مطالب پیشنهادی![]()
بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
کز حلقه هشیاران این ساعت وارستم
هشیار بر رندی ضدی بود و ضدی
همرنگ شو ای خواجه گر فوقم اگر پستم
هر چیز که اندیشی از جنگ از آن دورم
هر چیز که اندیشی از مهر من آنستم
تا عشق تو بگرفتم سودای تو پذرفتم
با جنگ تو یکتاام با صلح تو همدستم
اسپانخ خویشم دان با ترش پز و شیرین
با هر چه شدم پخته تا با تو بپیوستم
بیکار بود سازش سازش نبود نازش
گر جست غلط از من من مست برون جستم
مستی تو و مستی من بربسته به هم دامن
چون دسته و چون هاون دو هست و یکی هستم
این غزل مولانا، بیانگر اوج مستی و رهایی عارف از قید عقل و هشیاری دنیوی است. مولانا با خطاب به مست دیگر، او را به درک حال خود فرا میخواند و بر تضاد بین هشیاری و رندی (عاشقی) تأکید میکند. او خود را در مقام فنا، عین مهر معشوق میبیند و به وحدت با معشوق در تمامی احوال اشاره دارد. غزل در نهایت، به اتحاد وجودی عاشق و معشوق در مستی میرسد.
غزل با بیان حال مستی و خطاب به دیگری آغاز میشود: “بستان قدح از دستم ای مست که من مستم / کز حلقه هشیاران این ساعت وارستم“. ای (دیگر) مست! جام را از دست من بگیر، چرا که من (از شدت عشق) مست هستم. و در این لحظه، از حلقهی هشیاران (کسانی که اسیر عقل جزوی و ظواهرند) رها شدهام.
“هشیار بر رندی ضدی بود و ضدی / همرنگ شو ای خواجه گر فوقم اگر پستم“. هشیاری (عقل جزوی)، در برابر رندی (عاشقی و بیقیدی)، همواره در تضاد و تقابل است (ضد هم هستند). ای خواجه (ای سالک یا ای مخاطب)! با من همرنگ شو (حالم را درک کن)، چه در مقام عالی (فوق) باشم و چه در مقام فروتر (پست).
مولانا خود را عین مهر معشوق میداند و به اتحاد در تضادها اشاره میکند: “هر چیز که اندیشی از جنگ از آن دورم / هر چیز که اندیشی از مهر من آنستم“. (اگر تو) هر چیزی (صفت یا حالت) را که از جنس جنگ و ستیز (دوری از حق) باشد، (در مورد من) تصور کنی، من از آن دورم. اما هر چیزی که (از جنس) مهر و محبت باشد، من عین آن هستم (فنای در مهر معشوق).
“تا عشق تو بگرفتم سودای تو پذرفتم / با جنگ تو یکتاام با صلح تو همدستم“. از زمانی که عشق تو را پذیرفتم و سودای (اشتیاق) تو را در خود جای دادم، با (خواستهی) جنگ تو (اگرچه به ظاهر سخت و دورکننده باشد)، یکتا و همراه هستم؛ و با صلح و آشتی تو (وصل و آرامش) همداستان و همدست هستم. (اشاره به تسلیم کامل در برابر تمامی حالات معشوق).
مولانا به آمادهگی خود برای وصال اشاره میکند: “اسپانخ خویشم دان با ترش پز و شیرین / با هر چه شدم پخته تا با تو بپیوستم“. خود را مانند اسفناج (که با هر چیزی پخته میشود و رنگ میگیرد) بدان، چه با طعم ترش پخته شود و چه با طعم شیرین. من با هر چه (تجربهی تلخ و شیرین) پخته و آماده شدم، تا (در نهایت) به تو (معشوق) بپیوندم.
“بیکار بود سازش سازش نبود نازش / گر جست غلط از من من مست برون جستم“. (عقل و تدبیر ظاهری) بیکار و بیفایده بود (در مقابل عشق)؛ سازش و مدارا (با دنیا) برای او ناز و کرشمه (جلوهی بیهوده) نبود. اگر خطایی از من سر زد (در حال مستی)، من از (قید) مستی (و بیخودی) بیرون جستم (و دوباره در آن غرق شدم).
غزل با اوج اتحاد عاشق و معشوق پایان مییابد: “مستی تو و مستی من بربسته به هم دامن / چون دسته و چون هاون دو هست و یکی هستم“. مستی تو (معشوق ازلی) و مستی من (که از توست)، دامن به هم بستهاند (به هم پیوستهاند و جدا نشدنی هستند). همچون دستهی هاون و هاون، که در ظاهر دو چیزند (در شکل جدا)، اما (در عمل) دو “هست” هستند و (در نهایت) یکی هستند. (اشاره به وحدت وجودی عاشق و معشوق در مقام فنا).
این غزل، اوج فنای عاشق در معشوق و یگانگی این دو در حال مستی را به زیبایی نشان میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر