تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1112

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1112

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1112

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1112

بر منبرست این دم مذکر مذکر

چون چشمه روانه مطهر مطهر

بر منبری بلندی دانای هوشمندی

بر پای منبر او مکرر مکرر

هر لفظ او جهانی روشن چو آسمانی

بگشاده در بیانی مقرر مقرر

زین گونه درگشایی داده تو را رهایی

از حبس خاکدانی مکدر مکدر

بنهاده نردبانی از صنعت زبانی

بر بام آسمانی مدور مدور

نور از درون هیزم بیرون کشید آتش

آتش ز خود نیامد منور منور

آتش به فعل مردم زاید ز سنگ و آهن

و اختر به امر زاید مدبر مدبر

مر هر پیمبری را بودست معجز نو

چون نیست معجزه او مشهر مشهر

مسعود از اوست نحسی فردوس از او است حبسی

محکوم از اوست نفسی مزور مزور

این منبر و مذکر در نفس توست در سر

اما در این طلب تو مقصر مقصر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1112 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پر از تمثیل و استعاره، به ماهیت حقیقی “مذکّر” (یادآور و واعظ) اشاره می‌کند. مولانا این مذکّر را نه یک شخص بیرونی، بلکه نور الهی و حقیقت باطنی در وجود انسان می‌داند که می‌تواند او را از قید عالم خاک رها سازد.

بیت اول

“بر منبرست این دم مذکر مذکر / چون چشمه روانه مطهر مطهر”:

  • “این دم (این لحظه، این نفس، یا این بیان) بر منبر (مقام وعظ و ارشاد) قرار دارد، که خود مذکّر (یادآور و واعظ) است.”
  • “همچون چشمه‌ای روان و مطهر (پاک و زلال) است.” این بیت به خودی خود بیدارکننده و پاک‌کننده‌بودن حقیقت اشاره دارد.

بیت دوم

“بر منبری بلندی دانای هوشمندی / بر پای منبر او مکرر مکرر”:

  • “(این مذکر بر) منبری بلند (مقام والا) قرار دارد، که خود دانایی هوشمند است.”
  • “و بر پای منبر او (در برابر عظمت او)، (انسان) بارها و بارها (مکرر) سر تسلیم فرود می‌آورد.” این بیت به مقام والای معرفت الهی اشاره دارد.

بیت سوم

“هر لفظ او جهانی روشن چو آسمانی / بگشاده در بیانی مقرر مقرر”:

  • “هر کلام او (هر تجلی و ظهور او) جهانی روشن و نورانی، همچون آسمان است.”
  • “که (آن جهان) در بیانی منظم و پیوسته (مقرر) گشوده می‌شود.” این بیت به فراگیری و وضوح تجلیات حق اشاره دارد.

بیت چهارم

“زین گونه درگشایی داده تو را رهایی / از حبس خاکدانی مکدر مکدر”:

  • “این‌گونه “در گشایی” (آشکار شدن حقایق) به تو رهایی بخشیده است.”
  • “از زندان “خاکدانی” (عالم مادی و جسم)، که مکدر (آلوده و تیره) است.” این بیت به نقش معرفت در رهایی انسان از قید جهان مادی اشاره دارد.

بیت پنجم

“بنهاده نردبانی از صنعت زبانی / بر بام آسمانی مدور مدور”:

  • “(این مذکر) نردبانی از “صنعت زبان” (قدرت بیان و کلام) نهاده است.”
  • “بر بام آسمانی (قله‌های معنوی و عرش الهی) که گردان و پویا (مدور) است.” این بیت به نقش زبان (بیان حقایق) به عنوان ابزاری برای عروج معنوی اشاره دارد.

بیت ششم

“نور از درون هیزم بیرون کشید آتش / آتش ز خود نیامد منور منور”:

  • “آتش (نور حقیقت) از درون هیزم (ظاهر مادی و جسم)، نور را بیرون کشید.” (یعنی حقیقت از درون تعینات مادی پدیدار می‌شود).
  • “آتش (نور حقیقت) خودبه‌خود (بی‌مقدمه) نیامد، بلکه نوربخش (منور) و درخشان آمد.” این بیت به تجلی حقیقت از نهان‌گاه‌ها اشاره دارد.

بیت هفتم

“آتش به فعل مردم زاید ز سنگ و آهن / و اختر به امر زاید مدبر مدبر”:

  • “آتش (عادی) به عمل و تلاش مردم (بر اثر سایش) از سنگ و آهن به وجود می‌آید.”
  • “اما اختر (ستاره، نماد نور الهی) به فرمان (خداوند) و به صورت “مدبّر” (مدبرانه و با تدبیر الهی) ظاهر می‌شود.” این بیت تفاوت میان دستاوردهای مادی و فیض الهی را نشان می‌دهد.

بیت هشتم

“مر هر پیمبری را بودست معجز نو / چون نیست معجزه او مشهر مشهر”:

  • “برای هر پیامبری، معجزه‌ای تازه و منحصر به فرد بوده است.”
  • “چون معجزه او (مذکر حقیقی، یعنی قرآن یا روح نبوی) “مشهّر” (شناخته‌شده و آشکار) نیست (اما از همه معجزات بالاتر است).” این بیت به معجزه‌ی درونی و همیشگی حقیقت اشاره دارد که شاید به اندازه معجزات ظاهری مشهور نباشد اما عمیق‌تر است.

بیت نهم

“مسعود از اوست نحسی فردوس از او است حبسی / محکوم از اوست نفسی مزور مزور”:

  • “سعادت (مسعود) از او (این مذکر حقیقی) پدید می‌آید، و نحسی (شقاوت) نیز از او (با عدم توجه به او) است.” (یعنی سعادت و شقاوت به نسبت به او شکل می‌گیرد).
  • “بهشت (فردوس) از او است که زندان و حبس (برای نفس) می‌شود.” (یعنی بهشت، برای نفسانیت، مانند زندان است و آزادی حقیقی با رهایی از نفس است).
  • “نفس مزور (نفس فریبکار و ریاکار) از او محکوم (تسلیم) است.” این بیت به حاکمیت مطلق حقیقت بر سعادت و شقاوت و تسلیم نفس در برابر او اشاره دارد.

بیت دهم

“این منبر و مذکر در نفس توست در سر / اما در این طلب تو مقصر مقصر”:

  • “این منبر و این مذکر (یادآور حقیقی)، در نفس و در سر (در وجود و اندیشه) توست.” (یعنی حقیقت در درون خودت نهفته است).
  • “اما در طلب و جستجوی آن، تو (انسان) بسیار کوتاهی و مقصر هستی.” این بیت اوج بیدارباش غزل است که مولانا حقیقت را در درون انسان می‌داند اما او را به خاطر غفلت از آن ملامت می‌کند.

غزل ۱۱۱۲ مولانا، غزلی عمیقاً عرفانی و بیدارباش‌گونه است. مولانا در این غزل، مفهوم “مذکّر” را از یک واعظ بیرونی فراتر برده و آن را به حقیقت نورانی و باطنی در وجود انسان (که می‌تواند نور الهی، عقل کلی یا روح نبوی باشد) تعبیر می‌کند. او این مذکّر را چشمه‌ای زلال، دانایی هوشمند، و نردبانی برای عروج معنوی می‌داند. مولانا تأکید می‌کند که سعادت و شقاوت، و حتی بهشت و جهنم، به نسبت این حقیقت درونی شکل می‌گیرند. در نهایت، با لحنی انتقادی، انسان را به خاطر غفلت از این منبر و مذکر درونی سرزنش می‌کند و او را به جستجوی حقیقت در خویشتن دعوت می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: