تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1278

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1278

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1278

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۷۸

یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
توبه کنان توبه را سیل ببردست دوش

عاشق صدساله‌ام توبه کجا من کجا
توبه صدساله را یار دراشکست دوش

باده خلوت نشین در دل خم مست شد
خلوت و توبه شکست مست برون جست دوش

ولوله در کو فتاد عقل درآمد که داد
محتسب عقل را دست فروبست دوش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۷۸ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، وصفی شورانگیز از تجلی ناگهانی و ویرانگر عشق الهی است که تمام مرزها، توبه‌ها، و حتی عقل را در هم می‌شکند. مولانا با بیان حالتی از بی‌خودی و مستی، به قدرت مطلق عشق در تغییر حال و احوال عاشق اشاره می‌کند.

ورود یار سرمست و فنای توبه (بیت ۱ و ۲)

غزل با تصویری دلنشین و در عین حال قدرتمند از ورود معشوق آغاز می‌شود: “یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش / توبه کنان توبه را سیل ببردست دوش“. دیشب یار (معشوق الهی) از باغ (عالم معنی و زیبایی) وارد شد، در حالی که بی‌خود و سرمست بود (از خود بی‌خبر و غرق در خود). در این ورود، حتی توبه‌کنندگان (آنان که قصد توبه از عشق یا لذات دنیوی را داشتند) را نیز سیل (قدرت بی‌کران و مستی‌آور عشق) با خود برد و توبه‌شان را بی‌اثر کرد.

سپس به بی‌اثر بودن توبه در برابر عشق اشاره می‌کند: “عاشق صدساله‌ام توبه کجا من کجا / توبه صدساله را یار دراشکست دوش“. من (مولانا/عاشق) صد سال است که عاشق هستم (در عشق پایدارم). توبه کجا و من کجا (یعنی من هرگز توبه نمی‌کنم). دیشب یار (معشوق)، توبه‌ای را که شاید صدساله بود (هرگونه پرهیز و خودداری از عشق را)، درهم شکست و بی‌اثر کرد.

مستی باده و شکستن خلوت و توبه (بیت ۳ و ۴)

مولانا به مستی درونی باده عشق اشاره می‌کند: “باده خلوت نشین در دل خم مست شد / خلوت و توبه شکست مست برون جست دوش“. باده (عشق) که در خلوت دل خم (وجود عاشق) پنهان و ساکن بود، مست و بی‌قرار شد. و در اثر این مستی، خلوت (تنهایی و کناره‌گیری) و توبه (پرهیز از عشق) شکسته شد و مست (خود عاشق یا باده عشق) دیشب با بی‌تابی بیرون جهید.

سپس به غلبه عشق بر عقل اشاره می‌کند: “ولوله در کو فتاد عقل درآمد که داد / محتسب عقل را دست فروبست دوش“. در کوچه و برزن (عالم و وجود عاشق) ولوله و آشوب افتاد (از شدت مستی و ظهور عشق). عقل وارد شد و فریاد “داد” (دادخواهی) برآورد. اما دیشب محتسب (ناظم و نگهبان شهر) عقل را (که نماد نظم و قانون است) دستگیر کرد و دستش را فرو بست (عقل را ناتوان و بی‌اثر ساخت).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: