مطالب پیشنهادی![]()
ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود
به نقد خاک شدن کار عاشقان باشد
که راه بند شکستن خدایشان بنمود
به امر موتوا من قبل ان تموتوا ما
کنیم همچو محمد غزای نفس جهود
جهود و مشرک و ترسا نتیجه نفس است
ز پشک باشد دود خبیث نی از عود
شود دمی همه خاک و شود دمی همه آب
شود دمی همه آتش شود دمی همه دود
شود دمی همه یار و شود دمی همه غار
شود دمی همه تار و شود دمی همه پود
به پیش خلق نشسته هزار نقش شود
ولیک در نظر تو نه کم شود نه فزود
به پیش چشم محمد بهشت و دوزخ عین
به پیش چشم دگر کس مستر و مغمود
مذللست قطوف بهشت بر احمد
که کرد دست دراز و از آن بخواست ربود
که تا دهد به صحابه ولیک آن بگداخت
شد آب در کفش ایرا نبود وقت نمود
غزل ۹۴۱ مولانا، دعوتی است به “مرگ اختیاری” یا “فنای فیالله” پیش از مرگ طبیعی. مولانا در این غزل، با تأکید بر تجربهی این مرگ باطنی برای رسیدن به سود حقیقی و شکستن بندهای نفس، این طریق را مختص عاشقان میداند. او به تبیین ماهیت ناپایدار نفس و ثبات معشوق میپردازد و در نهایت، با اشاره به کرامات پیامبر اسلام (ص)، به قدرت بصیرت حقیقی و زمانهی تجلیات الهی اشاره دارد.
مولانا غزل را با تأکید بر اهمیت “خاک شدن” باطنی آغاز میکند:
ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود
«پس از (مرگ) خاک شدن (فنای جسمانی)، یا زیان خواهد بود یا سود (نتیجهی عمل نمایان میشود)،» «(اما من) اکنون (به نقد) خاک میشوم (خود را به فنا میسپارم) تا ببینم چه (سود و حالتی) پیش خواهد آمد (و به چه مقامی خواهم رسید).» این بیت، دعوت به “مرگ اختیاری” یا “فنای نفس” در همین دنیا برای رسیدن به معرفت حقیقی و نه تنها انتظار مرگ جسمانی.
به نقد خاک شدن کار عاشقان باشد که راه بند شکستن خدایشان بنمود
«اکنون (به نقد) خاک شدن (فنا شدن) کار عاشقان است،» «چرا که خداوند راه شکستن بندها (تعلقات نفسانی) را به آنها نشان داده است (و آنها با فنای نفس به این رهایی میرسند).» این بیت، بیانگر این است که فنای نفس، راه عاشقان است و خداوند این راه رهایی را به آنها الهام کرده است.
مولانا به جهاد با نفس و ریشههای آن اشاره میکند:
به امر موتوا من قبل ان تموتوا ما کنیم همچو محمد غزای نفس جهود
«به فرمان “بمیرید پیش از آنکه بمیرید” (موتوا من قبل ان تموتوا)، ما» «مانند (حضرت) محمد (که با دشمنان میجنگید)، با نفس یهودصفت (جهود) خود جنگ (غزا) میکنیم.» این بیت، تأکید بر حدیث معروف “موتوا قبل ان تموتوا” و تشبیه جهاد با نفس اماره به جهاد پیامبر با دشمنان (نماد گمراهی و عناد).
جهود و مشرک و ترسا نتیجه نفس است ز پشک باشد دود خبیث نی از عود
«یهودیت و شرک و مسیحیت (جهود و مشرک و ترسا) (در معنای انحراف و گمراهی)، نتیجهی (اعمال و تمایلات) نفس (اماره) است،» «(چنانکه) دود ناپاک (خبیث) از فضلهی حیوان (پشک) برمیخیزد، نه از عود (خوشبو).» این بیت، بیانگر ریشهی انحرافات و عقاید باطل در نفس اماره و تشبیه نفس به منشأ دود ناپاک.
مولانا به ناپایداری نفس و ثبات وجود معشوق اشاره میکند:
شود دمی همه خاک و شود دمی همه آب شود دمی همه آتش شود دمی همه دود
«(نفس) لحظهای (دمی) همه خاک (پایین) میشود و لحظهای همه آب (روان)،» «لحظهای همه آتش (سوزان) میشود و لحظهای همه دود (بیثبات و ناپایدار).» این بیت، بیانگر ناپایداری و تلون نفس اماره که مدام در حال تغییر و دگرگونی است.
شود دمی همه یار و شود دمی همه غار شود دمی همه تار و شود دمی همه پود
«(نفس) لحظهای همه یار (دوستداشتنی و همراه) میشود و لحظهای همه غار (پنهان و خطرناک)،» «لحظهای همه تار (نخ تار قالی، ثابت) میشود و لحظهای همه پود (نخ پود قالی، متحرک).» این بیت، ادامهی توصیف تلون و دوگانگی نفس که هم میتواند خیر باشد و هم شر، هم ثابت و هم متغیر.
به پیش خلق نشسته هزار نقش شود ولیک در نظر تو نه کم شود نه فزود
«(نفس یا انسان ظاهرگرا) در برابر مردم (خلق) هزاران نقش (جلوه و تغییر) از خود نشان میدهد،» «ولی در نظر تو (ای معشوقِ باطنبین)، نه کم میشود و نه زیاد (و همواره ثابت و همان است).» این بیت، بیانگر ثبات و پایداری حقیقت در برابر تلونات ظاهری؛ معشوق به ماهیت واقعی اشیاء نگاه میکند.
مولانا به بصیرت ویژه پیامبر اسلام (ص) و نمونهای از معجزات معنوی ایشان اشاره میکند:
به پیش چشم محمد بهشت و دوزخ عین به پیش چشم دگر کس مستر و مغمود
«در برابر چشم (بصیرت) محمد (ص)، بهشت و دوزخ عین (حقیقت و آشکار) بودند،» «(اما) در برابر چشم دیگران، پنهان (مستر) و پوشیده (مغمود) هستند.» این بیت، بیانگر بصیرت خاص پیامبر که بهشت و دوزخ را در همین دنیا مشاهده میکرد.
مذللست قطوف بهشت بر احمد که کرد دست دراز و از آن بخواست ربود
«میوههای بهشت (قطوف) برای احمد (حضرت محمد) سهلالوصول (مذلل) بودند،» «چنانکه (در معراج یا در تجلیات) دست دراز کرد و خواست از آنها (میوهای) بچیند (بربود).» این بیت، اشاره به حدیث یا روایتی که پیامبر در معراج یا در تجلیات، دست خود را به سوی میوههای بهشتی دراز کردند.
که تا دهد به صحابه ولیک آن بگداخت شد آب در کفش ایرا نبود وقت نمود
«تا آن (میوه بهشتی) را به اصحاب (صحابه) خود بدهد، اما آن (میوه) آب شد و در کف او (پیامبر) گداخت،» «زیرا وقت (و زمانهی) آشکار شدن و نمود (عمومی) آن (فیض) نبود.» این بیت، بیانگر محدودیتی در تجلیات معنوی؛ برخی حقایق تنها در زمان و ظرفیت خاصی میتوانند آشکار شوند و برای عموم قابل درک نیستند.
غزل ۹۴۱ مولانا، دعوتی پرشور به تجربهی “مرگ اختیاری” یا فنای نفس در همین حیات دنیوی است. مولانا این فنا را راه اختصاصی عاشقان میداند که به آنها امکان میدهد از بندهای نفس رها شوند و به سود حقیقی دست یابند. او با تشبیه نفس به جهود و ریشهی انحرافات به دود ناپاک، بر لزوم جهاد با این نفس متغیر و متلون تأکید میکند. غزل با بیان تلون و ناپایداری نفس، به ثبات و پایداری حقیقت در نظر معشوق اشاره دارد. در بخش پایانی، مولانا با اشاره به بصیرت ویژه پیامبر اسلام (ص) که بهشت و دوزخ را آشکارا میدید و همچنین داستان تلاش ایشان برای آوردن میوهای بهشتی برای اصحاب، به این نکته میپردازد که برخی تجلیات و حقایق الهی، حتی برای والاترین انسانها، نیازمند زمان و ظرفیت خاص برای ظهور و عمومیت یافتن هستند. این غزل پیامی از اهمیت سیر و سلوک درونی، مبارزه با نفس، و درک تفاوت میان ظاهر و باطن هستی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر