ناله سر می‌دهد.

آنک آتش‌های عالم ز آتش او کاغ کرد تا فسون می‌خواند عشق و بر دل او می‌دمید

«(آن عاشقی که) آتش‌های عالم (آتش جهنم یا سختی‌ها و بلاها) از آتش او (سوز عشق او) ناتوان (کاغ) شد،» «تا (همین آتش عشق)، (همچون جادوگری) افسون می‌خواند (و دم می‌زد) و بر دل او می‌دمید (و او را در عشق استوارتر می‌کرد).» این بیت، قدرت سوز عشق عاشق که حتی آتش‌های عالم را نیز ناتوان می‌کند و چگونه عشق با افسون خود، او را در این راه استوارتر می‌سازد.

آن یکی خاکی که چون مهتاب بر وی تافتیم همچو مهتاب از ثری سوی ثریا می‌دوید

«(آن عاشق) یک موجود خاکی بود که چون ما (معشوق/حق) مهتاب (نور فیض خود) را بر وی تاباندیم،» «(او نیز) مانند مهتاب از ثری (خاک، پایین‌ترین نقطه) به سوی ثریا (ستارگان، اوج آسمان) می‌دوید (و در مسیر کمال معنوی عروج می‌کرد).» این بیت، اشاره به مقام خاکساری عاشق و تأثیر فیض معشوق بر عروج او از پستی به اوج.

آنک چون جرجیس اندر امتحان عشق ما گشت او صد بار زنده کشته شد صد ره شهید

«(آن عاشقی که) چون جرجیس (پیامبری که در داستان‌ها هفت بار کشته و زنده شد) در امتحان عشق ما،» «صد بار زنده شد و صد بار شهید (کشته) گشت (و در راه عشق ما فداکاری‌های بی‌شماری کرد).» این بیت، بیان اوج فداکاری و امتحان‌پذیری عاشق در راه عشق، مانند حضرت جرجیس که بارها در راه ایمان جان باخت و دوباره زنده شد.

شمس تبریزی، ریشه‌ی این عشق

مولانا در بیت پایانی، به ریشه‌ی این عشق و فنا در شمس تبریزی اشاره می‌کند:

آنک حامل شد عدم از آفرینش بخت نیک ناف او بر عشق شمس الدین تبریزی برید

«(آن عاشقی که) عدم (نیستی) از آفرینش بخت نیک (از تقدیر مبارک الهی) او را حمل کرد (و پذیرا شد)،» «(زیرا) ناف او (ریشه‌ی وجود و سرنوشت او) بر عشق شمس‌الدین تبریزی بریده شد (یعنی از آغاز آفرینش او، با عشق شمس تبریزی سرشته شده بود).» این بیت، تأکید بر نقش ازلی و تقدیر الهی در عشق مولانا به شمس تبریزی؛ این عشق از ابتدا در وجود او ریشه داشته و او را به سوی فنا و نیستی (در برابر هستی معشوق) سوق داده است.


نکات مهم

  • تجلی شاه عشق: معشوق با نوری بی‌مانند ظاهر می‌شود و تاریکی‌ها را از بین می‌برد.
  • سلطنت بر کائنات: تمام موجودات از نور و فیض معشوق بهره‌مند می‌شوند.
  • توجه خاص به عاشقان: شاه عشق در سیر خود، به سوی عاشقان خود توجه ویژه‌ای دارد.
  • جستجوی عاشق گمشده: معشوق با رحمت و بی‌قراری، به دنبال عاشق گمشده‌ی خود می‌گردد.
  • ویژگی‌های عاشق حقیقی: او هر شب می‌سوزد، هر صبح ناله می‌کند، آتش عشقش بر آتش‌های عالم غالب است و در امتحانات عشق فداکاری‌های بی‌شماری می‌کند.
  • فنا و عروج عاشق: فیض معشوق، عاشق خاکسار را از پستی به اوج کمال می‌رساند.
  • عشق ازلی به شمس تبریزی: ریشه‌ی این عشق و فنای مولانا در شمس تبریزی، از همان آغاز آفرینش او مقدر شده بود.

این غزل با بیانی عمیق و شورانگیز، سفر عاشق را در مسیر عشق الهی و نقش محوری شمس تبریزی را در این راه به تصویر می‌کشد، که چگونه معشوق به دنبال عاشق است و عاشق نیز در راه او آماده‌ی هرگونه فداکاری و فناست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: