مطالب پیشنهادی![]()
باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
بازگشادیم خوش بال و پر جان خویش
باز سعادت رسید دامن ما را کشید
بر سر گردون زدیم خیمه و ایوان خویش
دیده دیو و پری دید ز ما سروری
هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش
ساقی مستان ما شد شکرستان ما
یوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش
دوش مرا گفت یار چونی از این روزگار
چون بود آن کس که دید دولت خندان خویش
آن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خواب
شکر که من یافتم در بن دندان خویش
بیزر و سر سروریم بیحشمی مهتریم
قند و شکر میخوریم در شکرستان خویش
تو زر بس نادری نیست کست مشتری
صنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش
دور قمر عمرها ناقص و کوته بود
عمر درازی نهاد یار به دوران خویش
دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین
رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش
این غزل مولانا، سرشار از شادی، شور و احساس پیروزی عاشق در پی وصال معشوق الهی یا پیر کامل است. مولانا به قدرت دگرگونکننده عشق اشاره میکند که جان را به پرواز درمیآورد و سعادت را به ارمغان میآورد. غزل، با استفاده از تمثیلات قرآنی و عرفانی، مقام والای عاشق را پس از رسیدن به معشوق به تصویر میکشد.
غزل با بازگشت شادمانه عاشق به سوی معشوق آغاز میشود: “باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش / بازگشادیم خوش بال و پر جان خویش“. دوباره به درگاه سلطان (معشوق الهی) خود فرود آمدیم (به او رسیدیم). و (با این رسیدن)، با شادی بال و پر جان خود را گشودیم (روحمان آزاد و آماده پرواز شد).
سپس به رسیدن سعادت و اوجگیری عاشق اشاره میکند: “باز سعادت رسید دامن ما را کشید / بر سر گردون زدیم خیمه و ایوان خویش“. دوباره سعادت به ما رسید و دامن ما را (برای حرکت) کشید. (با این سعادت) خیمه و ایوان خود را بر سر گردون (آسمان و افلاک) برپا کردیم (به مقام و منزلتی بالاتر از افلاک رسیدیم).
مولانا به سلطه عاشق بر نیروهای درونی و بیرونی اشاره میکند: “دیده دیو و پری دید ز ما سروری / هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش“. دیو و پری (نمادی از قوای نفسانی و شیطانی یا موجودات پنهانی) سروری و برتری را از ما (عاشق واصل) دیدند. هدهد جان (روح عاشق که پیامبر و جوینده حقیقت است)، به سوی سلیمان (معشوق الهی که مانند سلیمان فرمانرواست) خود بازگشت. این بیت، به تسلط عاشق بر نفس و رسیدن به پادشاهی معنوی اشاره دارد.
سپس به نقش معشوق در شیرین کردن جان اشاره میکند: “ساقی مستان ما شد شکرستان ما / یوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش“. ساقی مستان (معشوق که باده عشق میبخشد) ما، تبدیل به شکرستان ما شد (وجودمان را سراسر شیرینی کرد). یوسف جان (جان زیبا و عزیز عاشق که در چاه دنیا افتاده بود) نیز گره از جعد پریشان (زلف درهم و برهم، نماد غم و گرفتاری) خویش گشود (آزاد شد و جمال خود را آشکار کرد).
مولانا به گفتوگوی با معشوق و شادی دیدار اشاره میکند: “دوش مرا گفت یار چونی از این روزگار / چون بود آن کس که دید دولت خندان خویش“. دیشب یار (معشوق) به من گفت: “حالت از این روزگار (دنیا) چگونه است؟” (مولانا جواب میدهد:) کسی که دولت خندان (خوشبختی و اقبال شادمان) خود را ببیند، حالش چگونه خواهد بود؟! (یعنی بهترین حال را دارد).
سپس به یافتن شیرینی مطلق اشاره میکند: “آن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خواب / شکر که من یافتم در بن دندان خویش“. آن شکر (شیرینی و لذت مطلق) را که هیچ کس در مصر (نمادی از دنیا و وجود مادی) حتی در خواب هم ندیده بود. شکر خدا را که من آن را در عمق وجودم (بن دندان خویش) یافتم. این بیت، به یافتن حقیقت و لذت معنوی در درون اشاره دارد.
مولانا به بینیازی عاشق واصل اشاره میکند: “بیزر و سر سروریم بیحشمی مهتریم / قند و شکر میخوریم در شکرستان خویش“. ما بدون زر (مال دنیا) و بدون سر (قدرت و جاه ظاهری) سرور و آقایی میکنیم. بدون خدم و حشم (پیروان و ملازمان) مهتر و بزرگ هستیم. و در شکرستان (سرزمین شیرین) وجود خودمان، قند و شکر (لذتهای معنوی) میخوریم.
سپس به ارزش ذاتی و پنهان زر اشاره میکند: “تو زر بس نادری نیست کست مشتری / صنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش“. تو (ای زر وجود) بسیار نادر و کمیاب هستی، (به همین دلیل) کسی تو را نمیخرد (یعنی ارزش واقعی تو شناخته نمیشود). هنر آن زرگری (اشاره به شمس تبریزی یا خود حق تعالی) آن است که (زر وجود را) به سوی کان (معدن اصلیاش) ببرد.
مولانا به طولانی شدن عمر معنوی در دوران معشوق اشاره میکند: “دور قمر عمرها ناقص و کوته بود / عمر درازی نهاد یار به دوران خویش“. دوران گردش ماه (اشاره به عمر طبیعی و دنیوی) همیشه ناقص و کوتاه بوده است. اما یار (معشوق) عمری دراز و پایدار در دوران خود قرار داد (یعنی با وصال به او، عمر جاودان و معنوی نصیب عاشق میشود).
غزل با اشاره به مقصد نهایی دل به پایان میرسد: “دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین / رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش“. دل (من) به سوی تبریز (شهر شمس) و در هوای شمس دین (شمس تبریزی) رفت. ای دل برو و برو، زر (حقیقت وجود) را در حرمدان (کیسه یا صندوقچه
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر