تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 951 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 951 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 951 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۵۱ دیوان شمس مولانا

هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
چو آب پاک که در تن رود پلید شود

ز شیر دیو مزیدی مزید تو هم از اوست
که بایزید از این شیردان یزید شود

مرید خواند خداوند دیو وسوسه را
که هر که خورد دم او چو او مرید شود

چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهان
بدین قریب شود مرد زان بعید شود

هر آن دلی که بشورید و قی شدش آن شیر
ز شورش و قی آن شیر بوسعید شود

هر آنک صدر رها کرد و خاک این در شد
هزار قفل گران را دلش کلید شود

ترش ترش تو به خسرو مگو که شیرین کو
پدید آید چون خواجه ناپدید شود

چو غوره رست ز خامی خویش شد شیرین
چو ماه روزه به پایان رسید عید شود

خموش آینه منمای در ولایت زنگ
نما به قیصر رومش که تا مرید شود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۵۱ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۵۱ مولانا، بیانگر تأثیر پذیرش امور دنیوی و نفسانی (شراب دیو) بر قلب و لزوم پاکسازی آن برای رسیدن به معرفت حقیقی است. مولانا در این غزل، با تشبیه دل به تصفیه‌کننده‌ای که ناپاکی‌ها را به فضیلت تبدیل می‌کند، به تأثیر تقابل شرق و غرب (دنیا و آخرت) بر حال انسان اشاره می‌کند. او با تأکید بر ترک صدرنشینی (مقام و خودبینی) و خاک راه شدن، به گشوده شدن درهای حکمت و رهایی از خامی نفس دعوت می‌کند.

تأثیر پذیرش ناپاکی‌ها و تبدیل آن به فضیلت

مولانا غزل را با بیان تأثیر آلودگی بر ذات پاک آغاز می‌کند:

هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود چو آب پاک که در تن رود پلید شود

«هر چیز تازه‌ای که به تو (ای انسان) می‌رسد، خشک و فاسد می‌شود (قدید شود، مانند گوشت خشک شده و فاسد)،» «مانند آب پاکی که وقتی وارد بدن (و مجاری گوارشی) می‌شود، (تبدیل به خون و سپس) پلید (فضولات) می‌گردد.» این بیت، بیانگر این حقیقت است که نفس انسان (که آلوده به دنیاست)، هر چیز پاک و نویی را که دریافت می‌کند، به سمت خود می‌کشد و آن را از طراوت و پاکی اولیه دور می‌کند. اشاره به جنبه‌ی مادی و ناپایدار پدیده‌ها در جهان فیزیکی.

ز شیر دیو مزیدی مزید تو هم از اوست که بایزید از این شیردان یزید شود

«از شیر دیو (وسوسه‌های نفسانی و مادیات) افزونی (مزید) خود را مجوی، زیرا فزونی تو (و کمال تو) هم از همان (شیر دیو) خواهد بود (که تو را آلوده می‌کند)،» «تا جایی که بایزید (که نماد عارف بزرگ و خداپرست است) از این شیردان (محصول این شیر) تبدیل به یزید (نماد گمراهی و فساد) شود (یعنی حتی عارف را نیز منحرف می‌کند).» این بیت، هشدار درباره‌ی خطرات پذیرش وسوسه‌های نفسانی و دنیاطلبی؛ این امور نه تنها کمال نمی‌آورند، بلکه می‌توانند انسان را (حتی عارفان را) به انحراف بکشانند.

مرید خواند خداوند دیو وسوسه را که هر که خورد دم او چو او مرید شود

«خداوند (از روی ملامت و هشدار) دیو وسوسه را “مرید” (کسی که اراده‌ای ندارد و مطیع است) نامیده است،» «زیرا هر کس که (از این دیو) نفس (دم او) را بپذیرد و پیروی کند، مانند خود دیو، بی‌اختیار و مطیع (مرید) او خواهد شد.» این بیت، بیانگر ماهیت گمراه‌کننده وسوسه؛ هر کس مطیع وسوسه شود، اراده‌ی خود را از دست می‌دهد و در دام دیو می‌افتد.

تقابل دو جهان و تأثیر آن بر انسان

مولانا به تقابل جهان ظاهر و باطن و تأثیر آن بر انسان اشاره می‌کند:

چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهان بدین قریب شود مرد زان بعید شود

«این دو جهان (دنیا و آخرت / ظاهر و باطن) مانند مشرق و مغرب هستند،» «(که وقتی) انسان به این (یکی) نزدیک می‌شود، از آن (دیگری) دور می‌گردد.» این بیت، بیانگر تضاد و تقابل میان عالم مادی و معنوی؛ هر چه انسان به دنیا نزدیک شود، از آخرت دور می‌شود و بالعکس.

شورش دل و تبدیل ناپاکی به پاکی

مولانا به نقش دل در پاکسازی و تبدیل آلودگی به پاکی اشاره می‌کند:

هر آن دلی که بشورید و قی شدش آن شیر ز شورش و قی آن شیر بوسعید شود

«هر دلی که (از ناپاکی‌ها) به هم شورید و آن شیر (ناپاک وسوسه) را قی کرد (برگرداند و از خود بیرون ریخت)،» «از (برکت) این شوریدن و قی کردن آن شیر، (خودش) به مقام ابوسعید (ابوسعید ابوالخیر، عارف بزرگ) می‌رسد (و پاک و معنوی می‌شود).» این بیت، نقطه‌ی عطفی در غزل؛ اینجا مولانا به راهکار رهایی از آلودگی‌ها اشاره می‌کند: دل باید ناپاکی‌ها را بیرون بریزد تا به کمال برسد.

ترک خودبینی و گشوده شدن درهای حکمت

مولانا به لزوم ترک خودبینی و فروتنی برای کسب معرفت اشاره می‌کند:

هر آنک صدر رها کرد و خاک این در شد هزار قفل گران را دلش کلید شود

«هر کس که صدر (مقام و منصب) را رها کرد و خاک این در (درگاه حق) شد (فروتن گشت)،» «دلش کلید هزار قفل گران (مشکلات و اسرار پیچیده) خواهد شد (و به معرفت و حل مسائل دست می‌یابد).» این بیت، تأکید بر اهمیت فروتنی و رهایی از تکبر برای رسیدن به حکمت و معرفت.

رسیدن به شیرینی پس از خامی

مولانا به لزوم طی کردن مراحل رشد و بلوغ اشاره می‌کند:

ترش ترش تو به خسرو مگو که شیرین کو پدید آید چون خواجه ناپدید شود

«(در حالت) ترش (و خامی) خودت، به پادشاه (خسرو، معشوق یا حقیقت) مگو که “شیرینی کجاست؟”» «(زیرا آن شیرینی) زمانی پدیدار می‌شود که خواجه (نفس خودبین) ناپدید شود (و از میان برود).» این بیت، بیانگر این حقیقت است که شیرینی و وصال زمانی حاصل می‌شود که نفس از میان برود و خامی انسان برطرف شود.

چو غوره رست ز خامی خویش شد شیرین چو ماه روزه به پایان رسید عید شود

«مانند غوره (انگور نارس) که با رها شدن از خامی خویش، شیرین می‌شود،» «(و) همانند ماه روزه که وقتی به پایان می‌رسد، عید می‌شود.» این بیت، تمثیل زیبایی از بلوغ معنوی؛ رشد و کمال مستلزم گذر از مرحله‌ی خامی و تحمل ریاضت است.

نشان دادن آینه به اهل حق

مولانا غزل را با توصیه‌ای به نشان دادن حقایق به اهلش به پایان می‌رساند:

خموش آینه منمای در ولایت زنگ نما به قیصر رومش که تا مرید شود

«ساکت شو! آینه (حقیقت و معرفت) را در سرزمینی (ولایت) که پر از زنگار (آلودگی و ناپاکی) است، نشان مده،» «(بلکه) آن را به قیصر روم (امپراطور روم، نماد شخصیتی شایسته و آماده‌ی پذیرش حقیقت) نشان بده تا (از آن متأثر شده و) مرید (عاشق و پیرو حق) شود.» این بیت، توصیه‌ای به اهل حکمت و معرفت که حقایق را برای هر کس فاش نکنند و آن را تنها به کسانی که اهلیت و آمادگی پذیرش دارند، عرضه کنند.

نکات مهم

  • ناپاکی نفسانی: نفس انسان تمایل دارد هر چیز پاکی را به سمت ناپاکی و فساد بکشاند، همانند آب پاک که در بدن پلید می‌شود.
  • خطر وسوسه‌های دنیوی: پذیرش وسوسه‌ها و مادیات (شیر دیو) می‌تواند انسان را به انحراف بکشاند و حتی عارف را از راه حق دور کند.
  • از دست دادن اراده: هر کس که مطیع وسوسه شود، اراده و اختیار خود را از دست می‌دهد.
  • تقابل دنیا و آخرت: نزدیک شدن به یکی از این دو جهان، به معنای دور شدن از دیگری است.
  • پاکسازی دل: دل با بیرون ریختن ناپاکی‌ها (قی کردن شیر وسوسه) می‌تواند به مقام عارفان بزرگ (مانند ابوسعید) برسد.
  • فروتنی و رهایی از خودبینی: ترک مقام و خاک راه شدن، موجب گشوده شدن قفل‌های حکمت و معرفت می‌شود.
  • رسیدن به شیرینی پس از خامی: کمال و وصال معنوی مستلزم گذر از مرحله‌ی خامی نفس و تحمل ریاضت است.
  • عرضه حقیقت به اهلش: حقایق و معرفت را نباید برای هر کس آشکار کرد؛ تنها کسانی که شایستگی و آمادگی دارند، باید آن را دریافت کنند.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۵۱ مولانا، دعوتی عمیق به خودشناسی، تهذیب نفس، و درک لطافت‌های عالم معنا است. مولانا با زبانی تمثیلی و کوبنده، به تأثیر مخرب پذیرش وسوسه‌های نفسانی (شیر دیو) بر طراوت و پاکی روح اشاره می‌کند و خطر انحراف حتی برای عارفان بزرگ را گوشزد می‌نماید. او با بیان تقابل میان جهان مادی و معنوی، بر لزوم انتخاب مسیر تأکید می‌ورزد. نقطه‌ی عطف غزل در تبیین نقش دل در “شوریدن” و “قی کردن” ناپاکی‌ها برای رسیدن به مقام قدسی است. مولانا با تأکید بر اهمیت فروتنی و ترک خودبینی، آن را کلید گشودن درهای حکمت می‌داند و با تمثیل غوره و ماه روزه، به مراحل گذر از خامی نفس و رسیدن به شیرینی کمال اشاره می‌کند. در نهایت، مولانا با توصیه‌ای حکیمانه، اهل معرفت را به عرضه‌ی آینه‌ی حقیقت تنها به کسانی که شایستگی آن را دارند فرامی‌خواند. این غزل پیامی از لزوم پاکسازی باطن، استقامت در مسیر سلوک، و شناخت جایگاه خود در برابر حقیقت را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: