تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1180

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1180

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1180

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1180

سیدی انی کلیل انت فی زی النهار

اشتکی من طول لیلی الفرار این الفرار

لیلتی مدت یداها امسکت ذیل الصباح

لیلتی دار قرار دونها دار القرار

ربنا اتمم لنا یوم التلاقی نورنا

ربنا و اغفر لنا ثم اکسنا ذاک الغفار

انما اجسامنا حالت کسور بیننا

حبذا یا ربنا من جنه خلف الجدار

ربنا فارفع جداراء قام فیما بیننا

ربنا و ارحم فانا فی حیاء و اعتذار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1180 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، که تماماً به زبان عربی سروده شده، مناجاتی پرشور و تضرع‌آمیز به درگاه حق تعالی است. مولانا در این غزل، از تاریکی شب فراق و دوری از معشوق شکوه می‌کند و خواستار وصل، مغفرت، و رفع حجاب‌های مادی بین خود و خداوند است.

بخش اول: شکایت از فراق و آرزوی وصال (ابیات 1 تا 2)

بیت 1: سیدی انی کلیل انت فی زی النهار / اشتکی من طول لیلی الفرار این الفرار

  • “ای سرور من، من خسته و بی‌حالم (کلیل)، در حالی که تو در لباس روز (روشنایی و آشکار) هستی.”
  • “از طول شب فراق (دوری) شکایت دارم؛ (ای خدا) گریز از این حال کجاست؟ فرار به کجا؟” این بیت به حال و روز خسته و بی‌تاب عاشق در فراق معشوق اشاره دارد و نشان می‌دهد که معشوق (خداوند) همواره در نور و آشکار است، اما عاشق در تاریکی دوری و فراق به سر می‌برد. مولانا از بی‌تابی خود و عدم توانایی برای فرار از این حال شکایت می‌کند.

بیت 2: لیلتی مدت یداها امسکت ذیل الصباح / لیلتی دار قرار دونها دار القرار

  • “شب من دست‌هایش را دراز کرده و دامن صبح را گرفته است (یعنی شب فراق آنقدر طولانی شده که صبح وصال را به تأخیر انداخته).”
  • “شب من (شب فراق) خود به خانه‌ی قرار و سکون تبدیل شده است، در حالی که ورای آن خانه‌ی اصلی قرار (وصال) قرار دارد.” این بیت به طولانی شدن شب فراق و یأس از رسیدن صبح وصال اشاره دارد. شب فراق آنقدر طول کشیده که خودش به یک نوع “قرار” تبدیل شده، اما عاشق می‌داند که قرار حقیقی و آرامش واقعی در جای دیگری (در وصل با معشوق) است.

بخش دوم: درخواست اتمام نور و مغفرت (ابیات 3 تا 4)

بیت 3: ربنا اتمم لنا یوم التلاقی نورنا / ربنا و اغفر لنا ثم اکسنا ذاک الغفار

  • “پروردگارا، در روز دیدار (روز وصال)، نور ما را کامل گردان (تا دیدارمان کامل شود).”
  • “پروردگارا، ما را بیامرز و سپس آن (صفات) آمرزنده و پوشاننده‌ی گناهان را بر ما بپوشان.” این بیت درخواستی از خداوند برای تکمیل نور باطنی در روز قیامت (روز دیدار) یا در لحظه‌ی وصل در این دنیا است. همچنین، درخواست مغفرت و پوشاندن گناهان با لباس غفران الهی را بیان می‌کند.

بیت 4: انما اجسامنا حالت کسور بیننا / حبذا یا ربنا من جنه خلف الجدار

  • “همانا جسم‌های ما مانند شکاف‌ها (پرده‌ها یا موانع) بین ما و تو حائل شده‌اند.”
  • “چه نیکو و دوست‌داشتنی است ای پروردگار ما، بهشتی که پشت این دیوار (حجاب جسم) قرار دارد.” این بیت به جسم و تعلقات مادی به عنوان حجاب و مانع بین عاشق و معشوق اشاره دارد. مولانا آرزوی رسیدن به “بهشت” پشت این “دیوار” (عالم غیب و حضور الهی) را دارد.

بخش سوم: تضرع برای رفع حجاب و رحمت (بیت 5)

بیت 5: ربنا فارفع جداراء قام فیما بیننا / ربنا و ارحم فانا فی حیاء و اعتذار

  • “پروردگارا، پس آن دیواری را که بین ما (عاشق و معشوق) قرار گرفته، بردار.”
  • “پروردگارا، رحم کن، زیرا ما (بندگان) در حال حیا و عذرخواهی هستیم (از خطاهایمان).” این بیت، اوج تضرع و نیاز عاشق به رحمت الهی است. مولانا از خداوند می‌خواهد که حجاب جسم و نفس را از میان بردارد تا وصال حاصل شود. لحن پایانی غزل، لحن شرمندگی و عذرخواهی بنده‌ای است که با وجود تقصیر، به رحمت بی‌کران الهی امید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۸۰ مولانا، مناجاتی سوزناک و عاشقانه است که در آن، شاعر از طولانی بودن شب فراق و دوری از معشوق ازلی (خداوند) شکوه می‌کند. او با تمثیل “شب” برای فراق و “روز” برای حضور الهی، حال خسته و بی‌تاب خود را در این دوری به تصویر می‌کشد. مولانا حس می‌کند که شب فراق آنقدر طولانی شده که صبح وصال را به تأخیر انداخته و خود به مکانی برای اقامت اجباری تبدیل شده است، در حالی که قرار حقیقی در وصال است.

در ادامه، مولانا از خداوند می‌خواهد که در روز دیدار، نور باطنی او را کامل کند و گناهانش را با ردای مغفرت بپوشاند. او به جسم و تعلقات مادی به عنوان “دیوار” و “حجاب”ی بین انسان و حقیقت الهی اشاره می‌کند و با تضرع، خواستار برداشته شدن این حجاب است تا بتواند به “بهشت” پشت آن (عالم قرب الهی) برسد. غزل با درخواست رحمت الهی و بیان حالت حیا و عذرخواهی بنده در برابر عظمت پروردگار به پایان می‌رسد، که اوج فروتنی و امید به بخشش الهی را نشان می‌دهد. این غزل به خوبی تجربه‌ی فراق، آرزوی وصال، و تضرع عارفانه به درگاه حق را بیان می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: