تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1411

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1411

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1411

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۱۱

گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم

فوق فلک مکان تو جان و روان روان تو
هل طربی که برکند بیخ خمار ای صنم

این دو حریف دلستان باد قرین دوستان
جیم جمال خوب تو جام عقار ای صنم

مرغ دل علیل را شهپر جبرئیل را
غیر بهشت روی تو نیست مطار ای صنم

خمر عصیر روح را نیست نظیر در جهان
ذوق کنار دوست را نیست کنار ای صنم

معجز موسوی توی چون سوی بحر غم روی
از تک بحر برجهد گرد و غبار ای صنم

جام پر از عقار کن جان مرا سوار کن
زود پیاده را ببین گشته سوار ای صنم

مرکب من چو می بود هر عدمیم شیء بود
موجب حبس کی بود وام قمار ای صنم

هین که فزود شور من هم تو بخوان زبور من
کرد دل شکور من ترک شکار ای صنم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۱۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر شور و اشتیاق بی‌حد عاشق برای دریافت فیض و حضور معشوق الهی است. مولانا با خطاب به معشوق به عنوان “صنم”، از او می‌خواهد که فوراً باده‌ی عشق را عطا کند و به ناله‌های عاشق گوش دهد. او مقام معشوق را فراتر از فلک می‌داند و تأثیر دگرگون‌کننده‌ی عشق را بر روح و جسم به تصویر می‌کشد. غزل سرشار از استعاره‌های عرفانی از باده و وصال است که به رهایی از غم‌ها و رسیدن به سعادت بی‌نهایت اشاره دارد.

درخواست باده و توجه معشوق (بیت ۱ و ۲)

غزل با درخواست عاشق از معشوق آغاز می‌شود: “گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم / لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم“. ای معشوق (صنم)، (با شور و حرارت) وارد شو و لحظه‌ای مکث نکن، باده (شراب عشق) را بیاور! به التماس و درخواست بنده‌ات گوش کن و شانه خالی مکن (گوش مخار).

فوق فلک مکان تو جان و روان روان تو / هل طربی که برکند بیخ خمار ای صنم“. مکان و جایگاه تو فراتر از فلک است، و جان و روان، روان (جاری) توست (همه از توست). ای معشوق (صنم)، شادی و شور (طرب) بیاور که ریشه‌ی خماری (غم و غفلت) را برکَنَد.

جمال معشوق و باده‌ی عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به زیبایی معشوق و تأثیر باده‌ی او اشاره می‌کند: “این دو حریف دلستان باد قرین دوستان / جیم جمال خوب تو جام عقار ای صنم“. این دو یار دل‌ربا (جیم و جام) با دوستان قرین باشند. (این دو یار عبارتند از) “جیم” جمال خوب تو (که زیبایی‌ات با جیم آغاز می‌شود) و جام باده‌ی صاف و زلال (عقار) تو، ای معشوق (صنم). (اشاره به تقارن زیبایی معشوق و باده‌ی او).

مرغ دل علیل را شهپر جبرئیل را / غیر بهشت روی تو نیست مطار ای صنم“. مرغ دل بیمار (علیل) را و حتی شهپر (بال شاهین) جبرئیل را (که نماد اوج‌گیری روحانی است)، جز بهشت روی تو (ای معشوق)، جای پرواز و اوج‌گیری (مطار) نیست. (اشاره به نهایت آرزو و مقصد عاشق).

بی‌نظیری خمر روح و ذوق وصال (بیت ۵ و ۶)

مولانا به بی‌همتایی شراب روحانی و لذت وصال اشاره می‌کند: “خمر عصیر روح را نیست نظیر در جهان / ذوق کنار دوست را نیست کنار ای صنم“. شراب فشرده‌ی روح (عصیر روح، کنایه از معارف الهی) در جهان نظیری ندارد. ای معشوق (صنم)، لذت آغوش (کنار) دوست را پایانی نیست (کنار = ساحل، پایان). (اشاره به بی‌نهایتی لذت معنوی).

معجز موسوی توی چون سوی بحر غم روی / از تک بحر برجهد گرد و غبار ای صنم“. تو معجزه‌ی موسوی (مانند عصای موسی) هستی؛ وقتی به سوی دریای غم (بحمدلله) بروی، از عمق دریا (با معجزه‌ی تو) گرد و غبار (نشانه قیام و حرکت) به بالا می‌جهد، ای معشوق (صنم). (اشاره به قدرت معشوق در زدودن غم‌ها).

جام باده و سوار شدن جان (بیت ۷ و ۸)

مولانا به تأثیر باده بر تبدیل شدن عاشق اشاره می‌کند: “جام پر از عقار کن جان مرا سوار کن / زود پیاده را ببین گشته سوار ای صنم“. جام را پر از باده‌ی صاف و زلال کن و جان مرا سوار (رهسپار) گردان. ای معشوق (صنم)، زود ببین که این پیاده (منِ ناچیز) چگونه سوار (به مقام بالا) گشته است.

مرکب من چو می بود هر عدمیم شیء بود / موجب حبس کی بود وام قمار ای صنم“. هنگامی که مرکب (وسیله‌ی حرکت) من “می” (شراب عشق) باشد، هر عدم و نیستی‌ام به هستی (شیء) تبدیل می‌شود. ای معشوق (صنم)، (با این مستی) چگونه بدهی قمار (تعلقات دنیوی) می‌تواند موجب حبس (گرفتاری) شود؟ (رهایی از قیدها و بدهی‌های دنیوی).

فزونی شور و ترک شکار (بیت ۹)

غزل با بیان فزونی شور و روی آوردن به معشوق پایان می‌یابد: “هین که فزود شور من هم تو بخوان زبور من / کرد دل شکور من ترک شکار ای صنم“. آگاه باش که شور و هیجان من فزونی گرفت؛ تو نیز زبور (کتاب مقدس، ناله‌های داوودی) من را بخوان. ای معشوق (صنم)، دل سپاس‌گزار من (شکور)، شکار (تعلقات دنیوی و لذت‌های مادی) را رها کرد (دیگر به دنبال آن‌ها نیست).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: