تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 696 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 696 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 696 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۹۶ دیوان شمس مولانا

بیچاره کسی که زر ندارد
وز معدن زر خبر ندارد

بیچاره دلی که ماند بی‌تو
طوطیست ولی شکر ندارد

دارد هنر و هزار دولت
افسوس که آن دگر ندارد

می‌گوید دست جام بخشش
ما بدهیمش اگر ندارد

بر وی ریزییم آب حیوان
گر آب بر آن جگر ندارد

بی برگان را دهیم برگی
زان برگ که شاخ تر ندارد

آن‌ها که ز ما خبر ندارند
گویند دعا اثر ندارد

نزدیک آمد که دیده بخشیم
آن را که به ما نظر ندارد

خاموش که مشکلات جان را
جز دست خدای برندارد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۹۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۹۶ مولانا، غزلی پر از همدلی با محرومان و نقد غافلان از حقیقت عشق و فضل الهی است. مولانا در این غزل، بر نهایت نیازمندی انسان به عشق و لطف معشوق، بی‌اثر بودن هر هنری بدون این فیض، و قدرت بی‌نهایت الهی در حل مشکلات تأکید می‌کند. این غزل سراسر بیان رحمت و بخشش الهی و دعوت به توکل و توجه به سوی حق است.

محرومیت از عشق و فیض الهی

مولانا غزل را با بیان حال بیچاره‌ی کسانی که از حقیقت غافلند، آغاز می‌کند:

بیچاره کسی که زر ندارد وز معدن زر خبر ندارد

«بیچاره و درمانده کسی است که (گوهر) زر (زر معرفت و عشق الهی) را در اختیار ندارد،» «و از معدن آن زر (وجود معشوق یا حق تعالی) نیز بی‌خبر است.» این بیت به نادانی و محرومیت از گنجینه‌ی حقیقی هستی یعنی معرفت و عشق الهی اشاره دارد.

بیچاره دلی که ماند بی‌تو طوطیست ولی شکر ندارد

«بیچاره دلی است که بدون تو (معشوق) باقی می‌ماند،» «(مانند) طوطی است (که می‌تواند حرف بزند و ظاهراً زیباست)، ولی شکر (شیرینی عشق و کلام حق) را ندارد (و از آن بی‌بهره است).» این بیت به بی‌حاصل بودن ظواهر و توانایی‌ها (مانند سخن‌گفتن طوطی) بدون بهره‌مندی از عشق و شیرینی کلام معشوق اشاره دارد.

دارد هنر و هزار دولت افسوس که آن دگر ندارد

«(کسی هست که) هنرها و هزاران نعمت (دولت) دارد،» «افسوس که آن دیگری (یعنی عشق و فیض الهی) را ندارد.» این بیت به بی‌ارزشی تمامی داشته‌های مادی و ظاهری در مقایسه با عشق و فیض الهی اشاره دارد.

بخشش و لطف بی‌کران الهی

مولانا به بخشش و رحمت بی‌حد و حصر الهی اشاره می‌کند:

می‌گوید دست جام بخشش ما بدهیمش اگر ندارد

«دست جام‌بخش (خداوند یا معشوق که فیض‌بخش است) می‌گوید،» «ما به او (به آنکه ندارد و نیازمند است) خواهیم بخشید، اگر (گنج عشق را) ندارد.» این بیت به وعده‌ی بخشش و فضل الهی به نیازمندان و طالبان عشق اشاره دارد.

بر وی ریزییم آب حیوان گر آب بر آن جگر ندارد

«ما بر او آب حیات (عشق و معرفت جاودان) خواهیم ریخت،» «اگر (حتی یک قطره) آب بر آن جگر (خشک و تشنه) ندارد (و از آن بی‌بهره است).» این بیت به کرم بی‌کران الهی در سیراب کردن تشنه‌کامان عشق حتی اگر هیچ بهره‌ای از آن نداشته باشند.

بی برگان را دهیم برگی زان برگ که شاخ تر ندارد

«به بی‌برگان (محرومان و نیازمندان) برگی (بهره‌ای از زندگی و فیض) خواهیم داد،» «از آن برگ (معنوی و ابدی) که شاخ تر (دنیوی و زودگذر) ندارد.» این بیت به بخشش‌های معنوی و ابدی الهی که به محرومان داده می‌شود و از جنس امور فناپذیر دنیوی نیست.

غفلت از حق و تأثیر دعا

مولانا به غفلت برخی از حق و عدم درک تأثیر دعا اشاره می‌کند:

آن‌ها که ز ما خبر ندارند گویند دعا اثر ندارد

«آن‌ها که از (فیض و حضور) ما (خداوند) بی‌خبرند،» «می‌گویند که دعا اثر ندارد (و بی‌فایده است).» این بیت به نادانی کسانی که به دلیل عدم آگاهی از فیض الهی، منکر تأثیر دعا و قدرت خداوند هستند.

نزدیک آمد که دیده بخشیم آن را که به ما نظر ندارد

«نزدیک است که (چشم) بینایی (چشم دل و بصیرت) ببخشیم،» «به آن کسی که به ما (به سوی حق) نگاه (توجه) ندارد.» این بیت به رحمت و لطف الهی در بصیرت‌بخشی حتی به کسانی که غافل و بی‌توجه‌اند و دعوت به توجه به سوی حق.

حل مشکلات توسط خداوند

مولانا در پایان غزل، به قدرت مطلق خداوند در حل مشکلات اشاره می‌کند:

خاموش که مشکلات جان را جز دست خدای برندارد

«خاموش باش (ای مولانا)، چرا که مشکلات جان (مشکلات عمیق روحی و معنوی انسان) را،» «جز دست خداوند (قدرت مطلق الهی) نمی‌تواند برطرف کند.» این بیت به توکل کامل بر خداوند و اعتراف به این حقیقت که تنها قدرت اوست که می‌تواند مشکلات لاینحل را حل کند.


نکات مهم

  • گنجینه‌ی حقیقی: زر معرفت و عشق الهی، گنجینه‌ی حقیقی است و بی‌خبری از آن، نشانه‌ی بیچاره‌گی است.
  • بی‌حاصلی بدون عشق: ظواهر و هنرها بدون عشق و فیض الهی، بی‌حاصل و بی‌ارزشند.
  • بخشش بی‌کران: خداوند با کرم بی‌حد خود، به نیازمندان عشق و معرفت می‌بخشد، حتی اگر کاملاً تشنه‌کام باشند.
  • فیض‌های ابدی: بخشش‌های الهی از جنس امور فناپذیر نیستند، بلکه معنوی و ابدی‌اند.
  • غفلت از تأثیر دعا: کسانی که از فیض الهی بی‌خبرند، منکر اثر دعا می‌شوند.
  • بصیرت‌بخشی الهی: خداوند حتی به غافلان نیز فرصت بصیرت‌یافتن و توجه به سوی خود را می‌دهد.
  • توکل مطلق: تنها قدرت خداوند می‌تواند مشکلات عمیق روحی و معنوی انسان را برطرف کند و باید به او توکل کرد.

این غزل با بیانی دلنشین، انسان را به سوی حقیقت عشق و توکل بر فضل الهی رهنمون می‌سازد و از غفلت و یأس برحذر می‌دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: