تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 943 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 943 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 943 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۴۳ دیوان شمس مولانا

نماز شام چو خورشید در غروب آید
ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

به پیش درکند ارواح را فرشته خواب
به شیوه گله بانی که گله را پاید

به لامکان به سوی مرغزار روحانی
چه شهرها و چه روضاتشان که بنماید

هزار صورت و شخص عجب ببیند روح
چو خواب نقش جهان را از او فروساید

هماره گویی جان خود مقیم آن جا بود
نه یاد این کند و نی ملالش افزاید

ز بار و رخت که این جا بر آن همی‌لرزید
دلش چنان برهد که غمیش نگزاید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۴۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۴۳ مولانا، تصویری دلنشین از عالم رؤیا و تجربه سفر روحانی روح در هنگام خواب است. مولانا در این غزل، با تشبیه زمان غروب خورشید و نماز شام به لحظه‌ای برای گشوده شدن راه غیب، به این حقیقت اشاره می‌کند که خواب، فرصتی برای رهایی روح از قید جسم و پرواز به سوی عالم معنا است. او شگفتی‌ها و زیبایی‌های عالم غیب را که روح در خواب تجربه می‌کند، توصیف کرده و آرامش و رهایی حاصل از این سفر روحانی را برجسته می‌سازد.

غروب حواس و طلوع عالم غیب

مولانا غزل را با پیوند میان زمان غروب و گشوده شدن عالم معنا آغاز می‌کند:

نماز شام چو خورشید در غروب آید ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

«هنگامی که (وقت) نماز شام فرا می‌رسد و خورشید در غروب (پنهان شدن) خود می‌آید،» «(در این هنگام) راه حواس (ظاهری) بسته می‌شود و راه عالم غیب (و معانی باطنی) گشوده می‌گردد.» این بیت، بیانگر تمثیلی از خواب؛ همان‌طور که با غروب آفتاب دید ظاهری کم می‌شود و نماز مغرب فرصتی برای توجه به باطن است، با خواب نیز حواس ظاهری از کار می‌افتد و راه برای تجربه‌های روحانی باز می‌شود.

به پیش درکند ارواح را فرشته خواب به شیوه گله بانی که گله را پاید

«فرشته‌ی خواب (که مسئول خواباندن انسان‌هاست)، ارواح را به جلو می‌راند (و به سوی عالم غیب می‌برد)،» «به شیوه‌ی چوپانی که گله‌ی خود را هدایت می‌کند و از آن مراقبت می‌نماید.» این بیت، بیانگر نقش الهی خواب؛ خواب نوعی قبض روح موقت است که روح را برای سفر معنوی آماده می‌کند.

سفر روح به مرغزارهای روحانی

مولانا به مقاصد سفر روح در عالم غیب اشاره می‌کند:

به لامکان به سوی مرغزار روحانی چه شهرها و چه روضاتشان که بنماید

«(روح) به سوی مرغزارهای روحانی (عالم معنا و بهشت‌های معنوی)، در عالم بی‌مکان (لامکان) حرکت می‌کند،» «چه شهرها (عظیم) و چه باغ‌های زیبا (روضات) از آن‌ها (عالم غیب) را به او نشان می‌دهد!» این بیت، توصیفی از گستردگی و زیبایی عالم غیب که روح در خواب یا مکاشفه آن را مشاهده می‌کند.

هزار صورت و شخص عجب ببیند روح چو خواب نقش جهان را از او فروساید

«روح هزاران صورت و شکل شگفت‌انگیز (عجب) را می‌بیند،» «هنگامی که خواب، نقش (و تصوّر) جهان (مادی) را از او (از روح) می‌زداید و پاک می‌کند (و مانع دیدن آن می‌شود).» این بیت، بیانگر آزادی روح از قید تصاویر مادی و قابلیت آن برای دیدن حقایق غیبی در حالت خواب.

سکونت ابدی روح در عالم غیب

مولانا به تعلق ابدی روح به عالم معنا اشاره می‌کند:

هماره گویی جان خود مقیم آن جا بود نه یاد این کند و نی ملالش افزاید

«همواره گویی که جان (روح انسان) خود مقیم و ساکن دائمی آنجا (عالم غیب) بوده است (و به آن تعلق دارد)،» «(و به همین دلیل) نه این دنیا (یاد این) را به یاد می‌آورد و نه ملال و اندوهش از آن (عالم غیب) افزوده می‌شود (بلکه همواره در آن شاد است).» این بیت، تأکید بر ریشه‌ی روحانی انسان؛ روح در اصل متعلق به عالم معناست و در آنجا احساس آرامش و آشنایی می‌کند.

ز بار و رخت که این جا بر آن همی‌لرزید دلش چنان برهد که غمیش نگزاید

«از بار و اثاثیه‌ی (مشکلات و تعلقات) این دنیا که (جان) در اینجا (در دنیا) بر آن‌ها می‌لرزید (و نگران بود)،» «دلش چنان رها می‌شود که (دیگر) غم و اندوهی او را نمی‌گزد (و آزار نمی‌دهد).» این بیت، بیانگر آرامش و رهایی مطلق روح در عالم غیب؛ در آنجا هیچ غم و نگرانی دنیوی وجود ندارد.

نکات مهم

  • خواب، پنجره‌ای به عالم غیب: غروب حواس ظاهری در خواب، راه را برای گشوده شدن بصیرت درونی و دیدن عالم غیب باز می‌کند.
  • فرشته‌ی خواب: مولانا فرشته‌ای را مسئول هدایت ارواح به عالم خواب و رؤیا می‌داند که نقش چوپان را برای گله‌ی ارواح ایفا می‌کند.
  • سفر روحانی به لامکان: روح در خواب به “مرغزارهای روحانی” و “شهرها و روضات” بی‌مکان سفر می‌کند که نشان‌دهنده‌ی گستردگی و زیبایی‌های عالم معناست.
  • رهایی از قید تصاویر مادی: در خواب، نقش جهان مادی از روح زدوده می‌شود و قابلیت دیدن صورت‌ها و اشخاص عجیب غیبی فراهم می‌آید.
  • تعلق ابدی روح به عالم معنا: روح در عالم غیب احساس آشنایی و تعلق خاطر عمیق دارد، گویی همواره مقیم آنجا بوده است.
  • آرامش و رهایی در خواب روحانی: در این سفر روحانی، روح از تمامی بارها، نگرانی‌ها و غم‌های دنیوی رها شده و هیچ اندوهی او را آزار نمی‌دهد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۴۳ مولانا، تصویری عرفانی و شاعرانه از تجربه‌ی خواب و سفر روح به عالم غیب است. مولانا خواب را فرصتی مقدس می‌بیند که در آن، حواس ظاهری از کار افتاده و راه برای ادراک حقایق پنهان و معانی باطنی گشوده می‌شود. او نقش فرشته‌ی خواب را به مثابه یک چوپان برای هدایت ارواح به سوی مرغزارهای روحانی لامکان ترسیم می‌کند و زیبایی‌ها و شگفتی‌های عالم غیب را که روح در این سفر مشاهده می‌کند، به تصویر می‌کشد. غزل با تأکید بر ریشه‌ی الهی روح و تعلق ابدی آن به عالم معنا، به آرامش و رهایی مطلقی اشاره می‌کند که روح از بار سنگین تعلقات دنیوی در این سفر روحانی تجربه می‌کند. این غزل دعوتی به تفکر درباره‌ی ماهیت خواب و قدردانی از آن به عنوان فرصتی برای تجدید روح و اتصال با عالم معنا است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: