مطالب پیشنهادی![]()
هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد
از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد یا باغ گل خندان یا سرو و سمن دارد
گر صورت شمع او اندر لگن غیرست بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد
گر با دگرانی تو در ما نگرانی تو ما روح صفا داریم گر غیر بدن دارد
بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل گر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
شمس الحق تبریزی شاه همه شیرانست در بیشه جان ما آن شیر وطن دارد
غزل ۶۰۴ مولانا، غزلی پر از استعارات عرفانی و اشارات تاریخی-مذهبی است که بر تجربهی عشق الهی، مقام فنا، و رهنمون شدن از ظاهر به باطن تأکید دارد. مولانا در این غزل، درد و رنج عشق را ارثی معنوی میداند و به بیاعتباری نفس ریاکار و عظمت معشوق میپردازد. او همچنین، تأثیر حضور معشوق بر هستی و در نهایت، جایگاه والای شمس تبریزی را بیان میکند.
مولانا غزل را با بیان میراث معنوی عشق آغاز میکند:
هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
“هر کس که آتش (شور و سوز) عشق مرا (مولانا یا عشق الهی) دارد، او خرقه (لباس فقر و درویشی، یا نشان) از من دارد.” “او زخمی مانند زخم حسین (شهید کربلا) دارد و جامی (جرعهای از بلا یا شهادت) مانند جام حسن (امام حسن مجتبی که با زهر شهید شد) دارد.” این بیت به موروثی بودن رنج و بلای عشق حقیقی، که نمادی از ایثار و فداکاری ائمه اطهار (ع) است، اشاره دارد.
مولانا به پایداری عاشق در برابر سختیها و فریبندگی نفس میپردازد:
غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
“غمی نیست اگر ماه او (معشوق یا بخت عاشق) در این چاه (چاه بلا، دنیا یا سختی) افتاد،” “زیرا ریسمان زلف او (معشوق، که نماد راه و پناه است) در دست ریسمانبازی (کنایه از توانایی و تسلط عاشق بر ریسمان حوادث) دارد (یعنی عاشق با تکیه بر معشوق میتواند از چاه رها شود).” این بیت به اطمینان عاشق به لطف معشوق و پایداری در برابر سختیها اشاره دارد.
نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
“اگرچه نفس (اماره) ریاکارانه زاهد و پارسا شود، اما هرگز راستین (خالص و حقیقی) نخواهد شد.” “اگر راستی (خلوص و حقیقت) را میخواهی، آن را تنها در سرو چمن (کنایه از معشوق راستقامت و حق، یا مرشد کامل) میتوان یافت.” این بیت به فریبندگی نفس و لزوم رجوع به معشوق یا مرشد برای یافتن حقیقت محض اشاره دارد.
مولانا به عظمت بیکران معشوق و تأثیر او بر هستی میپردازد:
صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد
“حتی اگر صد ماه (نماد زیبایی و نور) نیز بیفزاید، در چشم او (معشوق) خوش نمیآید،” “با توجه به تنگی چشم او (چشم باریک و زیبای او) که از جنس زیبایی خوبان ختن (محل زیبایی و مشک) است.” این بیت به مقایسهی زیبایی معشوق با زیباییهای ظاهری و بیارزش بودن هرگونه زیبایی دیگر در برابر او اشاره دارد. (تنگی چشم ختن نماد زیبایی خاص در قدیم بوده است).
از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد یا باغ گل خندان یا سرو و سمن دارد
“ای جان، اگر چرخ (فلک و آسمان) نور و روشنایی (ضیا) دارد،” “یا اگر باغ، گلهای خندان و سرو و سمن (زیباییها) دارد، همه از بازتاب و جلوهی او (معشوق) است.” این بیت به منشأ بودن معشوق برای تمام زیباییها و نورانیتهای عالم اشاره دارد.
گر صورت شمع او اندر لگن غیرست بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد
“اگر صورت شمع او (تجلی او مانند شمع) در لگن غیر (در وجود دیگران یا در ظرفهای متفاوت) قرار گیرد،” “نورش را بر سقف (بالا، عالم غیب) منعکس میکند، حتی اگر آن شمع در یک لگن (ظرف کوچک و حقیر) باشد.” این بیت به فراگیر بودن و نفوذ نور معشوق، حتی اگر در مظاهر ناقص یا محدود تجلی یابد، اشاره دارد.
مولانا به حال صفا و بیخودی عاشق در عشق میپردازد:
گر با دگرانی تو در ما نگرانی تو ما روح صفا داریم گر غیر بدن دارد
“اگر تو (ای معشوق) با دیگران هستی (در ظاهر به دیگران توجه میکنی) اما در باطن نگران ما هستی (به ما توجه داری)،” “ما روح و صفایی (خلوص) داریم، حتی اگر (روح ما) غیر از بدن (ظاهری) باشد و تجلیات دیگر داشته باشد.” این بیت به اطمینان عاشق از توجه باطنی معشوق، حتی در صورت توجه ظاهری او به دیگران، و خلوص روح عاشق اشاره دارد.
بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل گر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
“این دل (من) بسیار مست شده است و از دست رفته است (اختیار از کف داده است).” “اگر این دل خُرد و پریشان شده است، به خاطر آن زلف شکندار (زلف پرپیچ و خم معشوق، کنایه از پیچیدگیها و جاذبههای عشق) است.” این بیت به اثرات عشق بر دل، یعنی مستی، بیاختیاری و پریشانی که همگی ناشی از جاذبه معشوق است، اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، شمس تبریزی را به عنوان شیر وجود معرفی میکند:
شمس الحق تبریزی شاه همه شیرانست در بیشه جان ما آن شیر وطن دارد
“شمسالحق تبریزی پادشاه همه شیران (اولیاء و بزرگان) است.” “آن شیر (شمس تبریزی) در بیشه جان ما (وجود مولانا) وطن (محل سکونت و قرارگاه) دارد.” این بیت به مقام بسیار والای شمس تبریزی به عنوان مرشد و رهبر روحانی و حضور دائمی او در قلب و جان مولانا اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر